Showing posts with label FARAMARZ SOLEIMANI POETRY READING. Show all posts
Showing posts with label FARAMARZ SOLEIMANI POETRY READING. Show all posts

Wednesday, April 25, 2012

MOVING BOXES,BAGS AND BASKETS


boxes,bags and baskets
are for moving
Sometimes we forget 
and leave our body and soul
there
Then move only boxes
bags
ans baskets
گفت :
بسته ها و کیسه ها و سبد ها 
برای جا به جا کردن اند 
گاهی اما یادمان می رود 
و تن و روح ما ن را ان  جا می گذاریم
و تنها بسته ها 
و کیسه ها 
و سبد ها را
 می بریم  

MOVING A FISTFUL OF EARTH


یک مشت خاک 
یک مشت کاغذ 
یک مشت کتاب 
یک مشت خاک 
توی یک مشت کاغذ 
توی یک مشت کتاب 
چه چیزی را دارم دوباره جا به جا می کنم 
از این شهر به اون شهر 
از این کشور به اون کشور 
از این قاره به اون قاره 
از
این
زمین ؟

Tuesday, April 24, 2012

AIRU SAID


ایرو 
دا شت می گفت
داد نزن 
در این اینه کسی نیست 
و کتاب شعرش 
از آبروی اینه 
آویزان بود 

LIZ TAYLOR VISITS HAFEZ

When Hafez,the Persian mystic poet ,
saw Elizabeth Taylor
wandering around,
he came out of his tomb anxiously
and started reciting for her
a portion of his love poems,
Ghazal ,
.while looking so drunkard of her visit.
Who wouldn't?!

خیال روی تو در کارگاه دیده کشیدم 
به صورت تو نگاری نه دیدم و نه شنیدم 
اگر چه در طلبت هم عنان باد شمالم 
به گرد سرو خرامان قامتت نرسیدم 
امید در شب زلفت به روز عمر ببستم 
طمع به دور دهانت ز کا م دل ببریدم 
گناه چشم سیاه تو بود نا وک غمزه
که من چو آهوی وحشی ز آدمی برمیدم 
ز شوق چشمه نوشت چه قطره ها که فشاندم 
ز لعل با ده فروشت چه عشوه ها که خریدم 

POETRY IS POMGRANATE


Poetry is pomegranate 
sweet with seeds 
strong memories 
and creative mind
Poetry is a provocative soul
Pomegranate is poetry

MOVING IS GOOD FOR YOUR HEALTH

امتیاز مهم اسباب کشی آنست که 
آدم می داند کمر  دارد
و کمر هم درد دارد 
پس شما چرا در شعر سکونت اختیار کرده اید 
در این همه سال ؟
رفتم توی با ر که از با رمن بپرسم:
خانه ی دوست کجاست 
تا در را باز کردم  گفت 
Are you looking for mad doctor with sheeps and goats?
It is right there.
راست می گفت 
همان جا بود 
و بهمن با کمر درد منتظرم بود 
گفتم اسباب کشی کرده ای؟
گفت نه سنگ های رودخانه را 
اوردم بالا توی  باغچه چیدم 
تا سبز شود 
گفتم بی خود نمی گفت مرد پشت با ر 
Are you looking for mad doctor ? 

شب شعرفرامرزسلیمانی FARAMARZ SOLEIMANI POETRY READING



یک میز و یک دو میکرو فن شلوغ 
یک گلدان گل میخک و خانواده 
یک لیوان که شعردر آن موج می زند 
کاغذ و قلم و عینک تنها 
و گلو ی ی ی زخمی 
شب شعر فرامرز سلیمانی