IS A SITE OF ART,LITERATURE, CULTURE AND SCIENCE,ESPECIALLY HEALTH AND MEDICAL SCIENCES,PUBLISHED IN MAJOR LANGUAGES AND IN SEVERAL CHAPTERS.THE GOAL OF THIS SITE IS TO PROVIDE,PRODUCE AND PROMOTE FREE WORDS AND IMAGES FOR FREE FOLKS OF OUR PLANET.
Showing posts with label RUMIESQUE. Show all posts
Showing posts with label RUMIESQUE. Show all posts
Monday, February 9, 2015
Saturday, February 7, 2015
Tuesday, June 10, 2014
Tuesday, January 14, 2014
:RUMIESQUE:چندی ست تا دلم پا به سفر می رود
Faramarz Soleimani:RUMIESQUE
چندی ست تا دلم پا به سفر می رود
اما سفر همین جاست که او هست
و در سفر هم
او هست در همه جا
هست
پس زنجیر راه
بر پا دارم
در سفر
و حضر
گر شکند دل مرا جان بدهم به دل شکن
گر ز سرم کله برد من ز میان کمر برم
اوست نشسته در نظر من به کجا نظر کنم
اوست گرفته شهر دل من به کجا سفر برم
و سفر همیشه عطر عشق دارد
گر ز سرم کله برد من ز میان کمر برم
اوست نشسته در نظر من به کجا نظر کنم
اوست گرفته شهر دل من به کجا سفر برم
و سفر همیشه عطر عشق دارد
Friday, December 27, 2013
Friday, December 20, 2013
RUMIESQUE:SALAM سلام
Poempainting by Zohreh Khaleghi
installation by me
One requires reconciliation within oneself to reach peace in life.-
سلام
سلام به صلح که ارمغان انسان است به انسان و نه کا لا ی هیچ دین و آیینی
سلام به رقص و چرخش و گردش و عشق و عاشقی و شور و شادی و شیطنت
سلام به بازی ی صلح
سلام به رقص و چرخش و گردش و عشق و عاشقی و شور و شادی و شیطنت
سلام به بازی ی صلح
سلام به صلح رومانتیک
سلام !
- سلام مثل عشق... سلام مثل عاشقي... سلام مثل ياد عاشقي... سلام مثل عاشقي ي تمام... سلام
Thursday, December 19, 2013
RUMIESQUE:LOVE IN ME IN YOU
This moment this love comes in rest in me
may belong in one being
In one wheat grain
A thousand sheaf stucks
Inside the needle's eye
A turning night of stars
And it all stands for
love
In me
In
You
Tuesday, October 22, 2013
I SEE RUMI IN WHIRWIND
- Faramarz Soleimani I see Rumi in whirlwind dancing against the whirl whispering in her stormy ear some nonsensical words like : I see Rumi in whirlwind dancing against the whirl whispering in her stormy ear some nonsensical words like: ...
Monday, September 30, 2013
Sunday, September 22, 2013
RUMIESQUE:LIBRA OF MEHR
Whirling darvish
from Zohreh Khaleghi, Z Gallery
فرا مرز سلیمانی
:
میزان
روز برابری خزان
مهربانی که می رود
و جای خالی ی او را
پر می کند جهان
به نور یابی ی مهر
مرا عقیق تو باید شکر چه سود کند
مرا جمال توباید قمرچه سودکند
چو چشم تو نبود شراب را چه طرب
چوهمرهم تونباشی سفر چه سود کند
طرب به مهربانی می آوردبه روز میزان تا برابری ی خزان
اما
چو زور و زهره نباشد بشر چه سود کند
چو دل دلی ننماید جگر چه سودکند
گذر کن از بشریت فرشته باش دلا
فرشتگی چو نباشد بشر چه سود کند
ز شمس مفخر تبریز آن که نور نیافت
وجود تیره او را دگر چه سود کند
و جای خالی ی آن که می رود به سرشاری ی جهان دوباره پر می شود از جان
Monday, September 16, 2013
Wednesday, September 11, 2013
Monday, September 9, 2013
RUMIESQUE:آینه واژه را- 1
Faramarz Soleimani
