Showing posts with label LITCRIT. Show all posts
Showing posts with label LITCRIT. Show all posts

Wednesday, August 12, 2015

-LITCRIT:BETRAYAL:خیانت

فرامرز سلیمانی Faramarz Soleimani
BETRAYAL:خیانت
خیانت را خیلی ها انجام می دهند بی آن که اسمش را بدانند
...

Friday, March 13, 2015

LITCRIT:ESQUE IS A POSTMODERN PARADIGM



  • Faramarz Soleimani Esque is not just a suffix but a paradigm to provide postmodern poetry through traditional forms, broken down with new diction. This is to redesign and redefine modern and postmodern practice that has been followed recently by others
  •  Esque as a postmodern paradigm.

Thursday, March 5, 2015

LITCRIT:REALITY IS NOT CERTAINTY

Perseus Constellationکهکشان پارسی؟
در آستانه ی یقین 
تردید را 
از ستاره ی چشمک زن 
آموختم 
یقین واقعیت نیست 
واقعیت 
یقین نیست 

At the doorstep of certainty
I learned doubt
from a winking star 
certainty is not reality 
reality 
is not 
certain
Zohreh Khaleghi

LITCRIT:REALITY IS NOT CERTAINTY

Perseus Constellationکهکشان پارسی؟
در آستانه ی یقین 
تردید را 
از ستاره ی چشمک زن 
آموختم 
یقین واقعیت نیست 
واقعیت 
یقین نیست 

At the doorstep of certainty
I learned doubt
from a winking star 
certainty is not reality 
reality 
is not 
certain
Zohreh Khaleghi

Wednesday, March 4, 2015

LITCRIT:REALITY , A LIE


هر روز با سلام و خنده به روز آينده و انسان ساده و سطحى هر روز از آن كوچه مى گذشت تا شعرش را روى روپوش ارمك دختر مدرسه ها بنويسد و شرق خوابزده هنوز از بستر برنخاسته بود و انسان ساده و سطحى در حومه هاى جهان كم شده بود هر روز دسته يى گل كاغذى بود و ميوه هاى مصنوعى كه كار دستى هاى مدرسه شان بود و شمع و گل و پروانه و اميد هاى واهى در عصر عسرت و دلهره كه واقعيت دروغى بيش نبود و دوران پسا مدرن پر شتاب آمده بود
آه خوشباوران سطح هاى لغزنده ى فريباو خاطره هاى خنده دار بر لوح هاى ساده ى پار و پيرار
evening in green wave garden-2
img:moj

LITCRIT: REALITY IS A LIE



مدام خود را به در و ديوار قفس مى كوبيد و نقش ميله ها روى پوست نازكش مانده بود و بال هايش كبود شده بود و از تنش خون مى ريخت و افق خونين شده بود و او فريادش را در گلو خورده بود و زندانبان ديگر خسته شده بود و رفته بود و آسمان سخت مى گريست و واقعيت گريبانش را رها نمى كرد و در دوران پسا مدرن شعر ها و قصه ها اصلن ديگر قفسى در كار نبود
ف.س
Evening in green wave garden
img:moj

LITCRIT:REALITY


واقعيت دروغى بيش نيود
واقعيت دروغى بيش نيست

فس واقعى نيست زيرا واقعى دروغى بيش نيست 
img:moj

Wednesday, February 25, 2015

LITCRIT:POETRY IS TIME MAKER



شعر هاى هر دوران زندگى شاعر نمودار آ ن دوران اند و تصوير شاعر درًآن دوران . همانند تصاويرى كه دور بين هاى عكاسى و يا بوم نقاش از او در گذران دوران ثبت كرده اند گيرم اين جا كلام است و رنگ كه در ثبت تصوير شاعر و دوران شاعر و نيز تصوير شاعر در دوران او مى كوشد و اين ها همه زندگينامه ى شاعر و زندگينامه ى يك دوران را نقش مى زند البته گاه اين نقش ها ساده و سطحى و روزمره و زودگذرند و گاه از پوسته و ظاهر مى گذرند و ژرفا مى گيرند و ماندگار تر از روزنامه ها و رايگان نامه هاى اين روزگارند كه زود از دست مى روند و فراموش مى شوند 
شاعر روزگار ما با شعر و كلامش دوران را مي سازد و شعر و كلام ژرف شاعر دورانساز است
img:moj

