Showing posts with label ASHNA. Show all posts
Showing posts with label ASHNA. Show all posts

Wednesday, March 4, 2015

A*SH*N*A:GHPLAMREZA BRUSAN

A*SH*N*A:GHOLAMREZA BRUSAN غلامرضا برو سان

بی تو
خودم را بیابان غریبی احساس می‌کنم
که باد را به وحشت می‌اندازد
جویبار نازکی
که تنها یک پنجم ماه را دیده ‌است
زیباترین درختان کاج را حتا
زنان غمگینی احساس می‌کنم
که بر گوری گمنام مویه می‌کنند
آه
غربت با من همان کار را می‌کند
که موریانه با سقف
که ماه با کتان
که سکته قلبی با ناظم حکمت
گاهی به آخرین پیراهنم فکر می‌کنم
که مرگ در آن رخ می‌دهد
پیراهنم بی تو آه
سرم بی تو آه
دستم بی تو آه
دستم در اندیشۀ دست تو از هوش می‌رود
ساعت ده است
و عقربه‌ها با دو انگشت هفتی را نشان می‌دهند
که به سمت چپ قلب فرو می‌افتد.
"غلامرضا بروسان"
از کتاب: یک بسته سیگار در تبعید

Saturday, August 17, 2013

A*SH*N*A:SAMAD TEIMURLUصمدتیمورلو



صمد تیمو رلو Samad Teimurlu
A*SH*N*A

صمد تیمورلو»متولد ١٣٤٧بود و فعالیت جدی ادبی اش را از اوایل دهه ی هفتاد آغاز کرد
درگذشت ١٣٩١
کتاب ها  
 بیرون تعریف نشده است
 از کلاغ سفید به کلاغ سیاه
به نام کسی که در تاریکی‌ست
قله‌ات آن‌جا نیست
مرده برمی‌خیزد»
 گزیده‌ی  شعرها:در این کتاب یک نفر به دنیا می‌آید»,به کوشش بابک اباذری ،  انتشارات «نصیرا» 
---


تو همانی هستی که در من
به زندگی‌ات ادامه می‌دهی
تا برسی به مرگ
آن وقت می‌بینی این تو نیستی که می‌میری
کس دیگری ست
که هر دوی مان است

---

به یاد شهرام شیدایی


هر کجا که بروی
شعر می‌آید
حتی در گور
کنارت می‌خوابد
تا احساست را درک کند
وقتی نیستی
چه کار کنم باشی؟
که ببینی در ارتباط با نبودنت
درخت به پرنده چه می‌گوید
ماهی به دریا چه می‌گوید
مرگت یعنی چه؟
توضیح بده کی مرده‌ای
کی زنده بوده‌ای بین ما
نیازی نیست که فکر کنی دیگر
نیازی نیست که چیزی بنویسی دیگر
آرام باش
بگذار شعر در کنارت به همه چیز فکر کند
همه چیز را بنویسد

---

شکلم را گذاشتم کنار
همین‌طور مغزم را
هر چیز را که از خودم در من بود
ریختم بیرون
به آینه نگاه کردم
چیزی را دیدم
که نه اسمی داشت
نه گذشته‌ای