Showing posts with label BAHARI'14. Show all posts
Showing posts with label BAHARI'14. Show all posts

Thursday, June 19, 2014

LONG ROAD TO OUR CORNERS

فرامرز سلیمانی :راهی بلند تا گوشه ها مان 
چه راه ها که با تو می رفتم 
در دریا و رود 
چه بال ها 
که پرواز را با ما می آزمود 
تا گوشه ها مان را یافتیم 
در نقطه یی 
که آسمان اطلسی 
به دیدار مان نشست 
در تلاقی ی عاشقی 
و شب 
چه راه ها که با تو 
تا گوشه های خلوت و خالی 
و انتظار پروازی دیگر با ما 
6.19

Wednesday, June 11, 2014

BAHARI'14:دو کوهه ی نا یاب

فرامرز سلیمانی 
دو کوهه ی نا یاب 
دو گل قاصد در باد 
فریادی سرخ 
در سکوت سایه 
قصد خزیدنی مدام 

Wednesday, June 4, 2014

BAHARI'14تنها آن كه به عاشقى مى رسد

تنها آن كه به عاشقى مى رسد
شاعر مى شود
زيرا كه عشق
جان و جهان شاعر است
به زارى
بيزارى را وا مى نهم
و پاى پنجره ات مى خوانم
تنها آن كه به عاشقى مى رسد
شاعر مى شود
زيرا كه عشق
جان و جهان شاعر است
فرامرز سليمانى

Monday, June 2, 2014

BAHARI'14:پیش از گذشتن از شب

پیش از گذشتن از شب
فانوسی می شوم
در دست های خسته ات
تا با چهره ات
یکی شوم
و خسته گی تو 
در حرکت مداوم فانوس
امشب
رقص تازه یی خواهد شد
در دوباره ی راه
تا بامداد به دیدارم بیا
با آواز خروسان خزر
فانوس را کنار راه می گذ ارم
فرامرز سلیمانی 
Before passing the night 
I became a lantern 
In your weary hands
To unite 
With your face 
And your weariness
in the constant move of lantern 
Becomes a new dance 
Tonight 
in the rerun of the road.
Come to see me to the morning
With the song of roosters of Khazar
I leave the lantern besides the road
Faramarz Soleimani

Tuesday, May 27, 2014

BAHARI'14:این تکانه ها

فرامرز سلیمانی 
این تکانه ها 
که می تکاند زمین را 
دارد گذار وقت را به یادمان می آورد 
با زبان عشق 
که این تکانه ها 
و زمین را 
با ما می تکاند 

Monday, May 26, 2014

BAHARI'14:صحنه را خالى مى كند


صحنه را خالى مى كند
پاى پروانه ها و آفتابگردان
و صحنه ى خالى را

با خود مى برد

آینه بر خود می پیچد BAHARI'14

آینه بر خود می پیچد 
وقتی تو رنج را پیش روی او می گیری 
و آینه 
شکل ترنج می شود 
بر پیرهنت 
پیچشی ست 
که پیچش تن توست 
وقتی آینه را 
پیش روی او می گیری 
و آینه در ترنج تو 
بر خود می پیچد 
و پیرهنت 
که از پیچش تو پر می شود 

دست های شاعر را می بندندBAHARI'14

دست های شاعر را می بندند 
دست هاى شاعر را مى بندندد
كلمه ى گذر : شعر. است
و شاعر

شعرش را در ذهنش مى نويسد: 
من شعر مى نويسم 
پس هستم
فرامرز سليمانى

BAHARI'14:آن شكسته


آن شكسته كه بر مى خيزد و بر خاك مى خزد هرگز به شكسته گى نمى انديشد در وقت نوشتن
فرامرز سليمانى

Saturday, May 24, 2014

BAHARI'14:آن عين كه عين عاشقى ست

آن عين كه عين عاشقى ست
به راه ابريشم
يا در پرده ى حرير
و. شين شور و شباب و شار
پس قاف كه مى قلد غلغل مى كند
مثل چشمه ى غلغله 
و چشمه كه تنها مى شود
باز هم چشمه مى شود
مثل عين
در عين عاشقى
ف.س
im