Friday, February 20, 2015

NOSRATOLAH MASOUDI:NOTE ON FARAMARZ SOLEIMANI


Nosratolah Masoudi
توسع در کلام و چیستی آن همیشه مرا یاد این شعر حافط می اندازد: " بیا و حال اهل درد بشنو/ به لفظ اندک و معنای بسیار." در بند دوم و سوم دقت کنید :" امروز / روز دیگری بودم" لفظ اندک، اما معناهایی که می توانند به ذهن متبادر شوند بسیار. شاعر برای خلق این فراخنا، تنها در محور جانشینی، شناسه ی " میم" را به "بود" اضافه می کند.و همین اتفاقی میشود در ساخت تازه ی نحو و رفتار تازه با زبان که برخاسته از نیاز روحی شاعر است. به جای آن که چون سطر نخست بنویسد " امروز روز دیگری بود" با افزودن ضمیر " م" می نویسد روز دیگری بودم. حداقل معناها در این سطر: به نبود ِ روشنی و شادی ها در دیروزهایش اعتراف می کند. دو دیگر، دیروزهایش هم خوب بود است اما امروزش روزی ست مطلوب است و به یاد ماندنی. و سه، اصلن نکند شاعر برای شبزده یی دیگر به هیات روز نمایانده شده و او غرق سرخوشی شده است. چهار: امروز دیگرگونه حالی دارم از سنخ احسن الاحوال. شاعر با کلمات بازی نمی کند، جان شاعر و بافت لطیف و هنری کلمات سر بر سینه هم می گذارتد تا به کشف ناگفته های در خود ِ خویشتن برسند....../ قصدم رمزگشایی و تحلیل شعر نبود و گرنه به همه ی این اثر می پرداختم. می خواستم سلامی کرده باشم به شاعر


امروز روز دیگری بود
امروز روز
دیگری بودم
امروز برایت موسیقی کوچک شبانه شدم
و طول راه را 
با سیم های سیمین گذشتم
تا دور
نمی دانم این ها واژه های شعر م بود
یا دسته گلی که باغبان به آب لحظه سپرد
مایا ها بر پیرامید ها می خواندند
در باغ سبز و خانه یی تنها
حادثه را ندانستم از کجا آغاز شد در پایان
این ها چرا در خبر های بامدادی نبود
خیمه ی خراب شب را برچیدم
به خواب علف سر زدم
امروز روز دیگری شدم
فرامرز سلیمانی

Tuesday, January 27, 2015

lLITCRIT:POEM


شعر و ادبيات و هنرها مرهمى بر زخمهاى انسان امروز است. پرنده مردنى ست پرواز را به خاطر بسپار

LITCRIT:POETRY


  • و شعر همه جا هست و در دسترس همه است بر خلاف هنر هاى ديگر كه وسايل پيچيده يى نياز دارد اين جا پيچيده گى يا ساده گى در ذهنيت هاست و باقى كتابى و دفترى و قلمى يا لپ تاپ و تابلت و تلفن دستى كه امروزه روز ادامه ى تن و ذهن انسان است و نحات. بخش و رهاىى بخش و درمان بخش است و بلوغ بشريت از آن است و اين جنگ هفتاد و دو ملت كه حالا از دويست ملت هم گذشته اند و اين همه كينه و نفرت و بيزارى همه از سر خامى است و شعر رهايى و آگاهى و بلوغ است
    پرواز را به خاطر بسپار
    Faramarz Soleimani's photo.

Tuesday, January 6, 2015

LITCRIT:PROSE POEMشعر منثور


  • Faramarz Soleimani Prose poem = شعر منثور
    شعر نوشتا يا شعر منثور كه همان شعر گفتارى هم هست قدمتى دست كم به درازاى متون كهن و مذهبى دارد و يكى از انواع ادبى به شمار مى آيد كه در آثار شاعران غربى مانند پابلو نرودا ، اكتاويو پاز و ديگران هم ديده مى شود

Monday, December 29, 2014

LITCRIT:THE SOUND OF POET

Year-End Reveries in Poetry
آواى شاعر آواى هستى ست كه به طراوت و تازه گى رسيده است اما اذهان معتاد گوش ها شان را مى گيرند و آواى شاعر و آواى هستى را در طراوت و تازه گى از خود دريغ مى دارند...
آواى شاعر آواى هستى ست

