Monday, July 13, 2015

DR IDA SOLEIMANI MOGARI B-DAY

DR soleimaniً
ًCelebrating Ida's Birthday in Bastille Day
Happy Birthday Dr Ida Soelimani Mogariدکتر آ یدا سلیمانی مقا ره 
Born 14 July 2015

Saturday, July 11, 2015

NEW ORLEANZEE:WHITE LINEN NIGHT @NO

WHITE LINNEN COMES BACK
White Linen  comes back to streets of New orleans
Takes off in the sun
And became all naked
Now Big Easy
Is all naked
And dancing
In the sun
zk

Monday, July 6, 2015

*p18:THE BOOK OF ARDESHIR:END OF CHAPTER1

Dr Faramarz Soleimani:BOOK OF ARDESHIR
+عکس نمایشگاه
در باره نمایشگاه نقاشی اردشیر در نیویورک , جون ۱۹۹۳
التفات طراح به کل در این جا نگاه نقا ش آب و رنگ را در جز با خود داشت و از همین روی امضای اردشیر هر چند درشت تر بر پیشانی کارها نشسته بود امضای اردشیر محصص نبود .بحران هوایت که با تقلید در خلال آن با نام آن و تن به کلام مولانا که باور بصری را همراه با جادوی کلام کرده است که در کار های دیگران بی نظیر  است
گاه اردشیر با دنباله روی ابستراکت اکسپرشینیست ها پیشگامی و استقلال خود را انکار می کند و در آن رنگ و نشانی از فرهنگ ایرانی نمی توا ن دید و نقا ش خود نیز در سایه ی دیوارهای لرزان و موقت پنهان می شود در این نمایشگاه هر چه بیشتر گشت می زدی بیشتر این فکر در تو تقویت می شد که شاید به تالار غریبه یی امده یی
و آن هم که برای نامگذاری کار ها آمده بود کمک چندانی نمی کرد .کار های پیشین اگر از زبان مردم عنوان می  شد یا حافظه ی تاریخی معاصر و تاریخ قاجار را به خط نگاری می کشید
همه ی کارهای این نمایشگاه دیگر آن بیان آشنا را ندارد و بیشتر مدیون فرهنگ ایتالیایی و مودیلیانی و آمریکایی و یا آلمانی ابسترکت اکسپرشینیست است  که نیز دامنه ی تجربه های اردشیر را می گسترد با توجه به آن که ابسترکت اکسپرشینیست از هر کجا آمده باشد گاهواره اش نیویورک است و نقاش مهم نیو یورک از وسوسه ی آن در امان نیست
p35
پایان فصل اول کتاب اردشیر از دکتر فرامرز سلیمانی
Dr Faramarz Soleimani's BOOK OF ARDESHIR
END OF 1ST CHAPTER
TO BE CONTINUED
for  ARDESHIR MOHASSESS
ARTIST OF THE YEAR 1394-2015

Wednesday, July 1, 2015

POETS OF CENTURY1300-1399محمد زهرى


شاعران قرن ايران ١٣٠٠ تا ١٣٩٩
محمد زهرى
از دفتر گلايه
Moj Magazine Special
see more.
گل زرد ، گل سرخ
شعری از محمد زهری
چنین گویند :
گلی زرد
اگر بر سینه ات آویخت یک زن
بدان او با تو بیگانه است دیگر
*‌‌‌‌‌ * *
چنین گویند :
گلی سرخ
اگر بر سینه ات آویخت یک زن
بدان او با تو جانانه است دیگر
* * *
گلی زرد
گلی سرخ
زنی بر سینه ام آویخت دیروز
دلم افکند در گمراه تردید
نمی دانم که بیگانه است بامن
و یا دلدار جانانه است بامن
از مجموعه شعر گلایه

Tuesday, June 30, 2015

FS POEMS:پل هاى ساسانى را آب دارد مى برد


FS POEMS
Moj Magazine Special:Nasrin Jaferi
پل هاى ساسانى را آب دارد مى برد
راديو آجيل قرمز مى كشد كميكال على رفته خمسه خمسه زهر مار كند
كلينيك درود تعطيل است
ما بساط پيك نيك مان را مي بريم روي بسترهاى آبي ايلام پهن مى كنيم
كسي مى رود تر أكتوربياورد ماشين را بكشدبيرون
از درود تلگرام زدند پل هاى ساسانى را دارند مى برند بغداد
موشك هاى صدام و ميغ هاى كلاغ زاغى حمله كرده اند
نصرت مسعودى شاعر مي گويد
كسوت نسرين جافرى را بيرون سرداب بياويزید
شاعر مى آيد يك نارنجك هول پرتاب مى كند بيرون
راديو آجيل قرمز مى كشد
اين صداى آجيل قرمز است
لطفن به پناهگاهها ى خود باز گرديد
سايه هاى جنون همه جاً پراكنده اند

روى ديوار گرگ و ميش
شاعر جادو مى كرد

Sunday, June 28, 2015

IRANIAN WOMEN POETS:NASRIN JAFERI نسرین جافری

نسرین جافری ..-۲۸ جون ۲۰۱۵-۷ تیر ۱۳۹۴






إز نسرين جافرى ، زخم سايه و بيد ، نسرين جافري ، ١٣٦٩، به چاپ مى رسد كه شعر پر اندوه زمانه عسرت و أندو ه است
بارورتر از بهار

تهران, دنیای مادر 
تدوين فرامرز سليمانى
١٣٧٠








  • نسرين جافرى
    به محمد حقوقى
    :