Rumisque
:
اینه زیر و روی واژه می گذارم
آینه واژه را زیر و رو می کند
واژه آینه را زیر و رو می کند
اینه عاشق واژه می شود
واژه دور آینه می گردد
آینه دور واژه می گردد
واژه آینه را زیر و رو می کند
اینه عاشق واژه می شود
واژه دور آینه می گردد
آینه دور واژه می گردد
بجوشید , بجوشید , که ما اهل شعاریم
به جز عشق , به جز عشق , دگر کار نداریم
و مستی مدام واژه را
آینه ی عاشق بر می تابد
درین خاک , درین خاک , درین مزرعه پاک
بجز مهر , بجز عشق , دگر تخم نکاریم
مست آینه می شود واژه
آینه که مست واژه می شود
چه مستیم , چه مستیم , از آن شاه که هستیم
بیایید , بیایید , که تا دست برآریم
و در خماری آینه واژه سرکشی دارد
چه دانیم , چه دانیم , که ما دوش چه خوردیم
که امروز همه روز، خمیریم و خماریم
واژه که می رقصد
آینه پیمانه می شود
مپرسید , مپرسید , ز احوال حقیقت
که ما باده پرستیم ، نه پیمانه شماریم
اینه مست واژه می شود از واژه که می نوشد
شما مست نگشتید، وز آن باده نخوردید
چه دانید , چه دانید , که ما در چه شکاریم
آینه حصاری می شود
اینه می چهرخد
اینه مرد حصار ست
نیفتیم برین خاک ستان ما نه حصیریم
بر آییم برین چرخ که ما مرد حصاریم
آینه زیر و روی واژه را زیر و رو می کند
به جز عشق , به جز عشق , دگر کار نداریم
و مستی مدام واژه را
آینه ی عاشق بر می تابد
درین خاک , درین خاک , درین مزرعه پاک
بجز مهر , بجز عشق , دگر تخم نکاریم
مست آینه می شود واژه
آینه که مست واژه می شود
چه مستیم , چه مستیم , از آن شاه که هستیم
بیایید , بیایید , که تا دست برآریم
و در خماری آینه واژه سرکشی دارد
چه دانیم , چه دانیم , که ما دوش چه خوردیم
که امروز همه روز، خمیریم و خماریم
واژه که می رقصد
آینه پیمانه می شود
مپرسید , مپرسید , ز احوال حقیقت
که ما باده پرستیم ، نه پیمانه شماریم
اینه مست واژه می شود از واژه که می نوشد
شما مست نگشتید، وز آن باده نخوردید
چه دانید , چه دانید , که ما در چه شکاریم
آینه حصاری می شود
اینه می چهرخد
اینه مرد حصار ست
نیفتیم برین خاک ستان ما نه حصیریم
بر آییم برین چرخ که ما مرد حصاریم
آینه زیر و روی واژه را زیر و رو می کند
Sunday, September 8, 2013
Tuesday, August 27, 2013
RUMIESQUE IN GREY SADOW
آن که چون سایه
ز شخص تو
جدا
نیست
منم
من
م
مکش ای دوست تو بر سایه ی خود خنجر خویش
خنجر که می کشی
به درختی
پناه می برم
ای درختی که به هر سوت هزاران سایه ست
سایه ست
سایه ست
سایه ها را بنواز و
مبر از گوهر خویش
و در گریز از سایه سایه می شوم
سایه
می شویم
سایه ها را همه پنهان کن و فانی در نور
بر گشا طلعت خورشید رخ انور خویش
و در گریز از سایه
سایه
یی
نه
جدا
آ
Wednesday, July 17, 2013
RUMIESQUE:پنهان جان شده ای
پنهان جان شده ای در ایوان گر گرفته ی گریه
میدان خاموش شب دل عاشق را به گوشه های سبزه و خاک تارانده است
این جا کسی ست پنهان
چون جان و خوش تر از جان
باغی به من نموده
ایوان من گرفته
گوید ز گریه بگذر
زان سوی گریه بنگر
عشاق روح گشته
ریحان من گرفته
باران دل شکسته
بر صدر دل نشسته
مستی و می پرستان
میدان من گرفته
و میدان خاموش شب
دل عاشق را
به گوشه های سبزه و خاک
تارانده است
تا که پنهان جان شده ای
در ایوان گر گرفته ی گریه
Friday, July 5, 2013
Saturday, December 1, 2012
Wednesday, November 28, 2012
Subscribe to:
Posts (Atom)


















