Showing posts with label MBR:MOJ BOOK REVIEW. Show all posts
Showing posts with label MBR:MOJ BOOK REVIEW. Show all posts

Sunday, March 1, 2015

MBR:MOJ BOOK REVIEW:A.DASTGHEIB



از دريچه ى نقد ( مجموعه مقالات ) در پنج جلد
مؤلف : عبدالعلى دست غيب
ناشر: خانه كتاب
استاد عبدالعلى دست غيب يكى از معدود انديشمندان فرهيخته اى است كه با كارنامه اى بسيار درخشان و پربار در تمامى حوزه هاى ادبى حضورى چشمگير داشته است.
جامعيت اين منتقد ادبى ، حافظه بالا، تسلط بر زبان هاى ديگر، نو انديشى، ذهن خلاق و رعايت ادب نقد باعث شده تا تمامى جريان هاى ادبى بر آثار و توانايى هايش صحه بگذارند و در برابر بزرگى اش سر تعظيم فرود آورند.
اگر آن گونه كه ماتيو آرنولد، نقاد و شاعر انگليسى ادعا كرده ” نقد ادبى سعى و مجاهده اى است عارى از شائبه اغراض و منافع تا بهترين چيزى كه در دنيا دانسته شده است و يا به انديشه ى انسان در گنجيده است ، شناخته شود و شناسانده آيد“ او به راستى مصداق بارز يك منتقد متعهد ادبى است .
مجموعه ى حاضر كه برگ هاى زرينى از كارنامه ى درخشان استاد به شمار مى آيد ، حاوى گفتارها و جستارهايي است در باره ى مقوله نقد ادبى ، ادبيات معاصر ايران و ... كه در طول دهه ى ٣٠ تا پايان دهه ى ٨٠ در مجلات و نشريات به چاپ رسيده و اينك با ويرايشى جديد يك جا به علاقه مندان حوزه ى نقد ادبى عرضه مى شود.
خانه ى كتاب ايران

Thursday, January 1, 2015

MBR:MOJ BOOK REVIEW:LEILA SADEGHI



  • شعر تصویری از لیلا صادقی


  • کوتاه درباره ی شعر تصویری "بادبادک بیست و
    هشتم" لیلا صادقی:

    از ایرج پورتا 
     شاعر در این شعر تصویری، طرحی از یک بادبادک را اجرا کرده است. چیدمان واژه ها در این شعر تصویری، ضمن اینکه طرحی از یک بادبادک بدست می دهد معنائی خاص نیز به ذهن متبادر می کند. سطور شعر همسان با دیگر اشعار مجموعه – "گریز از مرکز" - با نام شعر همخوانی دارد. در این مورد خاص شعر در بیست و هشت سطر و همخوان با نام شعر- "بادبادک بیست و هشتم"- سروده شده است. دنباله بادبادک با ضمیر "تو" و به کرات، به تصویر در آمده است که در انتها به ضمیر "ما" ختم می شود. بدین معنا که در تکثر "تو" به "ما" می رسیم. در شعر خبری از ضمیر "من" در تقابل با "تو" نیست، زیرا که در عشق "من" و "منیت" جائی ندارد. چهار سطر ابتدای شعر: " از نخی که / بادبادکی که / می رود به باد / می رسم به تو" حکایت از به باد فنا رفتن عاشق در راه رسیدن به معشوق دارد. "من" عاشق در "تو" به "فنا" می رسد و در "ما" – جمع من و تو – تجلی می یابد. وصال در "من" و "تو" به "ما" می انجامد

