Showing posts with label ESPANDI14. Show all posts
Showing posts with label ESPANDI14. Show all posts

Thursday, March 13, 2014

ESPANDI: در را که می خواستی ببندی

فرامرز سلیمانی 
 در را که می خواستی ببندی 
در را با نگاهم 
گشوده داشتم 
و در گشوده بود 
وقتی که از پیش نگاهم رفتی

Monday, March 10, 2014

مجسمه ها عریانند ESPANDI:

فرامرز سلیمانی 
مجسمه ها عریانند 
:
مجسمه ها عریانند 
و عابران عریانی می کوشند 
تا سر زمین آنان را 
کشف کنند 
تا بوسه یی بر آن بنهند 
مجسمه ها همیشه عریانند 
گاهی کسی با جامه یی حریر می آید 
تا بر آن ها بپوشاند 
اما مجسمه های عریان 
از آن سر باز می زنند 
و بی آن که بدانند 
از بدن ها شان بالا می روند 
زیرا که مجسمه ها 
در ذات عریانی شان 
عریان اند 

Sunday, March 9, 2014

ESPANDI:هر چه بیشتر می بینمت

فرامرز سلیمانی 
هر چه بیشتر می بینمت 
هرچه بیشتر 
اساسی می بینمت 
آفتابگردان ها در باغ  
رو به سوی تو دارند 
و در سینی ی نگاهشان 
تو را با خود می برند 
راه رنگ و روشنا از تو می گیرد 
و بامداد 
در آغوش تو شناور می شود 
هر چه بیشتر می خوانمت 
بیابان را بیشتر بر شانه هات می یابم 
که از بال بال پروانه 
غباری شده است 
به شکل شعر هایی که 
همه ی شاعران 
برای تو گفته اند 
تا افق های دور 
تنها منم که تنهایم 
در میان واژه ها و 
خط های شکسته 
که خود را در باغ و راه 
از شعر م 
می تکانم 

Saturday, March 8, 2014

ESPANDI:همیشه عاشق

artwork from hamon sahir
همیشه عاشق 
همیشه ی عاشق 
ریشه های هوایی ی جنوب 
مجعد و خاکستری 
در پنبه زار های سپید 
دست در گردن بلوط 
و آبهای راکد جاری 
و دریای آبی 
در خلیج و رود 
مثل عشق 
همیشه عاشق 
همیشه ی عاشق 
در بغضی خاموش 
MARCH 8

Monday, March 3, 2014

ESPANDI:به قدر دیدار

به قدر دیدار 
برف ها را روفتم 
و برگ ها را 
هنوز صدای پامچال و بنفشه می آمد و بهار پشت مورد ها و شمشاد ها 
پنهان بود 
برف ها را 
از روی صدای پامچال و بنفشه 
به قدر دیدار 
می روفتم 
Contrapuntal colors of imaginary garden sweeping from hidden primrose and violet
behind myrtle hedges

پير نوروزيESPANDI-1




I saw Pir Noruzi
Passing an alley-bend
I ran after him
To make me an image of Noruz
In an alley-bend
پير نوروزي را ديدم كه
أزخم كوچه گذشت
به دنبالش دويدم اما باز
از خم كوچه گذشت
فردا راه بر او مي گيرم
تا نوروز را برايم تصوير كند
در خم كوچه يي


Saturday, March 1, 2014

ESPANDI:قطره در باد. گًره مي گشايد

فرامرز سلیمانی 
قطره در باد. گًره مي گشايد هزار حباب. در قطره ي باد بي سايه ي گره

ESPANDI:امشب هم کلون در را باز می گذارم

فرامرز سلیمانی 
خاموشی ی گم 
لای لای شبان و 
هاله ی کابوس 
و آفتاب سحر خیز پشت پنجره 
چشم به راه آمدن تو 
امشب هم کلون در را باز می گذارم 

Friday, February 28, 2014

ESPANDI:حرف دو حرف

حرف دو حرف 
  • حرف. حرف تنها. تنها در تختگاه حرف. و حرف ديگر تنها به آهي با تو...ت...و...

Wednesday, February 26, 2014

و انتظار در گشودESPANDI

و انتظار در گشود به گشوده گي ي در زيرا انتظار هم وقت را منتظر تو مانده بود تا عطر راه را بياوري
ف.س

عصر سرخ ESPANDI:

عصر سرخ
نيمكت سرخ
پتوي سرخ
تنها حباب سرخ
تا مرا با روز از راه بياوري
در عصر سرخ

ESPANDI:امشب كه آمدي

امشب كه آمدي
برايم فلامنكو بنواز
تنها فلامنكو بنواز
زيرا گيتارزن رفته ست و
گيتارش را
با خودً
برده ست
2.26.2014

ESPANDI:شب با آوای آرامت

شب با آوای آرامت 
لالایی ی وقت بیداری 
روزی که رودی جاری ست 
بالی به روی یخ می سرد 
شب وقت بیداری 
در کلماتی 
که آهسته می کاوند 
روز ارمغان نسیم 
در ردای شب 
که پوست را نوازش می کند 
وقت وداع 
شب آرامی ی آوا ها

Faramarz Soleimani
تفاوت عمده ي شاعر امروزآن آست كه به شب به مثابه يك منزل فلسفي مي نگرد و به تقابل ساده و شعاري و دستمالي شده ي آن با روز اكتفا نمي كند
 در شعرهاي شبانه ي باغ سنگي به عنوان مثال اين درإمدن شب از نقاب و جامه ي معمول شب را مي توان لمس كرد وبه  همين گًونه در اين جا نيز...


Monday, February 24, 2014

ESPANDI14:سایه های نور تا گیسوان ما می آمد



سایه های نور تا گیسوان ما می آمد 
که با سایه های نور 
در راه های دور 
بازی می کرد 
و سایه ی نور 
با گیسوان ما 
گره می خورد 
در شب بلند عاشقی 
وقت گذشتن بود 
یا باز آمدن 
که تو را در جام دستانم می بردم 
تا بر سفره ی هفت سین 
بی قراریت را تماشا کنم 

Sunday, February 23, 2014

ESPANDI 14:SILK ROAD OF STONE

راه ابریشم سنگ چین بود 
راه را رفتم 
تا حوالی ی سرابی خشک 
راه ابریشم سنگی بود 

Saturday, February 22, 2014

ESPANDI 14:Sparrow comes again


Sparrow comes again //and sits behind the window//with a branch of rose//It is the night of roses and love
With sparrow
And her golden tress
F.S.

Thursday, February 20, 2014

ESPANDI'14فرامرز سلیمانی:اسپندی

زهره خالقى :اسپندی
سه چرخ و 
دو چرخ و 
فرود 
به سوی تو می ایم  
به سوی من می ایی 
و آغوش مان 
در آغوش مان 
می 
چر 
خد 
سه چرخ و 
دو چرخ و 
فرود 
غباری سپید 
زیر پای عشق 
یخ با ما می رقصد 
چرخ و چرخ و چرخ