IS A SITE OF ART,LITERATURE, CULTURE AND SCIENCE,ESPECIALLY HEALTH AND MEDICAL SCIENCES,PUBLISHED IN MAJOR LANGUAGES AND IN SEVERAL CHAPTERS.THE GOAL OF THIS SITE IS TO PROVIDE,PRODUCE AND PROMOTE FREE WORDS AND IMAGES FOR FREE FOLKS OF OUR PLANET.
Showing posts with label MEHRMAHI. Show all posts
Showing posts with label MEHRMAHI. Show all posts
Friday, October 11, 2013
MEHRMAHI-2
مهرماهی,یادداشت -٢
شعر در ذات و ماهیتش عاشقانه است , و عشق آن را به حرکت و جنب و جوش بیشتری در می آورد .مثل زیوری که می خواهد نظر معشوق را جلب کند .پس با کلید سراغ کلام می رود و در می گشاید و کلام به روی او در می گشاید
و جشنی می شود همگانی و جهانی
که به جشن های دیگر می انجامد .
آن تنهایی را که گفتم این جا تن های عاشق پس می زنند
زیرا که عشق زاده شده است
MEHRMAHI,NOTE 1
مهرماهی-یادداشت یک
هر شعر دریچه یی ست به عشق . و شاعر تاریخ عاشقی را رقم می زند ,از آغاز تاریخ و پیش از آن .
پس شعر مجموعه یی ست از خودش به اضافه ی همه ی شعر های پیش از خودش
و شاعر یک تن است که همه ی تنهاست
یعنی تن هایی که با او جمع شده اند تا این شعر تازه در شکل تازه زاده شود .
و عشق چیزی جز زادن نیست
برای ١٢ اکتبر ٢٠١٣
Thursday, October 10, 2013
2013 MEHRMAHI-25مهرماهی-٢٥
...
چه باغ بزرگی بود کودکی
به قدر یک دنیا
پشت پرچین ها
چه کودکی ی کوچکی در بسا ط
فصل و کودکی
که شوری بود در کوچه باغ بلندی
که همیشه
دنیا را می ربود
از باغ که به در آمدم
دنیا همه دیواری شد
به قدر یک دنیا
دیوار
که از باغ کودکی به در آمد
باغ بزرگی بود که کودکی م را در آن جا گذاشتم
و برادرانم را ... و آمدم آواره ی دنیا شدم پشت پرچین های کوچه باغی بلند
چه باغ بزرگی بود کودکی
به قدر یک دنیا
پشت پرچین ها
چه کودکی ی کوچکی در بسا ط
فصل و کودکی
که شوری بود در کوچه باغ بلندی
که همیشه
دنیا را می ربود
از باغ که به در آمدم
دنیا همه دیواری شد
به قدر یک دنیا
دیوار
که از باغ کودکی به در آمد
باغ بزرگی بود که کودکی م را در آن جا گذاشتم
و برادرانم را ... و آمدم آواره ی دنیا شدم پشت پرچین های کوچه باغی بلند
2013 MEHRMAHI-21مهرماهی -٢١
مهرماهی -٢١
قرقاول قصه گو
پنهان به زیر بوته یی
و شکارچی ی خزان
تا که برگ ها توی تابه نریزد
صدای سوختن بر نمی خیزد
پس کلید بر می گیرم و
تا تو می ایم
تا تو را به کلامی رنگین
صدا زنم
و آواز ما در دره ها و دامنه ها
بر کوه ها می بارد
قرقاول قصه گوی با همیم ما
قول قرقاول قصه گو ست این
ای مطرب خوش قاقا تو قی قی و من قو قو
قو قو لی قو خروس می خواند
و بامداد پرده ی رنگینش را
به روی ما می گشاید
قول قرقاول قصه گوست این
Subscribe to:
Posts (Atom)




