Sunday, June 12, 2016

HOW THINGS BECOME POSSIBLE IN TRANSCENDENTAL LOVE AD INFINITUM


چگونه چیز ها در عشق متعالی نا متناهی ممکن شد:
انسان تنهاست 
در اقلیم عشق . 
عشق یک سرنوشت است 
سرنوشت تنهایی 
در زبانی
به زبانی  تازه . 
جای که هگز نبوده ای 
و هرگز نخواهی بود.

Man is lonely
In the realm of love.
Love is destiny.
Destiny of loneliness
In a language
With a new language.
Where you've never been
And never will be!



Saturday, June 11, 2016

MY ETERNITY PLANTدرخت ابدیت من



درخت ابدیت من

:
درخت ابدیت من 
از آب و 
آفتاب 
چندان انتظاری ندارد 
اگر که 
آب و
 آفتاب 
از عشق 
سرشارش 
کند 

Friday, June 10, 2016

LOVE YOU

LOVE YOU

YOU ASKED FOR A LOVE POEM
I WROTE ONE FOREVER
AND PUT IT IN MY CHEST:
I LOVE YOU
Zohreh Khaleghi

Thursday, June 9, 2016

با دستی شمع را خاموش می کنم




با دستی شمع را خاموش می کنم 
و با دستی دیگر 
در تاریکی 
تنها خودم را حس می کنم 
هر چه که اتفاق می افتد 
باید پس از این لحظه باشد 
در دود شمع 
و دیوار خاموش 
چشمانم را که می بندم 
 قصه ات را برای پلک هایم می گویم
زهره خالقی 

SILENCE IS ESSENCE AND BLOOD


It is not only in a loud expression that you call for love, but also in deep silence. Expression is foreplay. Silence is making love with essence and blood.

Wednesday, June 8, 2016

مرد تنها


قایق بر آب می رفت 
تا مرز آزادی 
و مرد تنها می شد 
جایی که عشق 
چشمانش را بست 
و مرد به خاموشی می رفت 
با قایقی 
بر آبهای شب 

نگاهم

زهره خالقی