Tuesday, December 30, 2014

MBR:MOJ BOOK REVIEW:MEHR ANGIZ RASAPUR


 تو دريافته‌ای 
 مهرانگيز رساپور ، م. پگاه
از کتاب : پرنده ديگر، نه 
ای مردِ مشعشع !
تو . . . دريافته‌ای
ستارگان رفته‌اند زير پوستت
آسمان ايستاده است پشتِ سرت
افق، گره زده است خود را
بسته است بر کمرت
تو . . . يگانه‌ای
پس اين تويی
که ستارگان تيپا خورده‌ی مأيوس را
در سقوطِ ابدی‌شان، می‌گيری
و به دامن آبشار می‌دوزی
و با جريان . . . آشنا می‌کنی !
پس اين تويی
که دستِ امنيت را
که چون کودکِ گمشده‌ای
در امتدادِ وحشتِ خويش می‌دود، می‌گيری
و در طرحی مهار . . .به خانه‌اش می‌رسانی !
تو از يک نژادِ گمشده می‌آيی
از يک خوابِ عميق باستانی
زخمی . . .
در جنگِ تن به تن
با نيروهای ماوراء طبيعی
خونين . . .
از يک شمشيرکشی بزرگ
با دشمنان نامريی
گذشته از يک راهِ شرير آدمخوار . . . خسته . . .
پس اين تويی که هوا را
پُر از ارتعاشِ عباراتِ مجهول می‌کنی !
تو در چاهی پنهان نبوده‌ای ؟
در آسمان هم نه ؟
پس غريو اين جنگ‌ها و جشن‌های ماورای افسانه
پشتِ گام‌های تو
چگونه پخش می‌شود ؟!
تو مهربانی را
بايد از قبيله‌ی مجنون، غارت کرده باشی
که اينگونه وحشيانه خرج می‌کنی !
می‌آيی . . .
و اطرافت با تو . . . می‌آيد
همچون حقيقتِ درشتی
که در شَک افتاده باشد !
و من
در حيرتی
پساپس
غلت می‌زنم
تو می‌توانی مرده ها را
از گور برانگيزی
پس اين تويی که می‌گفتند
« گورستان را
يکپارچه در رقص و چراغ
مغروق می‌کنی » !
پس در انتظار ظهور ثاقب تو بود
که عاشقان اسير
در گورهای تحمل‌شان
زنده زنده تجزيه شدند !
. . .
ساده تر از يک برگ . . . يک تارِ مو
ساده تر از خميازه . . . در پسِ شب‌های بيداری
تو بوی روزهای خودمانی را داری
کسی آمده از عالم شيرخوارگیِ من
تو حس پرسش را
در من . . . کودکانه تکثير می‌کنی !
تو تاريخی‌ترين مردِ امروزی !
تو . . . که در خيابان‌های ماه
با اسبِ تشنه می‌تازی
تو . . . که ساعتِ خود را
با صدای طبل سواران پيروز
کوک می‌کنی !
تو تکه‌ای از آفتاب نيستی در هيئتِ انسان ؟
پس چگونه ايستاده‌ای
برهنه . . . در برابر حقيقتِ برهنه‌ی من ؟
صريح
همچون آژيرِ خطر
در يک قصرِ رويايی خوشبخت
پس اين تويی
که زبان وحشی شب را
زير آرواره های روشن خود
رام می‌کنی !
تو مثل خوابِ موقتِ بعد از تشنج
کيف آوری
تو را نمی‌شود نوشيد
فراموشی می‌آوری . . .
با تو حتا
انگشتانم خيالاتی شده‌اند
من . . .
من که حتا پستان‌ هايم فکر می‌کنند !
به ديدارت می‌آيم
با پيراهنی از صبح
و چشمانی از عشق
و آغوشی از شکايت و پرهيز، عريان
پشتِ رويای پرستوها
منتظرم باش . . .

Wednesday, May 14, 2014

MBR:FLORA SHABAVIZ::BITTER TASTE OF LONELINESSفلورا شباویز:تلخی تنهایی


فلورا شباویز:تلخی تنهایی 
نا ؟ , کالیفرنیا , ٢٠١٣
...
سا ده گی را راهی پست مدرن برای رهایی از انزوای آزارنده ی زندگی مدرن امروز دانسته اند
این که سا ده گی نوشته مظهر ساده گی ذهن و عواطف و حساسیت هاست یا که شاعر به عمد آن را بر می گزیند هنوز مورد بحث است و تلخا نیز هنوز در این ساده گی , تلخا ی  تنهایی نیست و یا شراب و بوسه و قهوه و اوکالیپتوس و مانند این ها .
زمهریر , تلخا ی یک زندگی ست در ژرفا, بی حضور هستی که در ناستالژیای دور یا در همین دم حا ضر حضور دارد که حضور نا حضورش می نامند و جان شعر و شاعر را می آزارد به عریانی
جن کجا بود
با من
...
با درد زیر آفتاب , کنار پله , پهلوی سرفه , و خلط های خشکیده ی زرد و سبز
 با من
ص ص ٢٢ و ٢٣
...و یا در آزار صرفه و خلت به نبوده گی می اندیشد که هنر و شعر , او را می رهاند
هر شب
این سوی میله ها
در منظر مرگ
عشق را طرح می زند
 نقاش
ص ٤٣
تنهایی ساکت سایه است . این در شعر ها یا دلنوشته ها جریان دارد که به شعر منثور یا شعر نوشتا ها می ماند و یادگار و کارنامه ی ٢٠ سال شاعری است از ١٩٩٣ تا ٢٠١٣  و نوشتن است برای رهایی از مرگ . داغ زمان و مکان رفته است و آدم ها که با این ها هجوم دارد و عشق است که این همه را زیر سایبانی در سایه یی محو گرد هم
می آورد . آوای فردی شاعر نیز طنینی اجتماعی دارد و پای او که بر زمینی بی ترحم است و جشن این دنیاست تا رنگارنگی آن را در میان
فراموشی ها یاد آور شود
دلنوشته های فلورا شباویز این چنین است که لحظه های شاعرانه را با گزارش های روزانه در می آمیزد و واقعیت و خیال را به هم گره می زند در خط ها و بند هایی که غریبه و آشنا می نماید و به تجربه یی همگانی گرایش دارد اما آن تلخا که تنها تلخی تنهایی نیست , هست و آن حضور نا حضور که شاعر در شعر : شعر هایم آورده است
تازگی ها
شعر هایم
رخت هایی آویخته بر بندند
زیر ابری سیاه
مانده
از یاد رفته
باران خورده
در حسرت گرمای خورشید تنی
ص ١٣٠
بر رسی کتاب موج MBR

