Showing posts with label ABANI. Show all posts
Showing posts with label ABANI. Show all posts

Friday, November 30, 2012

ABANI-30

دور می شوم و دورتر می شوم درپایانه یی که دور می شود و دور تر می شود 
و دور که می شوی در تلا قی ی نگاه نزدیک می شویم نزدیک نزدیک تر
مثل همان بر خورد سوم که نزدیک نزدیک ترین شده بودبه موج     

Thursday, November 29, 2012

ABANI-29

به جامه ی شبانه 
می گردد در خیابان های شب 
جایی دنبال دستان دوست می گردد 
که شب 
در چشمانی بسته 
گم می شود 
و پاره یی 
از عاشقی 

Tuesday, November 27, 2012

ABANI-28

امشب پیام نارنجی ی عصر را 
تا پای رقصان افق می آورم 
تا که پنهان شود پشت تاریکی 
اما در حضور رنگ 
امشب پیام نارنجی ی عصر را
 پای افق می گشایم 
تا باز به بامداد بیایم و 
تو را در دست هایم 
خانه کنم 
امشب با تو تا پای رقصان افق می گردم 
بگذار اول کفش هایم را در بیاورم 

Saturday, November 24, 2012

ABANI-27

یک خط می خواند شاعر همیشه یک خط بلند بی مخاطب به خاطر مخا طبی عاشق که می اید تا لبان تو را به خطی بلند می گشاید
اید
ید
د 

Friday, November 23, 2012

ABANI-26

I REMEMBER
Pas de Deux
دست یازدم بلند 
تنها هوا بود 
یا دست یازیدن تو 
تا هوا 
که مثل بادبان بر کشیدن بود 
در هوایی خفته 
تا موجی ناگهان بر آمد و 
بادبان را برد 
و دستان کشیده مان 
در دستان کشیده مان 
گره خورده بود 
پای دو تن در پای دو تن 
و دستان دو تن 
داستان دو تن 

با جانABANI-25

با جان به جان و جوان و جمع 
با جان به جانب جان جوانه می زند 
تا جان که سبز همیشه می شود به جادو 
از جمع جرعه جرعه ی جان می جهد 
به جانب جوان جان 
در جمع تشنه گی ی جرعه جرعه ی جمع می ریزد 
جان جوان در جانب تشنه گی ی جان 
جان را جوانه ی جان جوان جوانه می زند
تن شعله می زند  

Wednesday, November 21, 2012

ABANI-24

جغرافیا را آن که به آرامی از کنار تو می گذرد
نقش نمی زند 
با ناقو س و گام 
می گردد جغرافیا 
که می گرداندتو را 
و نقشه می شود 
می 
شود 
تا تو را در جشن های شبانه می نویسد     

Monday, November 19, 2012

ABANI-23

پری شان راه 
حالا شاید هم بگویم اه 
اما ماه را چه کنم 
که نصفه نیمه همراه ما می اید 
تا برکه 
پری شان راه 
چه سخت است گذشتن 
تا که دوباره باز ایم 
تا 
تو 
و راه و اه و ماه رایکباره همراه کنم
BATON ROUGE  

ABANI - 22: PROSE POEM

آفتاب بر این دریچه می تابد که نگاه من از قابی نقره یی سرک می کشد تا چشمان پنهان تو را از خیابان بقاپد
از برکه ها و با یو ها که می گذرم بی تو خشکزار می شوم و برکه و با یو تنها سرابی ست که بر نگاه تو دست می کشد 
دور تر از دور آواز پرنده یی می اید که نمی داند وقت پریدن می خواند یا پروازی تا دور او را به خود می خواند 
غروب شک دارد تا به افق دور پا بگشاید و خانه و آشیانه خالی و سرد پنجره را رو به غروب می بندد
 پرنده سراسیمه می اید و به دریچه تن می ساید یا که دریچه بر پرنده تن می سا ید در منتهای شب 
و بعد هر یک به سوی خود می رود که سوی بی سویی ست و باز 
باز می گردد
به دامن باز گشتن
تا 
باز   گشتن  
تنها عاشقی ست که در تردیدی مدام تصمیمی یگانه می گیرد به گشت در بر گشت و بر گشت در گشت  
پرنده می رود و باز می اید تا تنها نام تو را باز می خواند بلند در آفتابی که این دریچه را می گشاید
حالا قاب نقره یی سرک می کشد 
BATON ROUGE,LA        

