Wednesday, September 26, 2012

DEATH-10

ما کهکشانی  تازه نوشتیم  اگر نیستیم
پیشانی ی کبو د را بنگر
پیشانی ی کبود را 
 عارفانه
 با ما  
بنگر   

FZ POEM:THE WINDOW OPEN ARMS TO THE GARDEN-2,3

٢
اقلیم شبح
ستون دود
بی آتش و آتشدان
برق نگاه تو
که در بیشه
با آفتاب سر می زند
پنجره آغوش می گشاید بر باغ

۳
هجوم واژه ها
دفتر عشق را به آغوش دارد
باغ در آینه ی چشمانت
آتش می گیرد
و رقص شعله ها
به اوج می رسد
پنجره آغوش می گشاید بر باغ
شعری از زهره و فرامر

آ*ش*ن*ا:آرشیوشعرنوایران...سنگده فرامرز سلیمانی

فرامرزسلیمانی :آوازهای ایرانی،به نگار،تهران ١٣٦٨/١٩٨٩
سنگده 
سنگده مله تنگ تنگ کوچه 
اتا کیجا دره مثل ونوشه
وره کار ندارین مه وسه شه 
محله سنگده با کوچه های تنگ 
دختری هست مثل بنفشه 
کارش نداشته باشین برای منه 
١
از  دره 
تا قله 
گسترده بوریای سبز 
می کا ود ژرفای آبی را 
سنگده 
٣
بر قله 
ایستاده ورزا 
می خواند پر غرور 
ماه را 
پشت خانه  ها 
آویزه ی آواز ورزا هاست 
سنگده 
١٩
می خواند کوچه باغ دلتنگ 
به آواز ونوشه ی صحرایی 
می گشاید با فه ی گیسویش را 
سنگده 
٢٠
عود و بخور بر قله ی سبز 
راه چای و ابریشم در قاب شهاب 
 باران ستاره از قله
 تا دره ی 
سنگده 
سنگده . مازندران . تیر ١٣٦٤

Tuesday, September 25, 2012

**پنجره آغوش می گشایدبرباغ.-1..FZ**

١
پنجره آغوش می گشاید بر باغ
در هوش او
کمان می گیرد رنگ
تو همان غزلی
که در لحظه ی توفان
بر لبان غروب
رسم عاشق شدن را
شعله می زند

پنجره
در آتش
آغوش می گشاید...
شعری از زهره و فرامرز 

آ*ش*ن*ا:آرشیوشعرنوایران...آرش کمانگیرسیاوش کسرایی
















...

Monday, September 24, 2012

DEATH-9

زمان بی هوده زمزمه یی مزمن می شود کنار گوش های به هوشم 
زمانه را بگو که زمان را نیآوازد تا که پاییزم را در توفان بی تو می مزم
سدر بی انتهایی در باد می وزد
وقتی زمان
بی زمان است
سدر بی انتهایی
در باد
می وزد 

Sunday, September 23, 2012