Sunday, December 28, 2014

LITCRIT:THE SEA OF MAZANDARAN

١
Postcard from The Sea of Mazandaran
هرجا كه مى روم
درياى مازندران من
با اوست
From Virginia Beach of Atlantic
To Laguna Beach of Pacific
From Lake Erie
To Rend Lake of Southern Illinois
From Puget Sound of Seattle
To Lake Pontchartrain and
Venice of Gulf of Mexico
Wherever I go
I see the sea of Mazandaran
هرجا كه مى رود
درياى مازندران
من با اوست
فرامرز سليمانى
ما نیاز داریم که واقعیت را از پنجره به دور بیاندازیم و آنگاه پنجره را هم . این را هولیو کورتازار آرژانتینی هم گفت 
واقعیت چیزی تحمیلی است خاصه در شعر , جایی که قلمرو رویاست و این واژه های تکراری و آشنا ی زبان و نیز نحو زبان و دستور شناسی است که این تحمیل را تسریع می کند . ستیز و چالش با نحو تحمیلی , عاملی که از ذهنیت دستوری و غلط ننویسیم بر آمده , از مولفه های شعر مدرن و شاعر امروز است که لا جرم خوشایند اذهان معتاد نیست اما راه طراوت و تازه گی شعر تنها از آن می گذرد تا به آن جا می رسد که واقعیت دستمالی شده را بایستی از پنجره به دور انداخت و پنجره را هم ,  حتا اگر این همان پنجره یی باشد که ما می کوشیم تا گذر خود را از خیابان و راه از درون آن بنگریم اگر که به توان بینایی در هنر معاصر معتقد باشیم و دگر گونی ی واژه 

وقتی واژه ای بیرون از سیاق ِ معمول ِ خود، مورد ِ استفاده قرار می گیرد،
معانی ِ جدیدی آفریده می شود .
..................................
از کتاب :"ویتگنشتاین"
اثر : جان هیتون 

...
٢ 
ایجاز مولفه مدرن دیگری در شعر امروز است .ایجاز البته همیشه بخشی از شعر بوده است تا آنجا که شعر را حاصل ایجاز دانسته اند و این جا بیشتر به ایجاز با مشخصه های شعر مدرن نظر داریم و همراه با دیگر اجزای آن
که در شعر های کوتاه و بلند معاصر با ان رویاروییم  .این فشردگی و ایجاز گاه به ناچار با ایهام و ابهام و دو گانگی شطح گونه همراه می شود که اشراف به آن نیاز به آشنایی و آگاهی از شعر امروز دارد اما گاه ملموس تر است مانند : زندگی کوتاهست .هنر طولانی. فرصت جاری ست . تجربه خطرناک است. عقل و نقد و دلیل مشکل است . 
اما این ها همه به دست آوردنی ست و آن نیز با عرق ریزان روح انجام می گیرد و نه گذشتن از کنار آن و ساده انگاری و نگاهی زود گذر که موج در ژرفا شکل می گیرد و دریا نه همین است که به ظاهر آن بنگری و کتاب را تنها از روی جلدش نمی توان قضاوت کرد 
...
٣
:
"هر کجا میروم دریای مازندران من با اوست " با کیست ؟ آیا منظور " با من است" ؟ یا دریای مازندران شاعر با کسی دیگر است.