Monday, April 7, 2014

MBR:SEYED HOSEIN MIRKAZEMI'S CASPIAN PRINCE

سید حسین میر کاظمی :شازده دریای خزر 
و ٢٢ افسانه ی دیگر 
تصویر گر :محسن حسن پور 
کتاب های بنفشه , ١٣٩١
افسانه نوعی گرایش یا انتقال جمعی گرایش هاست همراه شگفتی و شگفت آفرینی و بر سر دو راهی . دوگانه گی انسان ها و هستی و نیز اندیشه ها و رویا که اساس افسانه را می سازد .ناباوری نسبت به شگفتی ها و باورمندی 
غرایب .
سید حسین میرکاظمی نویسنده و پژوهشگر گرگانی , زاده ی ١٣٢١ دبیر گذشته و ناشر و کتابفروشی اکنون, 
یکبار دیگر کفش و کلاه کرده و سراغ مادر بزرگ ها و
 پدر بزرگ ها و راویا ن رفته تا این تناقض ها را در کتاب تازه اش ,شازده ی دریای خزر گرد آورد 

Sunday, April 6, 2014

MBR:M.K.SADIGH'S MAZDAK

M.K. Sadigh

Mazdak

 This book is an epic composition of Persian poems: translated in English and French: about four outstanding Iranian historical movements: ... Zarathusteranism, Manicheism and Mazdakites.

کتاب تازه محمد صدیق :مزدک 

با پیشگفتاری در باره ی مذاهب اصیل ایرانی همراه با نقاشی های صدیق و شعر های او 

به زبان فارسی,انگلیسی و فرانسه  

٢٠١٤

Monday, March 10, 2014

MBR:THE DOUBLE LIFE OF PAUL DE MAN

بیو گرافی زندگی دو گانه ی پل د من , متفکر بلژیکی-آمریکایی ,١٩٨٣-١٩١٩
بیشتر یک گاسپ است که توسط یکی از همکاران سابقش خانم اولین بارش نوشته شده است , ٢٠١٤ 
این کتاب به همکاری مطبوعاتی دمن با نازی ها می پردازد و مهاجرت او در سال ١٩٤٨ به آمریکا ,ازدواج همزمان, رابطه با دانشجویش , و مسایلی از این قبیل که دنباله ی همان انگ تروریسم فرهنگی به تفکر ساختار گشایی دریدا و پل دمن است و چیزی بیشتر درباره این تیوری را در بر ندارد 
دمن در کتاب بینایی و دید, ١٩٧١, بینایی را در برابر نابینایی می گذارد و در کتاب تمثیل ها و خوانش می گوید: ادبیات مهمترین موضوع فلسفه و الگوی حقیقی است که بر می انگیزد .ادبیات از سوی دیگر بر انگیزاننده ی فلسفه هم هست 
کتاب خانم بارش شاید دنباله رو نظر پل ایگلتن باشد که معتقد است : نظریه ی ساختار گشایی دریدا , دمن و دیگران برای تضعیف حتمیت است که به طور ثابت و قطعی به شکل های علمی می پردازد .اما بی اعتبار کردن نظریه های ادبی و علمی از راه بیان قصه ها و زندگینامه های جنجالی و گاه جعلی هیچگاه چندان موثر نبوده است 

Tuesday, February 4, 2014

CHARLIE CHAPLIN'S NOVELLA:FOOTLIGHTS

Footlight,Charlie Chaplin Novella,1948
چراغهای صحنه ,قصه ی ١٩٤٨ چارلی چاپلین که مقدمه یی برای ساختن فیلم لیم لایت یا 
روشنایی های صحنه ,فیلم ١٩٥٢ چاپلین بود توسط چینه تکا  و آمازون منتشر شد 
chinetecadibologna.it