    در حافظه تاريك اين جهان
    كنار پاى يك درخت روييد
    از درى كه بشت أيده ها بود گذشت
    انگشتانش را
    بر سيم سايه يك گيتار كشيد
    تا دامنه هاى بارور اين ماده حقير
    از خود گذشت
    جهان يك كلام را گشود
    و خود مؤلف خود شد








  • نسرين جافري Nasrin Jaferi 
    1329-1394


آمد کتاب هایش را آورد سر رود که بشوید تا ان ورق خالی را برای تکمیل طرح خود بیرون کشد و آب او و همه ی دفتر ها را برد
وقتی با هفت سر نشین شاتل
در شهری آنسوی ترانزیت اندیشه های نا آگاه
پیاده شدم
مثل پیامبری آماتور
میان کاناخانم نسرین جافریل های انتقالی حشراتی که
از ماده ی خود جدا شده بودند
آنقدر محو شدم و انتظار کشیدم
تا " یک بیضی نارنجی به روی یک ساقه "
بروید
و باور کنم که در مترو های رمزدار
دیگر چیزی منفجر نمی شود
و زنی که مرده است
به شیوه ی خودش جیغ نمی کشد
که زمین بیفتد و دوباره بمیرد
وقتی که حرف می زنم با خودم
موبایل را خاموش می کنم
تا با شناسنامه ی یک جنین
بپرم به روی پوستر های بی مصرف فیلمهایی
که سناریویی برای ایماهای همگونی شان نداشتند
این کامپپوتر خاموش
چه حافظه ی خوبی دارد
که می تواند یک اتفاق کوچک را
روی سایتهای شخصی بنویسد و
زیر صفر نرود
با " cd " " اکسیژن "
خود را در مکان سپبد
میان تجربه های زیست شده ی " پروست "
می بینم
که هی از روی هم می پرند
و هیچگاه پرستیژ خود را
از دست نمی دهند
این شهر
از رخداد ها بی خبرم می کند
و می گذارد با نان همخوان خودم
در پارک های گشت رسانه های جمعی
قدم بزنم
و هیچ نپرسم چرا؟
کابین های این ترن
چقدر خالی ست
خالی از تو
که با گام های بی پایان
روی نا پیوستگی ها
آنقدر چرخیدی
که تبدیل به " پارادوکس " های
درونی شدی
و میان حالت گرفته ی یاس هایی که
طراحی شده بودند برای تبلیغات
یک موجودیت عجیب برای خودت خریدی
و با یک نت اضافی که روی صدایت گذاشتی
از روی سایه ات پریدی
و مفقود نشدی
بسکه خسته ام
از حال می روم و غریبه می شوم
با جنبه ی مثبت افکاری که در سر داشتم
و باورم می شد که انسانم
جرمت چه بود رفیق ؟!
نیچه با " انسانی بس انسانی "
گروه خونم را شناسایی کرد و
از محدوده ی جهان بیرونم انداخت
اکنون مثل یک " ابژه که سخن می گوید"
می توانم زیر باران بدودم
در یک کافی شاپ بنشینم
موسیقی راک بشنوم
قهوه ی تلخ بنوشم
و با یک شیک پوش افراطی
که پشت ویترین نمایشگاهای تجارتی
هی رنگ مویش را عوض می کند
با " این یک چپق نیست "
کنترل دنیا را به دست می گیرد
میانه خوبی داشته باشم
ای کاش " مایاکوفسکی "
بند آخر شعرش را
در کافی نتهای جهان می نوشت
و خود کشی می کرد.
فضای داخلی این شهر
پر از علفزار هایی ست
که ار موج های رادیویی عبور می کنند
و تا کسی بخواهد پیر شود
" ریواند " می کند و
به دنبال مولکولهایش می دود.
به دنبال مولکولهایش می دود.





  • زنده ياد محمد حقوقى جايى خيلى كلى از نسرين جافرى به عنوان شاعر خط سوم ياد مى كند كه منظورش بايستى موج سوم باشد كه اين جا با خط سوم شمس خلط مبحث يافته يادچار غلط مطبعى شده است
    اما روال نامها و فهرست گذارى نشان مى دهد كه منظور موج سوم بوده و شاعر قصد تحقيق جدى تري بر آن داشته است


  • جايي ديگر حقوقى بر اصل استقلال زبان و اصل اختصاص انديشه در پرتو صناعت ويژه اش در شعر جافرى تأكيد دارد كه از آن هر شاعر ديگرى مى تواند باشد... حقوقى مى گويد جافرى... شاعرى درد كشيده كه با چنان اضطراب و هو ل شعر مى نويسدو با چنان وحشتى درفضاى شعر غرق مى شود كه انگار در قرن هولناك آينده پرتاب شده است
    محمد حقوقى
    حد همين است
     قطره ۱۳۸۱


  • در شعر نسرين جافرى جوهر گندم را به آسياب هاى نورى مى برند و اين همان بيشه هول و هراس نيمايى است كه دست كم در قرن أخير در شعر ايران رواج دارد و مجوزى براى ورود جافرى به قرن شاعران ايران در اين فرصت است
    شاعران قرن ايران ١٣٩٩-١٣٠٠





تازه آمده بود لب جوي كه دفتر هايش را بشويد و آن كاغذ سپيدرا بر دارد عكس خودش را كامل كند كه خبر آمد با دفتر هايش رفت


  • Faramarz Soleimani If the poet is asked to write her poem on horrific weight of light of wheats or other seeds , I am not threatened by history to return.
    Even if she. Mentions that she will return, I am sure she won't.
    Shah Shahid is gone forever 

    And new era is the only new era, always expect to come.

Faramarz Soleimani's photo.







Alireza Behnam's photo.نسرین جفری