IS A SITE OF ART,LITERATURE, CULTURE AND SCIENCE,ESPECIALLY HEALTH AND MEDICAL SCIENCES,PUBLISHED IN MAJOR LANGUAGES AND IN SEVERAL CHAPTERS.THE GOAL OF THIS SITE IS TO PROVIDE,PRODUCE AND PROMOTE FREE WORDS AND IMAGES FOR FREE FOLKS OF OUR PLANET.
Showing posts with label SPRING LYRIX REDUX. Show all posts
Showing posts with label SPRING LYRIX REDUX. Show all posts
Tuesday, July 30, 2013
Monday, July 29, 2013
Thursday, July 25, 2013
Wednesday, July 24, 2013
Monday, July 22, 2013
Sunday, July 21, 2013
تندیس خاک
حس می کنم
از تو کمی کم دارم
کمان می کشم
تا مرز های دور
تا مرز های دوران
که در غباری سترگ
بر تن زمین می بارد
و تندیس خاک در مه و ماه
بر پا می شود
در دمی
که دم را کم می آورد
و از تو
دمی کمی
کم دارد
آمیزه ی غبارست
حس غباری ی تو
در حس غباری ی من
و تندیس خاک
قمری نگارگری نگران
دست به این ترانه می زنم نگاره می شود نگاره یی به دستان این نگار که دست به این ترانه می زند تا نگاره می شود
قمری ی خاموشی در ایوان
قمری ی نگران
که کودکی را در صدف سپیدش پنهان دارد
و عشق همین گوشه کنار ها زیر طاقی و سایه پرسه می زند
تنها گلدانی پنهان
در آفتاب پسین
آشیانه ی نگار گری
که با سبدی قلم مو
و کوزه یی رنگ
در دستانی نگران
باغچه را آب می دهد
و باغچه رنگ عشق می گیرد
قمری ی خاموشی در ایوان
قمری ی نگران
که کودکی را در صدف سپیدش پنهان دارد
و عشق همین گوشه کنار ها زیر طاقی و سایه پرسه می زند
تنها گلدانی پنهان
در آفتاب پسین
آشیانه ی نگار گری
که با سبدی قلم مو
و کوزه یی رنگ
در دستانی نگران
باغچه را آب می دهد
و باغچه رنگ عشق می گیرد
Saturday, July 20, 2013
چگونه موج را ندیدی که تا گلوی آوازمان می آمد
چگونه موج را ندیدی که تا گلوی آوازمان می آمد
سودایی و کف ناک
که شمشیر عریانش را از خون می زدود
تا در متن خورشید
دامن آبی ی تو را می درید
چگونه موج را ننوشتی
وقتی نیلوفر ها را فراموش کردی
و اصلن کیف ماجرا در همان کف ها بود
کف های سودایی
که با زبانی غریب
مردم را دنبال می کردند
وقتی که دامن مان از دست رفت
چگونه موج ها را ندیدیم
وقت عاشقی
Friday, July 19, 2013
Wednesday, July 17, 2013
Tuesday, July 16, 2013
با تو دریا را به سفر می روم
با تو دریا را به سفر می روم به سفر می روم با تو به نام تو به سفر می روم و راه مرا به نام تو می خواند
و من به نام تو
آواز راه را پاسخ می گویم به آوایی که آوای توست در راه سفر
با تو دریا را به موج و کف پیش پا ی تو می آورم و می گذرم و باز می گردم
و باز که می گردم دریای دیگرم پیش پای تو با موج و کف
با تو جنگلی خاموشم گر می گیرم و دیگر کسی خاموشم نمی کند
و خاموشی ی جنگلی افسانه می شود که هر شب - هزار و یک شب در گوش هات می خو انم
هزار و یک شب من با تو به سفر می رود و در گوش هات زمزمه دارد مثل فریاد جنگلی خاموش
در استان ابی ی موج و کف
با تو همیشه می خوانم
آواز های دریایی م
آواز های دریایی می شوم
با تو آواز های ابی ی دریایی می شوم که بر پای عریان تو می ریزم
دریا که راه سفر های بی شمار ماست و تا منتهای گم شده گی گام نشان ما ن را بر شن می شورد
با تو دریا را به سفر می برم
با تو دریا را به سفر می روم
Friday, July 12, 2013
Wednesday, July 10, 2013
Tuesday, July 9, 2013
SPRING LYRIX:درناستاژیای آینده
زهره خالقى
در ناستالژیای آینده
مثل عکسی که روی عکسی می افتد
گفتی که حال دگرگون می شود
پس در حضور من
بوی خوش دگرگونی می زاید
و در گذشته ی غایب
تنها با گذشته ی غایب
در خاک و دریا و فرادریاها
که عشق همیشه حا ضر بود
اما هنوز من نبود در هنوز تو
پس در حضور اینجا و اکنون است
که ما دگرگون می شویم
و باز دو باره می شویم
در نا ستا لژ یای آینده
مثل عکسی بر روی عکسی تا ر
7.9
Monday, July 8, 2013
Subscribe to:
Posts (Atom)


















