Friday, April 24, 2015

*10:THE BOOK OF ARDESHIR:CREATIVE PROCESS

کتاب اردشیر-۱۰
فرایند آفرینش
آیا موضوع ها را حس می کند یا در ذهنیات و حافظه ی هنری اش جای دارد و او آن ها را بر می گزیند و کار می کند
اردشیر سه چهار ساله بود که زبان تصویر را کشف کرد .این یک تقدیر نبود . نقطه یی بود که شاید از خیلی پیش تر در ذهن من افتاده بود اما در یک لحظه کیفی تقدیر آسا ادامه یافت و به خطی بدل شد . این خط در امتداد بی وقفه اش خط سر نوشت من شد درست مثل خط های پریشان و اسرار آمیز کف دست که فالگیر ها سر نوشت آدمی را توی آن ها جست و جو می کنند
گفت و گوی منوچهر آتشی با اردشیر,
تماشا , پاییز ۱۳۵۱
اما رسم ! این یکی از بزرگ ترین گرفتاری های من بود . اصلن نمی توانستم خط راست بکشم .هنوز هم همین طور است مگر خط راست وجود دارد ؟  نمی توانستم پاره خطی را راست از کار در آورم ...و اما درس نقاشی...نقاشی های کلاس مرا همیشه برادر بزرگ ترم می کشید : چون کار خود من هیچوقت عین مدلی که آقای آموزگار می داد مثل پرنده یا گل در نمی آمد .آن چه من می کشیدم همیشه چیز دیگری بود اما در جلسه ی امتحان نمی دانم چطور می شد که اینان مثل مدل می کشیدم و نه تنها مال خودم بلکه نقاشی های بیشتر همکلاس هایم را هم می کشیدم
گفت و گوی اسماعیل خویی با اردشیر
شناختنامه اردشیر محصص ,جیبی ۱۳۵۲,
ص ص ۴۸-۴۷
من آن چه را که می بینم و حس می کنم می کشم
همان, ص ۵۷
رفته رفته پی بردم که خط , مادر تصویر است ...من با چنین اعتقادی خط را انتخاب کردم و بعد تصویر را
از مصاحبه با آتشی

*9:THE BOOK OF ARDESHIR

کتاب اردشیر-۹
کله های بریده , آدم های بی سر , این ها را از نقاشی قهوه خانه گرفته که تاثیر شگفتی در کار های او داشته است
و همین طور عکس ها
عکس های زمان قاجار
عکس های صفحه حوادث  روزنامه ها
عکس های ورزشی و میدان امجدیه
عکس های قاتلین و مقتولین
و تصادف های رانندگی
عکس های کافه ها و کاباره ها
عکس ها و طرح ها که از زمان قاجار آمده منظورش همه جایی و همه گانی بودن آن هاست و گر نه در آمریکا یا اروپا که کسی خیلی آشنایی ندارد با قاجار اما با غل و زنجیر و در بند بودن زنان و مثل آن را می شناسد
خودش این ها را طرح های طنز آمیز می نامد که حدی میان نقاشی و و کاریکاتور و یا اصلن خود کاریکاتور ست
می گوید : کاریکاتور یک ضد رپورتاژ است. یک وقایع  نگاری است  . من آن چه را می بینم می کشم به نظر من کاریکاتور ها اسناد یک عصرند همچنان که مدارک رسمی , اعلامیه های دولتی , و گزارش های پارلمانی نیز چنین اند
اردشیر محصص : دیباچه , مروارید ,۱۳۵۴, ص ۵۹
اما اردشیر همیشه هم به این حرف ها دل خوش نمی کند . مهم آنست که یک فضای متفاوت طراحی شود . با خط های سیاه و سفید یا رنگ های در هم ریخته و کسی از فرهنگ دیگری آن ها را در یابد و با آن ها ارتباط بر قرار کند .البته ارتباط بر قرار نکردن هم به نظر اردشیر نوعی ارتباط بر قرار کردن است در کار هنر
P20-21