Tuesday, August 20, 2013

شطحیات پیمان وهابزادهPEYMAN VAHABZADEH'S MY DOCTOR AND I

فرامرز سلیمانی 
:
پیمان وهابزاده 
دکترم و من 
خاطرات زخمی شفا(ن) یافته 
سابویژن ,ونکوور کانادا,تابستان ١٣٩٢
Peyman Vahabzadeh
My Doctor and I
Memoirs of A(n)
(Un)Healing Wound
Subvision,Vancouver,Canada,2013
:
Life is short,art is long,opportunity fleeting,experimenting dangerous,reasoning difficult.
Hippocrates Aphorism
شطح ,فشرده گویی,ایجاز,درنگ,حکم , تعریف و تجربه , ریشخند,طنز کوتاه و مانند ان ,و از جمله شعر ,
مجموعه یی است که پیمان وهابزاده ,شاعر و ناقد ایرانی مقیم ونکوور کانادا از کارهای تازه ا ش فراهم آورده است 
شطحیات بهانه یی ست برای همدردی و هم نفسی که نه تنها میان ٢٠٠٧تا ٢٠١١ یا پیش تر از آن بل از آن همیشه است  درد و دمی که در جان او و همه است اما با او در تنهایی می نالد و می بالد و به مثابه مادری مهربان ترجمه می کند تا دردی و زخمی همگانی باشد اما نامیدن آن ها به شکل پایانی نیست و البته هم پایان درد 
چیزی سزاوار شاعر و شاعری نیست زیرا این آغاز شورش شاعر است در رفتار او با شعر و زبان و با آن , و علیه آن  
او در آینه می نشیند و آینه او را فراموش می کند تا با او زندگی را میسر می سازد اما این زندگی اوست که دردی بی درمان است , که با او به دنیا آمده و یعنی که همزاد اوست و مثل دکترش قصد تاخیر فر آیندی را دارد که نام بیماری بیمار و درد های بی درمان است  .بیمار فلسفه می بافد و دکتر را به سرگیجه می اندازد و تمثیل هر دو از واقعیت دور می شود و بی اعتباری واقعیت هم دردی را درمان نمی کند حتا وقتی آنان-دکتر و بیمار-جایشان را عوض می کنند اما جای شطحیات عوض نمی شود .تا که درد هست شطح هم هست و گر نه شاعری حرفها ی بی حاصلی ست و دکتری هم شاید  ! 
یعنی که جهان بینی که در آن روح بشری را می بینیم هست و ادامه دارد .پس به دنبال چه می گردد او که بیمار است و کسالت دارد و شاعر هم.  بیماری درد بی درمانی است و درد بی درمان بهترین درد هاست زیرا که تو را در خود می سازد و تو را تحلیل می برد .و شفا یافته مفهومی است که شاعر دوست ندارد ,پس آن نون منفی را به آن اضافه می کند و شاعر می ماند حتا اگر تظاهر کند که شعرها و شطح هایش نا تمام مانده است مثل بودای شهزاده ی پارسی که از خراسان بزرگ به راه افتاد و در بامیان تندیس خود را به منادیان قرون پسین
 وا گذا شت تا در خود و با خود بنشیند یا به راه رود چه تنهایی تنها درمان رهرو است 
ده 
از دکترم می پرسم:فلسفه ی شغل شما چیست؟
و او به آرامی می گوید : به تاخیر انداختن پایان ناگزیر تو, پیش از رسیدن به پایان ناگزیر خودم 
ص ١٩
از پیمان وهابزاده پیش از این اثار دیگری نیز منتشر شده است 
در تلاش گفتن,؟,١٣٧٣
در من چه مرده است؟,١٣٧٦,چ ٢ ساب ویژن ١٣٨٦
وقت ورود زمان,ساب ویژن, ١٣٨١
دفتر شناخت,با منوچهر سلیمی,٦ جلد,ردلف/نورت ساید ١٩٩٤ تق ١٩٩٩
شعر تجربه رخداد: به سوی پدیدار شناسی شعر,ساب ویژن, ١٣٨٦
گیلاس های آبی, ساب ویژن, ١٣٨٦
کتاب علی ؛ بازتاب هایی بر زندگی کوتاه احمد علی وهابزاده ,ساب ویژن,١٣٨٨
رویای وریا,ساب ویژن,١٣٩١
Articulated Experience,
State Univ.New York Press,2003
A Guerilla Odyssey,
Syracuse Univ.Press
Exilic Meditation,
H&S Media,2013
-MBR:Moj Book Review-