...
" هر کجا میرود دریای مازندران من با اوست" دریای مازندران شاعر با چه کسیست ؟
کسی برداشته شعر را از نظر نوشتاری و چیدمان یا تقطیع مقلوب کرده وکلماتی را از آن برداشته و  حاصل آن چیزی شده که شعر من و خوانش من از ان نیست و تازه در این بد خوانی و سر در گمی هایش از من می پرسد که منظور من چیست ؟ من که منظورم را به شعر گفته ام , جایی که نثر متوقف شده بود و حالا اما منظور او چیست که شعر را به نثر در آورده و متوقف کرده و از من هم لابد توقع دارد که در طی انشایی ساده و مقالی منثور  برای او توضیح دهم تا که سرش را به  شیوه ی انجمن ادبیاتی ها تکان دهد  و من که توضیحم را به سا ده گی اما در نحوی متحول در شعرم آورده ام  چندان قصد قصه گویی برای اذهان معتاد ندارم و تازه این دست برد را چه به عمد و چه به سهو نوعی  بازبینی و سانسور می دانم که در شان شعر و شاعر و مخاطب مشتاق امروزین نیست 
نزدیک به یک سده از انقلاب نیمایی در شعر امروز می گذرد . او می کوشید تا به شاعران مشروطه و پیش نیمایی و همچنین به شاعران جوان نیمایی بیاموزد که شعر مهارت در تکرار مکررات نیست .روزی بهار از نیما پرسید که آیا در شعر های او هنری هم هست ؟ و منظور او از هنر همان سخنوری و تکرار گفته های از پیش سفته و قالبی بودتا به صدارت و وزارت و مشروطه اش برسد  اما نیما در فرم شعر و زبان و نحو آن دخالت کرد و روش نگرشی تازه را پیش گرفت و  دوران و زمانه را در شعرش پژواک داد تا شعر ایران را به تحول و دگر گونی برساند و فناوران مقلد را پشت سر بگذارد و همین است که آن مقلدان و پیروان شآن  را در شگفتی پشت سر گذارده است . آن سخنوری تا به امروز نرسید اما نیما و شعر نیما و تفکر نیما یا نیماییزم به ادبیات و هنر و فلسفه و اجتماع امروز تسری و توسعه یافت و مدرنیزم را با خود همراه آورد که شعر امروز یکی از مظاهر آن است 



Friday, December 26, 2014

LITCRIT:REALM OF DREAM


The world is realm of dreams
Zohreh Khaleghi


روياى ديگرى كه روياى ديگرى مى زايد روياى ديگر- ى و باورى اگر هست در همين يى هست كه دنيا اقليم رويا هاست در لباس مبدل واقعيت ها ... كه دنيا در لباس مبدل است و شكى اگر هست در همين است هست زيرا تنها همين است هست كه هر چه دست دراز مى كنيم به آن دست نمى يابیم 
در راه ها
كسى كه با ما راه مى آيد
هرگز با ما همراه نيست 
زيرا كه راه
راه نيست 
همراه نيست 
و راه و همراه 
تنها شبحى ست
در مه 
كه شبح ما را در مه نقش مى كند
تا بر آن
نام واقعيت نهد
هيچ چيز واقعى نيست 
نه هيچ چيز واقعى نيست

 زهره خالقى
 








Sunday, December 14, 2014

LITCRIT:RECURRENT POEMS

Faramarz Soleimani Storied poems are lofty windows opening to landscape of love. You open the window to all recurrently and they sing along with you

Tuesday, October 14, 2014

LITCRIT:MODERN GHAZAL IN ENGLISH

Wherever I sit...
I die in exile
غزل از قرن يازدهم ميلدى و به این  فرم sonnet
غزل از قرن يازدهم ميلدى و به فرم sonnet به زبان انگليسى آمد و آنگاه با شعر حافظ و رومى اما در قرن ببستم و در دهه ى ١٩٦٠ با غزل غالب به ترجمه ى ادرين ريچ رواج بيشتر يافت و پس از آن آقا شاهد علي در وجه مدرن بدان پرداخت كه مورد تقليد فأرسى زبانان هم قرار گرفت. در اين جا غزل و غزلك به عنوان تجربه هاى شعر امروز عرضه مى شود

به دنياى شعر امروز خوش آمديد !

Monday, September 1, 2014

LITCRIT:CREATIVE PROCESS

Litcrit:creative process
انديشورزي و فلسفيدن پارى از شعر و قصه است كه ستون اصلى آن را آفرينش تشكيل مى دهد و آفرينش نظام و سامانه و ماهيتي عاشقانه دارد كه جان و جهان و انسان را سپاس دارد در واقعيت و خيال كه دو روى عمده ى فرايند آفرينش است و همان كه فلسفيدن و خرديدن را پارى از آ ن شمرديم

دفترهاى سيمين
img:moJ

 Levers of thoughts and ideas Kept at hands of creative men and women. Powerhouse of informatic revolution era. Thoughts and ideas are levers






  • Faramarz Soleimani It is nice and fortunate If Jean Paul Sartre writes our life story in a creative work , but one should remind our thinker of 20th century that philosophizing is probably a part of process that creativity is its main stem , and this is combined with love to draw the soul , the world and the human being in poetry , art , and literature
    FS

    Faramarz Soleimani's photo.