Showing posts with label COPYRIGHT. Show all posts
Showing posts with label COPYRIGHT. Show all posts

Sunday, July 27, 2014

COPYRIGHT

این ها که شعر تو نیست مرد حسابی
پس چرا خودت را رسوا مئ كنى
با اين ها كه شعر تو نيست
مرد حسابى

Saturday, July 26, 2014

HOOMAN TABARESTANI AND COPY RIGHT

  • Hooman Tabarestani
    من درد ممشترکم مرا فریاد کن
    فرامرز عزیز 
    این پست شما باعث درد دلی شد که مدت ها است که در خودم نگه داشته ام 

    همانطور که دورا دور درجریان هستید من هم هر چند ناتوان و ضعیف دستی در آرد داشته و در رابطه باچند موضوع متفاوت (موضوعات مدهبی، اجتماعی، جنگل و محیط زیس و همچنین فرهنگ مازندرانی خصوصا ساری)مطالعه، تحقیق و مطلب مینویسم ، بعضی از مطالبم تدوین(جمع آوری تحقیقی) و اقتباس هستند و تعدادی هم بکر و صد در صد کار خودم میباشد
    هر از گاهی دیده میشه که در دنیای مجازی و حتی در دنیای حقیقی کارهام به سرقت میره 
    مثلا یکی طی پیامی نظرم رو راجع به منطقه خاصی از جنگل های کردکو و مشکلاتش رو جویا شد و بعد ها متوحه شدم که طرف پستی در ادارات دولتی ایران داشته و مصاحبه ای با رادیو و تلوزیون داشته و پاسخی رو که من بهش دادم رو یاداشت کرده و مو به مو تحت نام خودش در مصاحبه عنوان کرده 
    وقتی موضوع رو بهش متذکر شدم گفت که به خبرنگار گفته که اینها نظرات من (یعنی هومن طبرستانی) هستند که در خارج کشور بسر میبره ولی خبر نگار اعتنایی به این بخش نداشته و همه مطلب را به نام او تمام کرده 
    و یا مطالب جسته گریخته و کوچک که در گروه های مختلف فیس بوکی از نوشته های من به سرقت برده و گروه خودشان به نام خودشان نشر می کنند 
    تا اینجا درد خوردنی بود ...ولی زمانی واقعا دلم به درد آمد که دیدم یکی از کارهای تحقیقی ام که صد در صد کا رخودم بوده و نزدیک به یک سال و نیم روی آن کار کرده ام، بدون کم و کاست در ایران و در شهرمان ساری توسط دیگری به عنوان یک کتاب به چاپ رسیده است
    من سال ها در جنگلهای شمال ایران کار کردم وو به روستاهایی ییلاقی زیادی سفر کردم و همواره نام عجیب بعضی از این روستا ها برایم سوال بود و بدنبال معنی آنها بودم تا اینکه روزی در دیکشنری سنسکریت به دنبال واژه ای می گشتم و به واژه ای برخوردم که با نام مازندرانی یکی از روستا ها ی ساری شباهت زیادی داشت ( روستای ازنی) و این امر موجب شد تا پس از نزدیم به یک سال و نیم کار و تحقیق بتونم نام پانصد روستای اطراف ساری رو به پارسی برگردونم و برای این کار از پانزده فرهنگ لغت
    سنسکریت، طبری، مازندرانی، گیلکی، پهلوی، پارسی دری، اوستایی، و ....استفاده کردم و نتیجه کارم رو بصورت نوشتار پی دی اف مجانا در اختیار عموم قرار دادم تا این که چندی پیش اقوامم کتابی منتشر شده در ساری را برایم پست کردند تحت عنوان فرهنگ نام روستا های مازندران 
    سرقت و بی چشم رو رویی ظاهرا یکی از ویژگی های ما ایرانی ها (فرزندان کوروش و هخامنشی و اریایی) گردیده 
    افسوس و صد افسوس
  • Faramarz Soleimani hooman tabarestaniسرقت ادبی و هنری و فرهنگی مقوله یی بسیار جدی است برخی از مشاهیر ما بی آن که حتا یک زبان خارجی بدانند کارنامه ترجمه از چندزبان دارند که در همین فیسبوک هم هرروز نمونه هایش را می بینید و با همین کارهای به سرقت رفته حتا به عنوان معرف برخی شاعران جهان به فارسی زبانان شناخته می شوند که البته ناشی از نا آشنایی اظهارنظرکنندگان ناشی هم هست. شعر و طرح و نقاشی که جزو اموال عمومی شده و هر کس و نا کس گوشه یی از آن را با بی شرمی به نام خود که نامی هم نیست می برد. این سرقت با وقاحت در باره ی تحقیقات هم رواج دارد .و نمونه بارز آن سرقت تحقیقات و تدوینات هومن طبرستانی محیط شناس و مازندران شناس پرکاراست که در گوشه یی از استرالیا حاصل دانش و عشق به کا رش را آزادانه در اختیار همگان می گذارد اما برخی از این پخته خواران کاهل به رسوایی مال معنوی او را به یغما می برند و از هومن که نه از مردم هم شرم ندارند.باز هم باید در این مقوله قلم زد و رسوایان را رسوا تر کردد تا سکوت یغمازده گان فرهنگی را حمل بر حقانیت عمل زیر پا گذاردن حقوق مولف نکنن