*8:THE BOOK OF ARDESHIR

کتاب اردشیر-۸
اردشیر محصص چگونه می خواهد در  یاد ها باشد 
در انبوهی از نوشته های دوستانه  جانبدارانه گم شود یا که در مجموعه یی از نقد و نظر و در خط هایی واقعی 
ترسیم شود که مرجعی برای شناخت او و کارهایش خواهد بود ؟ می خواهد روح خود خواهانه و خود مرکز بینش سیراب شود یا که تصویری هرچه نزدیک تر به واقعیت از او بر جای بماند که اثر گذار باشد ؟ 
اردشیر می خواهد که گم و گمنام نباشد 
در ایران یک دو سه دوست در باره اش نوشته اند که بیشتر از جانبی متفاوت بوده و نقاشی و طراحی نبوده و این جا هم یک دو سه دوست با نظر موافق کار های او را به روزنامه ها برده اند اما باید دید این ها حقانیتی برای کار های او دارد یا تنها برای آرایه و عرضه بوده است 
اردشیر می گوید باز باید کار کرد تا معلوم شود این کار ها که می شود ارزش عرضه دارد یا فقط برای عرضه  ارزش می یابد 
P19
ن چه اردشير واقع بينانه در مورد هنر به طور عام مرعى مى دارد درباره ي هنر خود نيز رعايت مى كند تا ارزشى واقعى به آن ببخشيد

Thursday, April 23, 2015

FARAMARZ SOLEIMANI : LAMPS AND THE ROAD

فرامرز سلیمانی:فانوس ها و راه
برای مهین خدیوی for Mahin Khadivi
نگاهی به داروگ و پروانه ی رنگین کمان
نگاهی به سنجاقک نامریی
بساط باغ را در کدام سمت بینایی بچینم
که هر شب
بر راه تو
فانوس بگیرد
تا آشیان آشنایی

*7 THE BOOK OF ARDESHIR

فرامرز سلیمانی: کتاب اردشیر-۷
مجله موج , دفتر ویژه 
تجربه های تازه :نمایشگاه راز های سر گشوده 
چهره پردازی های تازه ی اردشیر از پس نگاهی خسته و غبار آلود به آدم های پیرامون می پردازد بی آن که شباهت ها را در نظر داشته باشد حتا آن روانشناسی اجتماعی هم رنگ باخته می نماید پرده دری در کار نیست و پرده نگاری نیز هنوز آغاز نشده است . برزخی ست میان دو تجربه , در دوران تلخ , دو عصر بی چهره گی , دو دوزخ , که رنگ و روغن به کمک آنها آمده است باز گشتی به گذشته برای جهشی به آینده . تجربه ی آنچه تجربه شده است تا تجربه ی تازه یی به دست دهد . خط کشیدن ها و خط زدن ها از پس آنچه نامداران نقاشی کشیده اند و تعلق خاطری به اکسپرسیونیست های آلمان مثلن . که چه ؟! که تا کجا رود و تا به کجا دست یابد ؟!
یک خط تازه در آغوش یک خط تازه ی دیگر 
و خط های مختلط و مختلط و ساده 
ساده مثل یک خط تازه 
*۷/۱: HOLOCAUST 
کتاب هولوکاست از شش سال پیش یعنی ۱۹۸۶ دست دکتر اردشیر بابک نیا ست و به عنوان دستاویزی و کمکی برای بر رسی تاریخی آن ها را در دست دارد حدود سیصد تایی ست و رنگی ست و گرته یی از حادثه یی تاریخی که گوشه یی نگهداری شده است . مقدار زیادی از کارهای اردشیر هم پیش دکتر رحیم اصغر زاده است که چند سال پیش در گذشت برای همین اردشیر به من هم پیشنهاد می کند آن کار ها یا کارهای دیگر را بخرم . به او گفتم من کلکسیونر نیستم و تابلو هایی اگر دارم همه اش هدیه یا جایزه است 
بابک نیا متخصص  زنان و زایمان است و حالا حامی هنرمندان شده است . این ها را بعد ها مرتضا میرافتابی هم تایید می کند . او چاپخانه یی دارد و هر سال نطقی در حفظ هنر ایران می کند و الهه را دعوت می کند که سرود ای ایران می خواند پیش از این فقط از محصص و سوسن آبادی حمایت می کرده و حالا دامنه حمایتش به دیگر هنرمندان هم کشیده است و کللسیون خوبی از کارهای من-اردشیر دارد از کارهای اولیه ام تا حال . چهار با ر هم از لس آنجلس به دیدارم آمده است . اردشیر بعد ها گفت برخی دیگر از ایرانیان پزشک و دندانپزشک یا بازاری هم از او حمایت هایی می کنند مثل دکتر احکامی ,دکتر محمد زمانی ,  پرویز خطیب دماوندی , دکتر بدیهیان و مانند آنها  که برخی از کارهای او را در عوض  می گیرند و در مجموعه های شخصی شان دارند

