Showing posts with label PROSE POEM. Show all posts
Showing posts with label PROSE POEM. Show all posts

Sunday, June 8, 2014

FS:PROSE POEM:SARV BISHEH

فرامرز سلیمانی:شعر نوشتا : سر و بیشه 
سرو بیشه را آب گرفته بود و من روی علف ها دراز کشیده بودم و تو آمدی در حریر سرخ و من تو را به آب ها دعوت کردم  سرو بیشه سا لها زیر آب رفته بود و ما حالا در دریاچه می راندیم در قایقی بلورین و مرد را می دیدیم که روی علف ها دراز کشیده بود و زن که در حریر سرخ به سوی او می آمد و آغوش گشوده ی عشق بود در آفتاب و آب  
شوری در دریچه ی دریا سرو بیشه را می گشود به روی ما 

Friday, July 19, 2013

شعرنوشتا:ما در شمارش چشمه ها تشنه می شویم

همخوانی با احمد رضا قایخلو 
:
چشمه ها از نهفت شب سر بر می دارند و در دراز نای روز از دست می روند شادی به اندوهان بدل می شود 
پنجره ها خالی نیست فرنگیس تنها یک خاطره ی دور دست نیست و سیاوش پای چشمه به انتظار نشسته است 
چشمه ها چشم نا خود آگاه و همراه همیشه ی ما یند همیشه در قصه ها کسی منتظر ما می ماند و 
با ما به راه می افتد تا تماشای چشمه های جهان که از نهان شب سر بر می دارند و بی پروا در راه های جهان 
از دست می روند 
و ما در شمارش چشمه ها تشنه می مانیم