IS A SITE OF ART,LITERATURE, CULTURE AND SCIENCE,ESPECIALLY HEALTH AND MEDICAL SCIENCES,PUBLISHED IN MAJOR LANGUAGES AND IN SEVERAL CHAPTERS.THE GOAL OF THIS SITE IS TO PROVIDE,PRODUCE AND PROMOTE FREE WORDS AND IMAGES FOR FREE FOLKS OF OUR PLANET.
Showing posts with label OCULAR POEMS. Show all posts
Showing posts with label OCULAR POEMS. Show all posts
Wednesday, September 3, 2014
Saturday, May 17, 2014
Sunday, April 13, 2014
Tuesday, April 8, 2014
Thursday, April 3, 2014
A*SH*N*A*CULAR POETRY:MASUD AHMADIمسعود احمدی
مسعود احمدی MASOUD AHMADI
OCULAR POETRY
مرگ یک دیگر اندیش
---
---
هیچ
با خود بر نداشت / تنها گذاشت
آن تکه ابر همیشگی / بالای سرش باشد و ببارد
با خود بر نداشت / تنها گذاشت
آن تکه ابر همیشگی / بالای سرش باشد و ببارد
به مرز که رسیدند
ابر ناپدید شد
باران / و آن زن نیز
که در طول راه با او بود / دستدردست و ناپیدا
ابر ناپدید شد
باران / و آن زن نیز
که در طول راه با او بود / دستدردست و ناپیدا
مرگ
شگفتزده بود / درمانده و آزرده
که مرد با لبخند
از دروازه گذشته بود
بیدرنگ و آه / بینگاهی به پشت سر حتا
شگفتزده بود / درمانده و آزرده
که مرد با لبخند
از دروازه گذشته بود
بیدرنگ و آه / بینگاهی به پشت سر حتا
---------------
بهمن ۱۳۹۳
بهمن ۱۳۹۳
Thursday, March 27, 2014
Friday, March 14, 2014
A*SH*N*A*CULAR POETRY:IRAJ MIRZA
داشت عباس قلی خان پسری
پسر بی ادب و بی هنری
اسم او بود علی مردان خان
کُلفت خانه زِ دَستش به اَمان
پشت کالسکه یِ مردم می جَست
دل کالسکه نشین را می خَست
هر سَحرگه دم در بر لب جو
بود چون کرم به گِل رفته فرو
بسکه بود آن پسره خیره و بد
همه از او بَدشان می آمد
هر چه می گفت لَله لَج می کرد
دَهَنَش را به لَله کَج می کرد
هر کجا لانه ی گنجشکی بود
بچه گنجشک درآوردی زود
هر چه می دادند می گفت کَمَست
مادرش مات که این چه شکمست
نه پدر راضی از او نه مادر
نه معلم نه لَله نه نوکر
ای پسر جان من این قصه بخوان
تو مشو مثل علی مردان خان
ایرج میرزا
-------------------------------
یادهای کودکی، شعرهای کودکان، نوشته های کودکی و تازه های کودکان
در
صفحهی
ادبیات کودکان
پسر بی ادب و بی هنری
اسم او بود علی مردان خان
کُلفت خانه زِ دَستش به اَمان
پشت کالسکه یِ مردم می جَست
دل کالسکه نشین را می خَست
هر سَحرگه دم در بر لب جو
بود چون کرم به گِل رفته فرو
بسکه بود آن پسره خیره و بد
همه از او بَدشان می آمد
هر چه می گفت لَله لَج می کرد
دَهَنَش را به لَله کَج می کرد
هر کجا لانه ی گنجشکی بود
بچه گنجشک درآوردی زود
هر چه می دادند می گفت کَمَست
مادرش مات که این چه شکمست
نه پدر راضی از او نه مادر
نه معلم نه لَله نه نوکر
ای پسر جان من این قصه بخوان
تو مشو مثل علی مردان خان
ایرج میرزا
-------------------------------
یادهای کودکی، شعرهای کودکان، نوشته های کودکی و تازه های کودکان
در
صفحهی
ادبیات کودکان
![داشت عباس قلی خان پسری
پسر بی ادب و بی هنری
اسم او بود علی مردان خان
کُلفت خانه زِ دَستش به اَمان
پشت کالسکه یِ مردم می جَست
دل کالسکه نشین را می خَست
هر سَحرگه دم در بر لب جو
بود چون کرم به گِل رفته فرو
بسکه بود آن پسره خیره و بد
همه از او بَدشان می آمد
هر چه می گفت لَله لَج می کرد
دَهَنَش را به لَله کَج می کرد
هر کجا لانه ی گنجشکی بود
بچه گنجشک درآوردی زود
هر چه می دادند می گفت کَمَست
مادرش مات که این چه شکمست
نه پدر راضی از او نه مادر
نه معلم نه لَله نه نوکر
ای پسر جان من این قصه بخوان
تو مشو مثل علی مردان خان
ایرج میرزا
-------------------------------
یادهای کودکی، شعرهای کودکان، نوشته های کودکی و تازه های کودکان
در
صفحهی
@[144850672242848:274:ادبیات کودکان]](https://scontent-b-iad.xx.fbcdn.net/hphotos-ash4/t1.0-9/s403x403/10006618_668406196553957_746924365_n.jpg)
OCULAR POETRY
IRAJ
Saturday, March 8, 2014
Sunday, February 2, 2014
Friday, January 31, 2014
Wednesday, January 15, 2014
Monday, January 13, 2014
Wednesday, January 1, 2014
Wednesday, November 27, 2013
Subscribe to:
Posts (Atom)














