Showing posts with label STORMY. Show all posts
Showing posts with label STORMY. Show all posts

Sunday, September 30, 2012

پایان ماه را

پایان ماه را 
تنها چند پله مانده بود 
تا که دستان خالی ی مرا 
با خود برد 
و بال بال من 
در نگاه عاشق تو ...
عبور حادثه یی عریانی ست 
در اقصا ی شب 

Thursday, September 27, 2012

از قامت مجرد او نمی هراسم DEATH - FINALE

فرامرز سلیمانی از  فرامرز سلیمانی ١٣٥٧
از قامت مجرد او نمی هراسم
از لذتی که به جادو می پردازد
و قامت مجرد او را
از هفت دریا می گذرم
تا به هیات را هگذری تاریک
پیش پا ی شب
بشکنم
و قامت مجرد او را
در سفره ی شطرنج
با فرزین و شاه
در خانه های متناوب روز و شب
فرو می افکنم
پس آیا تو از قامت مجرد او می هراسی که مرا از قامت مجرد او می هراسی
ایهام را پیش پا ی شیطان شب خانه کن
ایهام
خانه ی آواره یی ست
در روز
که ما هر روز
از قامت مجرد او
سخت نمی هراسیم
دا ر سوخته یی ست  این در راه
تعویذ کهنه یی
بر بازوی معجزه
که بیشه را
میان تماشا و
سرگردانی
می گرداند
و بدین سان شا ید بر او ستایشی ریا کا رانه نثار می داریم هرگاه که در وقت های ناتوانی و فریب ناتوان می مانیم
پس آیا ما از قامت مجرد او می هراسیم که ما را از قامت مجردش می هراسد
تندیس را آیا
در وادی ی دروغ
خاک و خاکستری باید
در باد
آیا کسی در باغ سنگی به خواب شیرین رفته است
آیا به خارا کسی تنها خفته است ؟
see more:DEATH,1-10
www.faramarzsoleimani.blogspot.com

KHAYAMESQUE:گفتی که ننویسمش دیگر


اسرار ازل را نه تو دانی وُ نه من
وین حرف معما نه تو خوانی وُ نه من
هست از پس پرده گفت و گوی من وُ تو
چون پرده برافتد نه تو مانی وُ نه من
گفتی که ننویسمش دیگر 
تا که ننویسمش دیگر 
دیگر ننوشتمش  
اما با این خیام مرگ اندیش چه کنم 
که دیگر ننویسد 

STONE POEM شعرسنگ

Flaming flamengo
In black galaxy
Where pink turns red
Embedded in ashes
Stars are screaming
And love birds
Winging in the wind
Like flaming flamengo

Monday, September 24, 2012

DEATH-9

زمان بی هوده زمزمه یی مزمن می شود کنار گوش های به هوشم 
زمانه را بگو که زمان را نیآوازد تا که پاییزم را در توفان بی تو می مزم
سدر بی انتهایی در باد می وزد
وقتی زمان
بی زمان است
سدر بی انتهایی
در باد
می وزد 

Friday, September 21, 2012

ARS POETICA-11

پنجره را می گشاید 
تا شقایق و نسیم را 
شهادت دهد باز 
در دره ی آشوب 
و قله های  نگران 
پنجره را  
به آغوش ارغوانی ت 
می گشاید 

Thursday, September 20, 2012

حدیث خاموش خزان

FS:drawing in Shenandoah by camera
حدیث خش خش راه را 
همین چند برگ خشک 
خاموش می نویسد 
که تند باد 
بر رنگین کمان 
هجوم دارد 
در آمدنی مدام 
حدیث خش خش راه را 
بی پروا 
به راه می برد 
خزان خمیده می گذرد 


Wednesday, September 19, 2012

حادثه

حادثه را به رویا دیدم 
حادثه در برگان کتابی تازه 
اتفاق افتاده بود
و حادثه 
رویا بود  

Tuesday, September 18, 2012

پگاه برپوست تازه ی تو

پاره پاره 
می با رد پنجره 
تا که پرده می کشد 
بر پهلوی پاره ی شب 
پگاه 
بر پو ست تازه ی تو 
دست می سا ید 

Monday, September 17, 2012

به دیوار دست کشیدم

به دیوار دست کشیدم توفان از نردبان بالا می امد پس ، از دیوار دست کشیدم 
تا درپناه  تو عادت کردم و دیوار از اشک توفان خیس شده بود پیش از جدایی از خیابان خالی 

Sunday, September 16, 2012

NOCTURNEشبانه:قصدغربت ستاره

شبا نه قصد غربت ستاره کردم 
در کهکشان و 
راه شیری ی هجوم 
شبانه
چهره بر عناب های راه سودم 
تا شانه های سرشارم 
از کبودی ی تازیانه و 
درخت 
شبانه 
به قصد غربت ستاره 
در رویاهایم 
خوابیدم 
تا آفتاب ارغوانی
 در ارتفاع ظهر 
کتاب گشود 

Thursday, September 13, 2012

جنون مرا می برد

جنون مرا می برد 
وقتی که جنون را 
اسیمه به راه می برم 
و واژه 
بر پهلوی پاره ی باد 
همراه جنون 
مرا می برد 
تا در گلویم 
نعره زنم
نام تو را 
در همهمه ی شعر های همیشه ام 
از آغازی 
که آغاز شدم.  
جنون مرا می برد 
بر یال خاکستری ی باد
9.11 

Friday, September 7, 2012

با هیاهوی بیداری ی بامداد

با هیاهوی بیداری ی بامداد 
با ر بیافکن 
در با ر انداز آفتاب 
اقلیم عاشقی را 
بیرقی باید
 در باد 
9.7

Thursday, September 6, 2012

آرامش در حضوردوست

آرامش اندیشیده  بود که از من می گریزد 
آرامش دوستدار را نمی گویم 
که شعر نمی دانست 
آرامش تنها 
که اندیشیده بود از من می گریزد 
اما اکنون تنگ در آغوشش گرفته ام 
تا معنای آرامش را 
در شعر 
به من باز گرداند 

Wednesday, September 5, 2012

گل ناز و کاکتوس

گل ناز و کاکتوس 
تو را گوشه گرفت 
در گوشه ی ایوان 
و دیوار فرو ریخت 
آوار گل ناز 
و کاکتوس 
9.5

Tuesday, September 4, 2012

WITHOUT YOU

بی تو 
بید مجنون 
به جنون آمده بود 
ریشه کن شد پنجره و 
تماشای باغ 
COVINGTON,LA

هندسه ی توفان :HAFEZESQUE

هندسه ی توفان  و 
شب 
چشم بر هم می گذارم 
آرامشی می گیرد 
توفان 
به رویاهام 
آرامشی توفانی که 
غزل سرایی ی ناهید صرفه یی نبرد 

توفانی: بادبان برمی کشم

توفانی 
بادبان بر می کشم و 
ساحت تو را 
بر عرشه  های تماشات می پیمایم 
و شهر در ساکت کهکشان 
چشمان گشوده ام را 
بیدار می دارد 
9.4

Monday, September 3, 2012

STORMY توفانی

توفانی
 دست در دست هم می دهیم و  
 بر پیشانی ی باد می رقصیم 
خالی ی اوازمان 
دریا را آواز می دهد 
دریا عاشق می شود 
در گردشی 
توفانی 
اندوه ستاره است این 
در بی خان و مانی 
که رنگ توفان دارد 
بر بوم دریا 
توفانی با موج و باد فراهم می آییم 
9.3