Sunday, November 18, 2012

ABANI-21

بی تو بودنی با تو شب می شد 
باز بر خود می پیچم 
از کنار نارنج ها که می گذرم
و در گذشتن از خود 
از سی و سه پل فواره و کاشی 
می گذرم 

Saturday, November 17, 2012

ABANI-20

چنگ چنگی را ربودم از دستانت 
تا تو را غریبانه نواختم 
در هزارتوی ستاره و 
شب 
چنگ چنگی ی من شدی 
در هزار و یک شب عاشقی 

ABANI-19: LADY IN YELLOW

شانه به شانه ی 
شیرین ایستاده بود 
بانوی زردپوش 
و شیرین 
بانوی زرد پوش بود 
هزاربال 
و عشق 
از آتش فشانی عاشق 
گذر داشت 
در شب 
به جامه ی زرد 

Friday, November 16, 2012

ABANI-18

آمدم از راه 
نبودی
در راه هم نبودی 
چراغ را که روشن کردم 
سایه ی پنجره بود 
و خیابانی سرد 
که صدای مته های برقی را 
توی بلند گوها 
پخش می کرد  

Thursday, November 15, 2012

ABANI-17

در اه چه اتفاقی می افتد 
در تالار گرم اه 
در را که می گشایم 
حتا پیش از رسیدن 
به اتفاق اهی آبی
که در تو بگذ ارم
تا زلال شود تنم   

Wednesday, November 14, 2012

ABANI-16

خطی به خاطر گذشتن ازخط تو می نویسم 
خطی که خاطره ی گذر را 
می نویسد 
و در خطی که از نقطه می گذرد امشب 
خطی به خاطر تمام خوبی هات 
بر پیشانی ی تو می گذارم
خطی که خط گذشتن است   

ABANI-15



آبانی 
به قصد پرسشی به من آمد 
گفتم:
عشق 
گفت اما هنوز از تو نپرسیده ام 
باز گفتم :
عشق 
زیرا که عشق پاسخ تمام پرسش هاست 
حتا پیش از پرسیدن 

ABANI-14

زرد می زند بامداد زرد 
امروز که زنگ تلفن از خواب بیدارم کرد  
زرد می زد 
زنگ زرد 
به رنگ زرد    
در آغوش آفتاب می رقصد
پس ارغوان را کنار زرد می گذ ارم
در پاییز شهر   

Tuesday, November 13, 2012

ABANI -13:BEYOND THE MOON

کسی که هرگز پشت ماه نبوده است
یا از پشت ماه که
کسی هنوز نیامده است
تا خبری بیاورد
پس اینه بگردان
آن پس پشت ها
شاید کسی ان جا باشد منتظر ما
شاید کسی آن جا عاشق باشد
یا شاید
کسی هم ان جا باشد
منتظر ماه 

Sunday, November 11, 2012

ABANI-12

پیش از گذشتن از شب 
فانوسی می شوم 
در دست های خسته ات 
تا با چهره ات 
یکی  شوم 
و خسته گی تو 
در حرکت مداوم فانوس 
امشب 
رقص تازه یی خواهد شد  
در دوباره ی  راه 
تا بامداد به دیدارم بیا 
با آواز خروسان خزر 
فانوس را کنار راه می گذ ارم 

ABANI-11

هرگز آن شب را فراموش نمی کنم که هیچ کدام مان کلامی نگفتیم 
گیوم آپولینر 
در سکوت گفتم که با تو 
در سکوت می گویم 
و ساکت تو را 
آن شب گفتم که 
پاسخ می گویم 
و در سکوت آمدم 
و تو 
در سکوت آمدی 
تا بگویی 
که در سکوت گفتم 
با تو در سکوت می گویم 
و ساکت تو را...