Showing posts with label MISSI. Show all posts
Showing posts with label MISSI. Show all posts

Monday, August 27, 2012

توفان

توفان که می شود امشب 
بیا که شبتاب شویم 
تا آسمان شهر را 
روشن کنیم به عشق 
توفان بهانه ی با همی ست 

Sunday, August 26, 2012

RUMIESQUE

باز رومی وا ر می گویم 
خود حال دلی  بود پریشان تر از این 
یا واقعه یی  بی سر و سا ما ن تر از این 
اندر عا لم که دید محنت زده یی 
سر گشته ی روزگار  حیرت تر از این ؟
و دامن حیرت گرفت و کشید 
غبار  عشق فرو ریخت 
و در غبار فرو شد 
به حیرانی و پریشانی 
رهگذران گفتند 
حالا طعم عاشقی را 
به تماشایی 
چه خوب چشید
قدر هاله ی ماه -

درستایش بی پایان توفان

در ستایش بی پایان توفان 
کمی بر آبروی موج می نشینم
کمی بر یال با د 
چشمان ورزا 
همین نزدیکی  
پرسه می زند 
8.26

موج را می برم موج مرا می برد

موج را می برم 
یا که موج مرا با خود می برد 
تا که آغوش می گشایی 
قصد گریزم را 
پیش پای توفان 
پنهان می دارم 
مقصد همین نزدیکی ست
 در آب های کنجکاو خلیج 
و چشم  ورزا 
که هراس از توفان را 
ردای آبی بر تن کرده است 
موج را می برم 
موج مرا می برد 
8.26

Saturday, August 25, 2012

وقار آفتاب

وقار آفتاب و آسمان دارد عشق 
وقتی رها می شود 
از وزن خاک 
(!و قافیه هم )

Thursday, August 23, 2012

هزارویک شب شعر

هزار و یک شب شعر 
سالی  تازه 
حدیث می شود 
بر دیوار باد 
که عشق را بر پا می دارد 
به دست دوست 

Wednesday, August 15, 2012

RUMIESQUE: غزل تمام کنم گوییم مکرر گو

غزل تمام کنم گوییم مکر رگو
-





هزار شب شهر زاد ی قصه ات گفتم 
 به هر شب 
هزار قصه ی شهرزادی 
و از کنار خواب که گذشتی 
:چشمانت گفت 
هزار شب شهر زاد ی قصه میخواهم 
به هر شب 
هزار قصه ی شهرزادی 
حالا برای تو کتاب هزار و یک شب تازه باز میخوانم 

Tuesday, August 14, 2012

زنجره

زنجره بال ها ش را بر پو ست عصر می کشید 
بالای واژه 
در باغ 
بر گلو ی تو می ریخت 
تا شب 
رفته رفته فرو افتاد 

Sunday, August 12, 2012

دردیدرس

 در دیدرس آمدم 
دیدم که در دیدرس آمدی 
تنها دستی 
به جست و جوی  دستی 
تا دست ها مان در دیدرس آمد 
رسیده و  رسا 
و  آنگاه 
بامداد پیش آمد 

Saturday, August 11, 2012

بازآمدم

باز آمدم 
با سایه و تصویر 
تا معجون عشق را در یابم 
در درگاه تو 
گفتم هنوز اندکی از سایه و تصویر 
در سینه ام باز آمده است 

Wednesday, August 8, 2012

تاعاقبت رویاشد

بسیار کسان را یک رویا بود
رویای او
او را چندین رویا
تا عاقبت رویا شد
به رویا یک آفتاب دید
کسان دیگر
چندین آفتاب
و او همان آفتاب شد
آفتاب او

RUMIESQUE:پرده دمی پنهان بود

 گفتم خود آن نشود عشق تو پنهان نشود 
چیست که آن پرده شود
پیش صفای دل من
صدای آن پرده کشیدن
سرای ساکت مارا گرفت
و عشق 
پیداشد
پنهانی ی پرده نبود
پرده دمی پنهان بود
8.7

Monday, August 6, 2012

I GO AGAIN باز هم می روم

بازهم می روم تاباتو ازمیان سایه و تصویر بگذرم
و سایه
و تصویر
از میان ما می گذرد

LIGHTNING TO RAINBOW


Friday, August 3, 2012

درتبسم و دیدار

بر تبسمم رنگی دیگر افزوده ای
بررواق لبانم
وقت دیدار
درجدال هستی و رفتن
بر تبسمت
کمی دیگر افزوده ام
توفان تمام خاطره بود
درتبسم و
دیدار
۸.۳