Showing posts with label PROSEPOEM. Show all posts
Showing posts with label PROSEPOEM. Show all posts

Thursday, July 18, 2013

شعرنوشتا:مهتاب

مهتاب,از زهره خالقی 
فرامرز سلیمانی:مهتاب 
مهتاب ترین تن آن جا گنا ه می شود 
که گدازه یی نقره گون در رگان زمین جاری کند 
تا خاک  تکانه ی عاشقی را به ماه باز گوید 
و ماه تن یله کند تمام 
بر آغوش مهتابی 
7.18

Tuesday, January 8, 2013

شب در سایه ی فاختهPROSEPOEM

img:moj
چراغ ها را خاموش کردم سگ همسایه  فقط یکبار لابید صدای در می آمد رفتم در را گشو دم در را بستم گرما را گذاشتم روی ٧٥ درجه و جورابم را انداختم کنار صندلی بعد روی نیمکت نرم دراز کشیدم تابلوی دوم که تمام شد  چشمانم را باز کردم کتری داشت سوت بلبلی می زد شاید ساعت کوکو بود قطب نما را گشودم که راهم را گم نکنم