Tuesday, August 27, 2013

RUMIESQUE IN GREY SADOW

آن که چون سایه 
ز شخص تو 
جدا 
نیست 
منم 
من 
م 
مکش ای دوست تو بر سایه ی خود خنجر خویش 
خنجر که می کشی 
به درختی 
پناه می برم 
ای درختی که به هر سوت هزاران سایه ست 
سایه ست 
سایه ست 
سایه ها را بنواز و 
مبر از گوهر خویش 
و در گریز از سایه سایه می شوم 
سایه 
می شویم 
سایه ها را همه پنهان کن و فانی در نور 
بر گشا طلعت خورشید رخ انور خویش 
و در گریز از سایه 
سایه 
یی 
نه 
جدا 
آ 

وسایه های موقر عصرمارابه خود می خواند درتنهاییی ی تاریکی و بلوغ

در 
سایه 
می خوانمت 
در 
سایه های 
عصر 
با 
می خو انمت 
می 
خوانمت 
و سایه های موقر عصر ما را سر خوشانه به خود می خواند در تنهایی ی تاریکی و بلوغ 

M*A*S*H W*A*R

M*A*S*H  W*A*R
We have seen Mash War
In 4077 Mobile Army Surgical Hospital
In Uijeomgbu,South Korea
Somewhere close to North Korea
Not!
We have had Mash War
in Vietnam, Laos ,Kambodjia,
Iraq,Kuwait,Afghanestan
in Lebanon,Somalia,Yemen,
Panama,Dominican Republic,Haiti,Grenada
Are we going to have another Mash War in Syria?
or
We are going to learn how to speak each others language?
Didn't we miss the laughters?
Aren't we going to deconstruct to human senses?
Uh
So many questions!
Come back tomorrow!

هفته ی بی سوراخ

دو شنبه ها روزنامه ها را می آورم می چینم کنار میز و یک جا می بلعم 
سه شنبه ها قهوه ی لاته در کافه ی فرامار با ساندویچ ساسج و تخم مرغ و کروآ سان و تهویه ی خیلی خنک 
بعد بخشی از منظره ی ابری و آفتابی ی دریاچه می شوم 
چهار شنبه ها صبح زود روزنامه ی محلی را می آوری و پرت می کنی جلوی در و می گریزی 
پنجشنبه ها خبر تازه یی نیست جز سلامتی ی شما 
جمعه ها هنر و ربرتا اسمیت می خوانم و 
در موزه های مجازی جهان قدم می زنم تا دیر وقت شب 
شنبه ها پس از پنج روز کار طاقت فرسا ی روزانه 
می نشینم ناشتار مفصلی می خورم با خودم تنها 
یکشنبه ها هم که روز فوتبال است از بوق سگ تا نصفه های شب 
پس از آن که طی مراسم با شکوهی روزنامه ی نیو یورک تایمز را تمام می کنم 
تا دوباره دوشنبه شود 
و کار 
و کار...
و کار....

A*SH*N*A:DARIUSH MEMARداریوش معمار

داریوش معمار 

عاشقانه های یک سرباز(مجموعه شعر اسطبل

نشر چشمه

*
نشانی پای مفقودم را از آفتاب نیم روز بگیر
سرم را از نیزار
دستم را از خور
تکه های تنه ام را از ارتفاع و باد
چشمم را از منقار پرندگان.

جمع که شدیم کنار هم،
روی برجک نگهبانی در مرز طلاییه
کنار ایستگاه پمپاژ نفت
می‌بینی هنوز سعی می‌کنم،
در خیابان های شلوغ شهر
تو را پیدا کنم با دوربین نظامی.
درست پیش از آن که
خمپاره مرا
تکه تکه کند این‌طور،
دلبر غمگینم!
4

قصدنخل کرده بودم

قصد نخل کرده بودم 
که قصد نخل کرده بودی 
در شبی خارایی 
و کشتی های عاشق 
زمزمه کنان 
ما را به دریا سپردند 
این با ر اگر به قصد نخل دیدمت 
تو را به دریا نمی سپرم 
دریای تو 
منم 
پشت خارا و موج 
قصد نخل کرده بودم 
که قصد نخل کرده بودی 

BORGES Y YO-5/BORGES&I-5...بورخس و من-۵

FARAMARZ SOLEIMANI فرامرز سلیمانی
Borges y yo/Borges &I...بورخس و من -
  بورخس داشت در بوئنوس آیرس با چاقوکش ها مسابقه می داد و تن های بی سر دور میدان می دویدند و
 احمد میر علایی گوشه ی میدان پای دیواری تنها نشسته بود و یک بطری نصفه نیمه ی عرق کشمش دو آتشه ی قزوینکا کنارش بود و شایع بود که او را ضمن بازپرسی زیر شکنجه کشته اند و تن عزیز او را زخمی و خون آلود در خیابان های جلفا
رها کرده اند و رفته اند
رفتم جلو و طی مراسم با شکوهی ادای احترام کردم و گفتم
سنیور بورخس شما این همه حکمت غبطه انگیز جاری و ساری را در شعر و قصه هاتان از کجا آورده اید ؟
بی دریغ گفت ؛ از شرق و اشراق شما
گفتم پس ما چرا این چنین از آن محرومیم و از شما هم چرا میرا ثی به ما چیزی نرسیده است ؟
گفت نرسیده است ؟چرا نرسیده است؟ بروید آثار معاصران کهن گرایتان را بخوانید و دو باره بخوانید و
رالیزم جادویی و باران قورباغه ها و پری های دریایی و
کوه کلیدر را دریابید تا نه تنها از نرودا و لورکا بل از بیهقی و شیخ اشراق و شازده احتجاب در آن بسیار می یابید و تازه شاعران  و نویسندگانی را با لهجه ی آلمانی و یونانی و اسکندری و آقا محمدخانی اختراع کرده اید که نه تنها در هیچ کتابخانه یی بل در قوطی هیچ عطاری نیست
گفتم استاد حالا شما کوتاه بیایید و پشت سر آدم مرده و زنده حرف نزنید و من به جای قوطی عطار شما را به یک
با ر مخفی ی فیسبوکی دیژیتال در کافه های اینترنتی شمال شهری دعوت می کنم تا کمی آرام بگیرید
گفت برویم کمی هم دیر شده است
و بورخس همان گوشه و کنار ها کنار دست چاقو کش ها ی بوئنوس آیرسی
و طبق کش ها و چاله میدانی ها و شر خر های انقلابی
 شاهد مغازله ی ما بود
در برخورد از نوع نزدیک
از دفتر
پاپلی و رویگردانی,جلد ٤