هنرمند در تمام فرهنگ ها نياز به حمايت معنوى و مادى دارد اين حمايت در امريكا و اروپا بيشتر سازمان يافته است و گاه فردى است و هميشه هم در جهت حفظ و اشاعه ى آثار هنرى ست. موزه هاى خصوصى و عمومى نيز اين حمايت و در نتيجه هنر را مى گسترند عاملى كه فرهنگ مهاجرت ايرانيان فاقد آنست و هنوز در آن اهميت نيافته است
pp 17-18

Monday, April 20, 2015

*6 THE BOOK OF ARDESHIRفرامرز سلیمانی:کتاب اردشیر

فرامرز سلیمانی:کتاب اردشیر 
مجله موج , دفتر ویژه اردشیر محصص ۱۳۹۴/۲۰۱۵
...


Ardeshir Mohassess, 1938-2008


image

The highly-regarded Iranian cartoonist and artist Ardeshir Mohassess, a practitioner of drawn satire in the tradition of William Hogarth and Saul Steinberg,
در کودکی به فیلم های چارلی چاپلین خیلی علاقمند بودم مخصوصن فیلم سیرک , و در همان هنگام با ذهنیتی کودکانه در صحنه ها و وقایع مشارکت می کردم و آن ها را تا رویا ها ادامه می دادم . مادر نیز با داستان های طنز آمیزش به این فضا کمک می کرده و روح پر نشاط و شیطان و هزل گونه ی او را می پرداخته است . بعدها چارلی توی ذهن او ورجه وورجه می کرده و اسکیت بازی , و از پله ها بالا و پایین رفتن و رقص و دلقک بازی بی گفتار 
و گفتار های گم شده او را به سوی طرح برده چون که طرح را گفتار های گمشده می بیند که جایی در این میانه پیدا می شود و روی صفحه ی کاغذ می نشیند . طرح یک چیز پس زده است که راهی به بیرون می یابد 
اجتماع پیرامون و جهان 
- با مسایل روز چگونه برخورد می کنی . آیا انتخاب شان نمی کنی یا آن ها انتخابت نمی کنند ؟ مانند همین توفان لوییزیانا یا فلوریدا و ها وایی ؟ یا جنگ کینه توزانه ساری یوو یا مثلن بی خانمان ها و آواره ها و خانه به دوشان
 نیو یورک و غیره 
- این ها را می بینم و اگر از آن ها می گذرم باز سراغم می آیدو وقتی سراغم می آید دیگر رهایم نمی کند می نشینم و طرح می زنم حتا  وقتی توی توالت نشسته ام یا وقتی که از خواب بیدار می شوم و دارم به صبحانه فکر می کنم . اما طرح ها زرنگ ترند و هجوم می آورند و صبحانه یادم می رود و ناگهان می بینم ساعت یک و دو بعد از ظهر است 
 و من هنوز دارم طرح می زنم 
تحول 
گاه در این جا و آن جا از در جا زدنها شکایت می شود . از تکرار ها و شعا ر ها از محو سبب ها و تهی ماندن آثار 
از این که از امکان گستردگی دنیای آزاد و جغرافیای نو بهره یی گرفته نشده و آرزو های به افسوس نشسته صحبت می شود .ایا اردشیر خودش در کار هایش تحولی می بیند و تحولی را جست و جو و دنبال می کند 
در جا زدن ها هم تجربه های تازه یی ست که نباید رها یشان کرد . هر چند یک بار البته عوض می شود و بعد دوباره همانست که بود 
در در جا زدن هاست که طرح ها در جا می زنند و متحول می شوند و شکل تازه یی به خود می گیرند و دیگر گون می شوند 
اصلن شاید درجه زدنی در کار نیست مگر آن که آدم بمیرد 
PP.14-16

Sunday, April 19, 2015

FARAMARZ SOLEIMANI : THE BOOK OF ARDESHIR,ENG.