BAHARI'14:QUILT OF NAKED DREAMS

Faramarz Soleimani:Quilt of Naked Dreams
Quilt of naked dreams
In black and white
But dreams are always in color
May be quilts aren't
So I take it all apart 
In a dark room
And sew it anew
With colorful words
Called
Quilt of naked dreams
5.24

Tuesday, May 20, 2014

BAHARI'14:PURE SWAY

Drawing from Zohreh Khaleghi
Z Gallery
تاب ناب 
می چرخد و
 می تاباند 
گیسوی تو را 
در باد 
و باد 
در چرخه ی عشق 
که می چرخاندت 
مثل 
تاب ناب 
Pure sway 
Wheeling and 
Spinning
Your tress
In the wind
And the wind
Spinning you
In the reel of love
Like
Pure sway
5.20.14
Faramarz Soleimani

Sunday, May 18, 2014

BAHARI'14:BAMDADIV بامدادیMATIN

فرامرز سلیمانی : بامدادی 
بامدادی 
جامه ام را بر در آویختم 
تا به راهت که می گذری 
سر شا ر شعر شوم 
بامدادی 
عریان بر پاره یی کاغذ ریختم 
تا دفتری تازه شدم 
در افسون شعر تو 
تنها به راه می رود شاعر 
تنها به راه 
شاعر می شود 
به انتظار نسیم تا که بر او بوزد
Faramarz Soleimani:MATIN
In the morning
I was hanging my shirt on the door
To be inspired with  a poem
When you pass the road.
In the morning
I was poured on a piece of paper
To become a new book
With the magic of your poem.
It only goes lonely on the road,the poet
And the road
becomes a poet
Waiting for breeze to blow

Friday, May 16, 2014

BAHARI'14فرامرز سلیمانی :خان و مان می گذارم

فرامرز سلیمانی :خان و مان می گذارم 
خان و مان می گذارم 
و خانه ی خالی را 
به انتظار نسیمی از راه 
که بر ما بوزد

Thursday, May 15, 2014

ای همراه farsi spanish english BAHARI'14






***
ای همراه
راه را بر گیسوانم بیاویز
تا در باد
قاصدک رقصان بهاری باشم
بر سر راه تو
.



 شبانه
راه را
بر گیسوانم فانوس وار
بیاویز
ای یار!
****
,Oh compañera
Cuelga el camino en mi pelo
Hasta que sea en el viento
un dandelion de primavera
que baila
en tu camino por la noche
,Oh amiga
Como una antorcha
.cuelga el camino en mi pelo
Faramarz Soleimani/Traducido por/Ali Norouzpour
 ENGLISH:
O companion !
Hang the road on my tresses
To become a dancing dandelion blow ball of spring 
In the wind 
. 
Nocturnal 
Hang the road 
On my tresses 
like a lantern
O my love
Tr; F.S.

Tuesday, May 13, 2014

BAHARI'14:WAVE POEMگرد سایه ها

فرامرز سلیمانی :موج wave poem
Round the shadows
Rounding shadow-ness
Till unexpectedly
I remain expecting you 
and the door
is expectant
In a wooden bolt
گرد سایه ها 
گشت سایه گی می زنم 
تا که نامنتظر 
منتظرت می مانم 
و در 
در کلون سردی 
آبستن می ماند 

BAHARI'14:دریا

دریا 
از میان نخل ها می گذرد 
با سبدی از بادبان و 
قایق ها 
نسیم در حاشیه می وزد 
و بندر آرام 
خم می شود تمام 
به جانب مادر دریا 
نقش پنهان عشق دارد 
نخل 

Sunday, May 11, 2014

BAHARI'14:ALFABET SOUP

برچیدمت از الفبای تو 
لفبای تو 
فبا ی تو 
بای تو 
ای تو 
یای تو 
تا که تمام تو را 
بر چیدم 
ت 

Thursday, May 8, 2014

BAHARI'14... و در گشوده ماند

... و در گشوده ماند
در چاوشى ى گام هاى رفتنت

نگاهمBAHARI'14



نگاهم 
تو را می آفریند 
و در آفرینش نگاه 
نگاهت 
مرا می آفریند 
خلاصه ام کن 
تا دمی نگاهم را 
در نگاهت فرو بندم