Showing posts with label WCP:HESSE. Show all posts
Showing posts with label WCP:HESSE. Show all posts

Sunday, June 1, 2014

HERMANN HESSE:THE STORY TELLER POETهرمان هسه :راوی شاعر

هرمان هسه : راوی شاعر
مقدمه بر چاپ دوم : هرمان هسه , دگردیسی شاعر
می گوید اگر زمانی ملکه سبا را دیدید از ازدواج با او حذر کنید زیرا ملکه سبا تنها سزاوار عشق جادویی است
 و نه زناشویی
در مقدمه دیدار های ملکه سبا , سرانو
جادوی عشق در جان هسه می دود این جان جاودانه عشق و سلوک روحی خود را آنگاه به سیذارتا تفویض می کند که جای جای نوشتاهای او به چشم می خورد ,از کتاب سیذارتا تا بعد . شاید دوستی با یونگ و گرایش به روانشناسی همراه پسزمینه های فلسفی در این عشق بی اثر نبود .این علاقه و آشنایی موجب شد تا اثار هسه نیز از دید گاه یونگی نقد شود مانند نقد تفسیری گرگ بیابان از جان سایمونز , و یا کارهای دیگر او به فارسی , تا شکلی جاودانه و همیشگی از تعریف تفکر که برداشت دیگر هسه از فلسفه های باستان است و روانشناسی یونگ , و نیز پرداخت به آرزوها و گونه گونی روح انسان . از این دیدگاه  خواندن اثار هسه بدون توجه به نظریه های روانشناختی یونگ , نارسا به نظر می رسد
میگل سرانو , نویسنده ی دیدار های سبا ,با مقدمه ی یونگ نیز در حلقه جادو یا دایره ی هرمسی به این ارتباط یونگ و هسه اشاره دارد و از نشانه هایی مانند مار فروتن , گل غالی , عشق جادویی , کتاب رستاخیز و مانند آن
یاد می کند اما در این میان سیذارتا ی هسه با چهره یی چند مذهبی نقش عمده یی دارد زیرا که اعترافات روانشناسانه ی هسه را در بر دارد
هسه کتاب گرگ بیابان را مکمل سیذارتا می داند : آن ها دو قطب زندگی اند که ما در میانشان در حرکتیم
هسه در سال ١٩٢٢ سیذارتا را نوشت و پس از بیست سال یعنی در سال ١٩٤٣ رمان تیله بازی یا بازی با مهره های شیشه یی را  منتشر کرد . به نظر می آید دلمشغولی هسه با سیذارتا موجب شده که شخصیت یوسف نشت , قهرمان داستان بازی با مهره های شیشه یی دنباله ی همان بودا , شهزاده ی پارسی و یا سیذارتا باشد که در عین حال
نشاندهنده ی آن سلوک شرقی و سر سپردگی هسه به آن هم هست , که در فاصله ی این دو قصه یا رمان و در
یاد دا شت ها و نامه هایش هم به آن ها پرداخته بود . در ضمن هسه نوشته های پسا مرگ و شعر های هرمان لا شر را از سال ١٩٠١ ضمیمه ی این رمان کرده است
*
هرمان هسه به سال ١٨٩٦ شعر مادونا را نوشت و در سال ١٨٩٧ شعر های رومانتیک را .اولین قصه ی هسه , پیتر کامنزیند است به سال ١٩٠٤ که به ترجمه ی پرند کشوری با مقدمه فرامرز سلیمانی چاپ شده است .این اثر به عنوان کتاب خواندنی , محبوب فروید بود و هسه در یکی از مقدمه هایش نوشت : این قصه ها به تمامی در باره ی مانند و
 باز تاب راهی که در پیش داشتم از رویاهاو آرزوهای پنهانم و تاریخ های  تلخ

