IS A SITE OF ART,LITERATURE, CULTURE AND SCIENCE,ESPECIALLY HEALTH AND MEDICAL SCIENCES,PUBLISHED IN MAJOR LANGUAGES AND IN SEVERAL CHAPTERS.THE GOAL OF THIS SITE IS TO PROVIDE,PRODUCE AND PROMOTE FREE WORDS AND IMAGES FOR FREE FOLKS OF OUR PLANET.
Showing posts with label NIGHT OF POETRY. Show all posts
Showing posts with label NIGHT OF POETRY. Show all posts
Wednesday, January 2, 2013
Wednesday, December 26, 2012
Monday, December 17, 2012
Wednesday, October 31, 2012
Monday, October 29, 2012
Saturday, October 27, 2012
شاعرناب نمی گذارد تا واژه او را بنویسد-۱
شاعرناب نمی گذارد کتا واژه او را بنویسد
واژه دلتنگ است و جا می ماند
در درون پیله اش
و امید دگر گونی را از دست می دهد
شاعر به نجاتش می آید
و قصددگرگونی دارد
تابارتازه یی بر شانه های رنجور واژه نهد
واژه دستاورد عشق است
در خم یک خالی
واژه
یک منزل است
که هنوز روانه نمی شود
تا شاعر روانه می شود
که او را می نویسد
واژه دلتنگ است و جا می ماند
در درون پیله اش
و امید دگر گونی را از دست می دهد
شاعر به نجاتش می آید
و قصددگرگونی دارد
تابارتازه یی بر شانه های رنجور واژه نهد
واژه دستاورد عشق است
در خم یک خالی
واژه
یک منزل است
که هنوز روانه نمی شود
تا شاعر روانه می شود
که او را می نویسد
Friday, October 26, 2012
Saturday, September 15, 2012
Thursday, September 6, 2012
Monday, September 3, 2012
Tuesday, August 28, 2012
ناپیدایی ی ناباور دوست - شعر
نا پیدا یی ی نا باور دوست
شب بود
که بو ی شب بو آمد
در غبار
و دود
توفان که می توفید
گرد باد می گردید
و دوست
بالای جهان گم بود
تا او دست کشیدم
تا دست دوست
و دستانم
در دستان غبار و دود می اسود
پس ناباور و ناب
از دوست دست کشیدم
از دستان دوست
نا باور و
ناب
.
ناباور و ناب
خواب خلاصه مان را
در آغوش توفان
خفتی
در راه که می رفتی
گفتی که توفان
خواب خلاصه مان را
هر روز
با خود آورده بود
و واژه های توفانی
هنوز در راه پراکنده بود
موج که بازی نیست
شکوه خیزش آب است
در بلوغ آبی
.
در عنبر و عقیق تو را جستم
و عنبر
و عقیق
ناب و نایاب بود
جهان
جای جدال خارا بود و رنگ
و رایحه ی باغ
که در کوچ باغ رنگ می با خت
پشت پرچین
آوایی خفه خفته بود
آوای عشق بود
یا زوزه ی هراس و بیزاری
خواب هزار ساله بود این که ما می دیدیم
خواب هزارساله بود
.
قد ری در تنهایی
ساعتی که بازو انش را ما می چرخاندیم
در چرخه یی جذ امگون
حکایت راه رفته است این
یا که راه را
سیل حادثه
برده ست
توفان هنوز می توفد
و گرد باد
می
گردد
و تو که ناب و ناباور و نایابی
...
.
ناباور و ناب
خواب خلاصه مان را
در آغوش توفان
خفتی
در راه که می رفتی
گفتی که توفان
خواب خلاصه مان را
هر روز
با خود آورده بود
و واژه های توفانی
هنوز در راه پراکنده بود
موج که بازی نیست
شکوه خیزش آب است
در بلوغ آبی
.
در عنبر و عقیق تو را جستم
و عنبر
و عقیق
ناب و نایاب بود
جهان
جای جدال خارا بود و رنگ
و رایحه ی باغ
که در کوچ باغ رنگ می با خت
پشت پرچین
آوایی خفه خفته بود
آوای عشق بود
یا زوزه ی هراس و بیزاری
خواب هزار ساله بود این که ما می دیدیم
خواب هزارساله بود
.
قد ری در تنهایی
ساعتی که بازو انش را ما می چرخاندیم
در چرخه یی جذ امگون
حکایت راه رفته است این
یا که راه را
سیل حادثه
برده ست
توفان هنوز می توفد
و گرد باد
می
گردد
و تو که ناب و ناباور و نایابی
...
Monday, August 27, 2012
Sunday, August 26, 2012
Saturday, August 25, 2012
Tuesday, August 14, 2012
Thursday, June 21, 2012
FEU QUI SOURIT/FIRE THAT SMILES/آتش که می خندد
شعله می زند موج
دو موج آتش را شعله می زند
بر کو هان ن شتری تشنه
و حجم های مرکب
شکل مرکب آفتاب
Fire that smiles
wave flames
flaming two waves of fire
on the hump
of a thirsty camel
and complex volumes
in the complex shape
of the sun/
FEU QUI SOURIT
L'ONDE FLAMBE
FLAMBES DEUX ONDES DU FEU
SUR LA BOSSE
D'UN CHAMEAU SOIF
ET LES VOLUMES COMPLEXES
DANS LA FORME COMPLEXE
DU SOLEIL.
Saturday, June 9, 2012
خانه ها خفته اند
به دکتر بهمن مشفقی که این شعر گمشده را در مجله تکاپو باز یافت
خانه ها خفته اند
از خیابان های بی درخت می گذریم
و به هم می اندیشیم
ماه در کوچه یی غریب
به سفر ادامه می دهد
نگاهی به روز داریم
دیریست به هم تکیه کرده ایم
فاصله ها تنها یک پرواز است
پروازی بلند
به گستره ی چشم اندازی
که چشمان شیشه یی ما ن به هم می پیوندد
به هم تکیه می کنیم
یکی می شویم
یکی می شویم
Subscribe to:
Posts (Atom)

