Thursday, July 24, 2014

ZOHREH KHALEGHI ON COPYRIGHT



دوستان از من می پرسند چرا در فیس بوک فعال نیستم ؟
یاران خسته ام...خسته از این که خودمان نیستیم
در فیس بوک سرقت فرهنگی بیداد می کند...اینجا واژه ها ، نقاشی ها ، ترجمه ها و نوشته ها را می دزدند ... فرهنگ وهنر اصیل ما را به باد می دهند...با وصله پینه کردن شعرها شاعر می شوند...چه بر سر ما آمده است؟... تازگی ها به قبل تر ها می اندیشم ... آسایشی بود... دوستی و عشق در خانه ها را می زد... ولی حالا اعتمادی از دستانم آویزان است...این بازی ظالمانه ایست...که ای کاش با اشاره ای می ایستاد...اما این نیرنگی ها همین جا تمام نمی شود... ادامه خواهد داشت...تا شاید... روزی ...بفهمند آن را با زندگی اشتباه گرفتند...و از پوستین این شبح بیرون بیایند... اگر کلماتم آرام نیستند بخاطر این روزگاری ست که اصلن زیبا نیست
دهان دیروز تلخ بود
وقتی یادی را از خاطره بیرون می کشیدم
و امروز روزی بود که زبان حرف زدن نداشت
کاش فردا را بفهمم
زهره خالقی


WRIGHT در انگلیسی با RIGHT هماواست و این بدان معناست که حق و حقوق نویسنده همیشه محفوظ به خود اوست و کسی را حق دست درازی نیست حتا اگر مولف مرده باشد و دست او از این دنیا کوتاه . اما  به تازه گی در رسانه های فارسی و به ویژه رسانه های اجتماعی سرقت ادبی و هنری با وقاحت تمام و به شدت رواج یافته است . سرقت ادبی اگر پیش از این  به صورت یک عارضه دیده می شد اینک به شکل بیماری روان پریشی مزمن در آمده و نیاز به درمان پزشکی,اجتماعی و قانونی یافته است .معلوم است کسی که کارنامه ادبی و هنری درست و حسابی ندارد اگر ناگهان با کاری خوب و پذیرفتنی ظاهر شود این کار مشکوک به نظر می آید و از آن او نیست .بهانه های رایج مثل :یکی از کارهای قدیمی من , از دفترهای گذشته ام و ماننند آن از سوی آدمی جدیدی هم رسوا گر تر است و یا ترجمه های از چند زبان و از چند شاعر از کسی که معرفت زبانی و فرهنگ بین المللی ندارد و یا حتا فارسی درست و حسابی نمی داند به جای آن که دهان اطرافیان را باز نگاه دارد مشت حریف را باز می کند  هر چند للیک گویان حرفه یی و نا خوانندگان لافزن هم همیشه با به به و چه چه چشم بسته منتظرند و یا حتا بدون اشراف به موضوع مطالب را شیر می کنند  و بدین ترتیب رفیق دزد و شریک قافله اند و با سرقب ادبی و هنری شریک می شوند .


یک سنت مرضیه ی دیگر هم مصاحبه راه انداختن است که هرگز به نام خودت آن ها را نمی یابی و یا تقاضاهایی که برای نقد  و نظر و حتا ترجمه ی انگلیسی و زبان های دیگر که از آن ها نیز نام و نشانی نمی ماند و یا جزو کارنامه ی کسی دیگر می شود .در این زمینه ها البته مورد مثال کم نیست می ماند چهره ان دزد و هشدار به سارقان و همدستان و شریکان آنان , که اگر مطالب کلی موثر نبود می توان با ذکر نام و مورد و مرجع بدان پرداخت که در این صورت شاید بیش از نیمی از فیسبوک خالی بماند