IS A SITE OF ART,LITERATURE, CULTURE AND SCIENCE,ESPECIALLY HEALTH AND MEDICAL SCIENCES,PUBLISHED IN MAJOR LANGUAGES AND IN SEVERAL CHAPTERS.THE GOAL OF THIS SITE IS TO PROVIDE,PRODUCE AND PROMOTE FREE WORDS AND IMAGES FOR FREE FOLKS OF OUR PLANET.
Thursday, August 1, 2013
ROYAGARDANI; ازدفترپیش پاافتاده ها
دست هوا را گرفتم و برای هواخوری آمدم بیرون که تاریکی را در یابم بیرون اما هوا گرفته تر از آن بود که
هوا شناسی و روزنامه و رادیو گفته بود پس شعرم را بلند برای شان خواندم و کسی که کوتاه می نمود که حالا کوتاهتر هم شده بودو دنبال ستونی می گشت بازوی کسی را چسبید و حرفی گفت پر های و هوی و پر سر و صدا که خودش هم در ناباوری گفت چی گفتیم و کسی البته دیگر به حرف هایش گوش نمی داد زیرا حالا همه برای خودشان کسی شده بودند
با این همه دفتر و دستک و نشر و ناشر و نمایشگاه حرفی و گفتاری
به شرط آن که کسی حرف نا مربوط نگفتارد
پس آن همه اه و ناله و حرف های ساده ی گفتاری باد هواست مگر
؟
www.faramarzsoleimani.blogspot.com
SUMMERLY: AUG 2013تابستانی
فرامرز سلیمانی
نخستین آغاز از آغاز نخستین
تکه های معمای کنار تکه های معما
به کجا می بردم
آن که نمی داند به کجا می رود
شعر است مگر شعر ی تابستانی
در توفان و سر پناهی
گل های باغ
تقویمی سبز بر دیوار می کوبد
در نگاه نگران قمری
که روزنامه را می گشاید
تا نرخ ارز را
در میدان جانگ بخواند
تانک ها می غرند
یک سنی ی بزرگ عشق
روی میز ناهار خوری
قیلوله ی پای تی وی
تا آژیر آمبولانس ها و پلیس را
نشنیده بگیرد
به آغاز نخستین
در نخستین آغاز
آزمون تلخ خارایی ست
در تپش مدام موج
اول اوت -
SUMMERLY:PROSE POEMتابستانه:تاکستان رامی نوشیدم
فرامرز سلیمانی
تابستانه
:
تاکستان را می نوشیدم از ورید شمعدانی هاآفتاب جامه ی تابستان راتوی ایوان درید
و پیشاپیش مان راه افتاد تا پشت پرچین ها و خوشه ی عریان
داغ بود انگشتان مان ودست ها و پوست ملتهب مان
تاکستان دست هات را می نوشیدم از ورید شمعدانی هات که آفتاب جامه ی تابستانی ات را توی ایوان درید
و پرچین ها و خوشه ها در راه عریان افتاد
اول اوت
Subscribe to:
Posts (Atom)





