Showing posts with label BOOK REV. Show all posts
Showing posts with label BOOK REV. Show all posts

Tuesday, April 1, 2025

Bahman Maghsoudlo

 




امروز از دكتر بهمن مقصودلو  تجلیل می‌كنم که سینمای مستند ایران مدیون فعالیت‌های او در حوزه نويسندگى، پژوهش، کارگردانی و بويژه تهیه‌کنندگی است.

ای کاش تک تک شما می‌توانستید فيلم هاى بهمن مقصودلو كه هويت هاى سينمايى وتاريخى دارد را تماشا ميكرديد. او میراث فرهنگی ايران را طى زمان طولانى از نسل گذشته با شكيبايى جمع آورى كرده و در اختيار نسل آينده گذاشته است. خوشحالم که با بهمن آشنا هستم. امیدوارم همچنان با همان قدرت، دقت و هوشمندی خود آثار بيشترى را تولید كند .باور دارم که بخش مهمی از هویت تاريخ سینمای ايران را مديون بهمن مقصودلو هستيم.

كتاب افسون پرده نقره ای- سینمای جهان، تازه ترین کتاب بهمن مقصودلو است كه چند روز پيش از طرف بهمن بدستم رسيد و اين يك كتاب تاريخ سينماگردى جهانى ست و 

دوستان را به اين سفر سينمايى دعوت ميكنم.


آثار دكتر بهمن مقصودلوعبارتند از: 

كتابها

:

این سوی ذهن، آن سوی مردمک،۱۹۹۹ 

آزادی و عشق در سینما، ۲۰۰۳

علف: داستانهای شگفت و ناگفته ( انتشارات هرمس، (2010)   

وقتی که ماه زیر ابر نبود (2020) و رئالیسم شاعرانه ژان رنوار (2021) 

 بهرام بیضایی :موزاییک استعاره ها (2024) 

افسون پرده نقره ای: سینمای ایران (2024)


فيلم ها

:

 احمد شاملو، 

احمد محمود،

 ایران درودی، 

اردشیر محصص 

و نجف دریابندری

 و چهار فیلم درباره تاریخ سینمای ایران قبل از 1979 ساخته است که عبارتند از عباس کیارستمی، لبه تیغ: میرات بازیگران سینمای ایران، بهرام بیضایی و داریوش مهرجویی.

بهمن جان شاد و تندرست بمانى 

زهره خالقى

Saturday, September 19, 2020

Massoud Noghrehkar آبى ناگهانى







طراح زهره خالقى



رویاهای آبی مصاحبه با یک شاعر دیوانه



نویسنده: مسعود نقره‌کار

چاپ نخست: ۱۳۹۸ (۲۰۱۹ میلادی)

ناشر: نشر باران – سوئد


این کتاب گفتگويى ‌ست میان دو نگاه. یکی در پی فهمیدن است دیگری در پی رهایی. گفتگو میانشان آرام نمی‌گیرد، چون هر دو از جهان خسته‌اند.


دیوانگی در این نوشته سقوط نیست  بیداری‌ست. نوری‌ست که ناگهان در تاریکی روشن می‌شود و چشم را می‌سوزاند. کسی که دیوانه نامیده می‌شود بیش از اندازه دیده  و همین دیدن او را از آرامش دور کرده است.

جای رخدادها تیمارستان است، اما دیوارهایش واقعی نیست. جهان بیرون‌ ادامه همان دیوارهاست. آدم‌هایی که خود را سالم می‌دانند تنها بهتر پنهان می‌شوند. شاعر در این میان خاموش نمی‌ماند با واژه‌هایی نامعمول، اما زنده، آنچه را نمی‌توان گفت به گوش می‌رساند.

زبان کتاب، زبانی‌ست که میان سکوت و فریاد راه می‌رود. جمله‌ها ناتمام‌اند، اما نفس دارند. گاه می‌لرزند، گاه می‌درخشند. نظم در این آشفتگی پنهان است، همانطور که معنا در نگاه گمشده پیدا می‌شود.


گفتگو میان دو انسان نیست گفتگو میان دو سوی یک روح است. یکی در جستجوى دلیل دیگری در جستجوى حس. هیچكدام بر دیگری چیره نمی‌شوند. در پایان‌ گفتگو خاموش می‌شود و تنها بازتابی از اندیشه در هوا می‌ماند.

پایان کتاب نقطه نیست. ایستادن نیست. سکوتی‌ست شبیه نگاه پس از طوفان. واژه‌ها از کار می‌افتند و تنها ذهنی روشن میان تاریکی باقی می‌ماند.

دیوانگی در اینجا نام دیگری‌ست برای آگاهی.

شاعر نمی‌خواهد درمان شود می‌خواهد زنده بماند.

و شاید همین ماندن معنای پنهان این کتاب است. 

زهره خالقى