در انقلاب نيمايى كه اكنون به صد سالگي اش نزديك مى شود غير از اشكال ظاهرى ، تغيير نحو و واژگان و تعابير استعارى تازه مطرح بود زيرا كار كرد عمده انقلاب نيمايى و در اساس كاركرد شعر همان درهمريزى ، دگرگونى و گسترش زبان است كه با توقعات عروضى و مانند آن بسى فاصله دارد و گاه حتا اين مقولات را نقض غرض مى پندارد شاگردان و پيروان نيماىى كه نام برده شده و همچنين ديگرانى مانند منوچهر آتشى بر اين سكوى پرش آمدند واز منظر و منطق خود اين پرواز و جهش را ادامه دادند گيرم كه شاملو زبان و برخورد زبانى آركاييك را برگزيد و باعشق و حماسه در آميخت و فروغ به عرفان شهرى و عشق و اروتيزم عريان روى آورد يا آتشى كه رويكرد بومى گرايى را در آغاز راه يافت و به توسع جهانى و شايد كيهانى دست يازيد و سهراب كه رهروى شرقى شد و آن را در شعر و نقاشى نماياند كه براى همگان هم ملموس نبود. هم از اين روي هنوز هم راه نيماست كه با اين ها و در اين ها دوام دارد اگر شعر نيمايى كلاسيك هاى معاصر باشد يا فرنام شعر پسا نيمايى و نانيمايى و موج ها و حركت هاى ديگر شعر امروز را به خود گيرد كه اين تطور و تنوع نيز از مولفه هاى قرن نيمايى ، نيماييزم و شعر نيمايى و پس از آن است و از جمله در شعر و رويكردهاى شعرى فروغ و سپهرى و شاملو...
IS A SITE OF ART,LITERATURE, CULTURE AND SCIENCE,ESPECIALLY HEALTH AND MEDICAL SCIENCES,PUBLISHED IN MAJOR LANGUAGES AND IN SEVERAL CHAPTERS.THE GOAL OF THIS SITE IS TO PROVIDE,PRODUCE AND PROMOTE FREE WORDS AND IMAGES FOR FREE FOLKS OF OUR PLANET.
Showing posts with label LITCRIT/NIMA. Show all posts
Showing posts with label LITCRIT/NIMA. Show all posts
Saturday, December 13, 2014
Tuesday, April 16, 2013
شعر دربرابر ساده انگاری
Faramarz Soleimani ساده نویسی های ساده انگارانه و گفتاری امروز نیز که به بهانه ی ضد شعرنویسی و کم فروشی ادبی رواج یافته و برخی شاعران گذشته را نیز به دنبال کشیده یا به دست انداز زبان بازی اناخته ، در فرم والا و متعالی از فروغ آغاز شده که خود زیر تاثیر نیما بوده است اما فروغ به زبان فارسی و زبانیت اشراف داشته و از بیرون به عنوان زبان خارجی به آن نگاه نکرده ودرپی ویرانی آن نیز نبوده است .هر شاعر معاصر تنها با زبان مادریش شعر می گوید و زبان های دیگر را تنها یدک می کشد و با آنها زندگی پرونشالی دارد که خارج از مدعای نو آوری و فرا نو آوری است به ویژه آن که محفوطات نظری او در همان زبان فارسی ذاتی و محدوده ی ترجمه های بیست سی سال پیش از کتاب های بیست سی سال پیش نباشد . البته جذابیت های شعر رسمی درون مرزی و رسانه های آن نیز در ای نشیفتگی بی اثر نیست و یا کوشش در جذب جمعیت های محدود هیچ مکانی و رایگان نامه های رایج که مسولیتی برای شعر و ادبیات و هنرها جز در محموله آگهی های تجارتی متصور نیست
پس از ساده نویسی و زبانیت بی زبان آیا اعتدال پاسخی برای خستگی و فرسایش شعردهه ی اخیراست؟و شعرآیا بی رویا شده و دست از عاشقی بر کشیده و به دام پرگویی نثرافتاده و تکرار مکررات شده است؟اندیشه در برابر خیال؟تجربه های نو ویا تکرار تجربه ی گفتار در شعرنیما و فروغ، و باز نویسی وباباز بازنویسی کتابهای کهن درشعرشاملو و قصه ی گلشیری و پیروان شان ، واز سرگیری زبانیت و زبان بازی در تکرار نظریه های اشکلوفسکی ها و شعر اکتاویو پاز ها یا پناه بردن به تولیدانبوه و آشنای فریدون مشیری و شفیعی کدکنی و خیل بیدردانی که دغدغه ی نوآوری شان تنها به حدود دوران بازگشت می رسد.از این ها همه تجربه ها را شاید می توان برتر داشت اما شیفتگی و اصرا ردر تجربه های نو نیز انرژی نو گرایی را از آن ها می گیرد و به سنت تبدیلشان می کند پس نوگرایی واقعی می خواهد از آن بگذرد زیرا که شعر تجربه و حرکت وموقعیت های تازه است.
پس از ساده نویسی و زبانیت بی زبان آیا اعتدال پاسخی برای خستگی و فرسایش شعردهه ی اخیراست؟و شعرآیا بی رویا شده و دست از عاشقی بر کشیده و به دام پرگویی نثرافتاده و تکرار مکررات شده است؟اندیشه در برابر خیال؟تجربه های نو ویا تکرار تجربه ی گفتار در شعرنیما و فروغ، و باز نویسی وباباز بازنویسی کتابهای کهن درشعرشاملو و قصه ی گلشیری و پیروان شان ، واز سرگیری زبانیت و زبان بازی در تکرار نظریه های اشکلوفسکی ها و شعر اکتاویو پاز ها یا پناه بردن به تولیدانبوه و آشنای فریدون مشیری و شفیعی کدکنی و خیل بیدردانی که دغدغه ی نوآوری شان تنها به حدود دوران بازگشت می رسد.از این ها همه تجربه ها را شاید می توان برتر داشت اما شیفتگی و اصرا ردر تجربه های نو نیز انرژی نو گرایی را از آن ها می گیرد و به سنت تبدیلشان می کند پس نوگرایی واقعی می خواهد از آن بگذرد زیرا که شعر تجربه و حرکت وموقعیت های تازه است.
Tuesday, November 13, 2012
TO IGNORANT PROFESSORS !
کسی که به هر بهانه شعر معاصر را نمی خواند
شعر خود را و شعر معاصر خود را می کند
کسی که شعر خود را و شعر معاصر خود را انکار می کند
شاعر نیست
و نقد و نظر او از موضعی نه آگاه صادر می شود
که اعتبار و ارزشی را پدید نمی آورد
شعر معاصر با نیما و در حوالی شعر نیما و شعر نیمایی آغاز می شود
و به موج ها و حرکت های پس از آن می رسد
هرگز کسی بدون شناخت این موج ها و حرکت ها
به شعر معاصر نمی رسد
و شاعر و ناقد نمی شود
حتا اگر با رالقاب و عناوینی را یدک بکشد
Subscribe to:
Posts (Atom)