*
در میان نویسندگان آلمانی زبان که با هجوم هیتلری رویارو شدند می توان گفت که در آلمان
توماس مان , ١٨٧٥ تا ١٩٥٥ ,
هانا آرنت , ١٩٠٦ تا ١٩٧٥ و برتولت برشت , ١٨٩٨ تا  ١٩٥٥تبعید و رستگاری را به مقاومت و سیاست ترجمه و دنبال کردند اما استفن تسوایک اتریشی , ١٨٨١ تا ١٩٤٢ پس از گریز های فراوان به کشورهای اروپایی , آمریکای شمالی و آمریکای جنوبی در انتها با همسر دومش لوته در شهر پتروپولیس نزدیک ریو د ژانیروی برزیل خودکشی کردند .هرمان هسه اما در حالی که مبارزه اش را در نوشته هایش ادامه می داد , زندگی آرامی را در سوییس بر گزید و شاهد سقوط نازی بود
*
بی تردید شهرت هسه بر آسا س قصه های اوست اما تمام تصویر زندگی و کار او بدون پرداختن به فر آورده های
آفرینش او در زمینه ی شعر غنایی و نقد و نظر در باره ی آن ناقص می نماید او نه تنها با طرح بودا ,شهزاده ی پارسی  با شعر و ادبیات ایران در پیوند است بل با میراث بری از گوته , آن عاشق پیشه ی آلمانی و پیرو شیفته ی حافظ شیراز نیز این پیوند را می گسترد و از از این نظر با فرهنگ ما خویشاوندی بیشتری می یابد.هم از این روست که از زمان انتشار کتاب هرمان هسه , دگردیسی شاعر در دهه ی  ١٣٦٠ نزدیک به یکصد عنوان از کتابهای هسه در ایران  ترجمه , باز ترجمه و یا تجدید چاپ شده است
: یکبار هسه نوشت
'Transzendieren!' Advance, mount higher, conquer yourself! 
به پیش رو , بالاتر رو ,بر خود فایق شو 
از رمان : تیله بازی 
دکتر فرامرز سلیمانی
بهار ١٣٩٣

Monday, April 7, 2014

WCP:HERMANN HESSE:from SIDDHARTHA

WCP:HERMANN HESSE:SIDDHARTHA
img courtesy he sam 
تا باغ اش رفت کاملا ی طلایی 
بر درگاه باغ ایستاد  شمن گندمگون 
و آنگاه که گل های نیلوفر را دید 
خم شد 
خندان پذیرفت کاملا 
و شمن جوان اندیشید 
بهتر آنست که قربانی کاملای طلایی باشد 
تا که خدایان 

*WCP:HERMANN HESSEH:IMMIGRATIION IS HOME

Hermann hesse 
img courtesy he sam
One never reaches home but wherever friendly paths intersect the world looks like home for awhile
H.H:Demian
هرگز کسی به خانه نمی رسد اما آنجا که راههای دوستی از جهان می گذرد زمانی چند به خانه می ماند 
هرمان هسه :دمیان

به بهانه ی ۲ جولای ، زادروز شاعر و نویسنده ی آلمانی - سویسی
نوشتن یک رویاست . رویای طول و درازی که گاه در طی راه به کابوس می انجامد آنسان که هرمان هسه در ۱۸۹۰-۱۸۸۹ از آن آغازید و در زندگی پر ماجرایش بدان رسید 

...
طرفه آن كه همچنان كه در معرفى ويكى پيديا در مقاله بالا مى بينيد و من هم در مقدمه ى چاپ اول كتابم اشاره دارم هسه براى مهاجرت بخش ايتاليايى زبان سويس را انتخاب مى كند كه به زبانى متفاوت از زبان مادرى او مكالمه دارد و اين انتخاب در مهاجران ديگر هم نظايرى اندك ندارد.از نظر روانى و اجتماعى مولف مهاجر زبانش را به خانه يى ديگر مهاجرت مى دهد و همانند روح و جانش و توان آفرينشش از آن مراقبت و نگهدارى مى كند . هسه نيز چنين راهى را در ساليان باقى عمر در پيش گرفت و در همان سويس ايتاليايى زبان از جهان رفت

Friday, April 4, 2014

WCP:HERMANN HESSE:MOANING OF BROKEN BRANCH

هرمان هسه :ناله ی شاخه ی شکسته 
ترجمه ی فرامرز سلیمانی 
*در شب شعر بین المللی واشینگتن ١٩٩٦ به هشت زبان و از جمله فارسی و آلمانی اجرا شد *
شاخه ی شکسته ی تردی 
سال ها آویخته بود 
صدای خشکش در باد می نالید 
بی برگ  بی بار 
عریان  پریده رنگ  خسته از هستی 
خسته از مرگ  مرگی طولانی  بس طولانی 
صدایش ساخت و لجوجانه بود 
صدای جسور و هراسانش 
در تابستانی دیگر  و  زمستانی دیگر 

Monday, March 31, 2014

WCP:HERMAN HESSE:OLD CHINESE POEM

از کتاب هرمان هسه ی فرامرز سلیمانی 

منگ تسه 
از شعر های کهن چینی 
:
وقتی که آدمی به کهنسالی می رسد 
و کار خویش را به پایان می رساند 
به آرامی با اندیشه ی مرگ در می آمیزد 
او را با دیگران نیازی نیست 
او آنان را می شناسد و در باره شان بسیار می داند 
او را تنها به آرامش نیازی نیست 
پس روا نیست که به دیدارش روند و سخن رانند 
و چنانش کنند که از ابتذال به رنج آید 
پس از خانه اش در می گذرند 
گویی کسی در آن نمی زید