Wednesday, August 7, 2013

MBR:REZA ASLAN'S ZEALOT

Reza Aslanرضا اصلان
b.3 may 1972/13 ordibehesht 1351,Tehran,Iran

Reza Aslan Books



Zealot: The Life and Times of Jesus of Nazareth

Random House
2013

The new book of Reza Aslan ,The Iranian American writer and scholar of  religion and literature is a matter of debate in American media.some question author's religion,who happens to be a muslim ,but evangelical Christian in the past.The others are questioning his teaching position in creative writing of university of California at Riverside ,but they ignore his background and academic degree in religion.That makes his scholarship in the examination of Jesus, and rethinking and reviewing of his life new,original and realistic.If there is a challenge ,it has been going on in academia for centuries,according to him in his interview with Fox News,hosted by Lauren Green.He also mentions in his introduction to Zealot:"Scholars tend to see the jesus   they want to see.Too often they see themselves-their own reflections-in the image of Jesus they have constructed."
This could be a reason for controversial reviews of Zealots and its authors opinions as well as religious background .Although Aslan like other historian believes in educated guess ,his book on Jesus of Nazareth seems to be worth to read.
Of Reza Aslan's non religious books ,the notable is Tablet and Pen,Literary Landscapes from the Modern Middle East,from A Words without Borders Anthology series
(Norton,2011)
with contents of Persian(S.Wolpe),
Arabic(M.Beard),
Turkish and Urdu
(Zeenut Ziad)Literature.
I like this book not only for its coverage of the scattered samples of the vast literary heritage of the region,but also
this was the last book I bought from Borders Bookstore before the end of their unfortunate business
MBR

Thursday, June 6, 2013

LORCA/SOLEIMANI:LAMENT OF LORCA-2

نقد کتاب 
مرثیه یی برای ایگناسیو سانچز مخیاس 
فدریکو گارسیا لورکا/فرامرز سلیمانی 
با متن اصلی و برگردان انگلیسی 
و با نقاشی و طرح های ناصر اویسی 
روزن،نیو جرسی آمریکا ، ٢٠٠٠
١٢٣ صفحه با جلد رنگی
. Elegy يعني سوك ... كه سوكسرود و سوكسخن و سوكاوا سوكاواز و مانند آنها هم هست بر حسب آن كه به ترتيب : شعر، نثر ، موسيقي و آواز باشد . واژه ي عربي رايج آن در فارسي: مرثيه است كه به آن تركيبات تن نمي دهد و تازه تركيب فارسي- عربي مي شود كه خوش أيند نيست . من عنوان شعر بلند لوركا را در كتاب ترجمه سه زبانه ام مرثيه براي ايگناسيو سانچز مخياس گذاشته ام و مرثيه در اينجا معادل elegy است كه برخي مترجمان انگليسي lament هم انتخاب كرده اند كه فعليت بيشتر دارد و به صورت فعل هم هست در حالي كه elegy فقط به صورت اسم مصرف مي شود و فعل لازم و متعدي آن: to elegies است
+
نقل ازآفتاب نروژ و  بر رسی کتاب 
...

LORCA/SOLEIMANI:LAMENT OF LORCA-1نقد کتاب مرثیه لورکا-۱

Art by Zohreh Khaleghi
فدریکو گارسیا لورکا 
مرثیه برای ایگناسیو سانچز مخیاس 
ترجمه:فرامرز سلیمانی روزن،نیوجرسی،١٣٧٩/٢٠٠٠
١٢٣ ص ص  قطع رحلی
بها جلد شمیز ٣٠ دلار،جلد ضخیم با روکش رنگی ٥٠ دلار
چاپ اول :جنگ ایران هنر , تهران ١٣٥٩
.
در ساعت پنج عصر 
مرگ در زخم تخم گذارد 
در ساعت پنج عصر 
در ساعت پنج عصر 
درست در ساعت پنج عصر بود 
لورکا،فدریکو گارسیا لورکا را می گویم ،شاعر مرگ و مرثیه ،حادثه و فاجعه و تغزل و نوستالژ یاست و واپسین شعر مهم او ، مرثیه برای ایگناسیو سانچز مخیاس ،نه تنها در رثای دوست گاو بازش سروده شده بل به مثابه مرثیه یی پیشگویانه برای خود شاعر در نظر می آید "مرگ بهانه یی است برای ارایه شکلی ادبی و بیان اندوهی سرشار که
نا گاه در هجوم مرگ انکار می شود .پرده گردانی و مرثیه خوانی شاعر اسپانیایی با زخم پنج خنجر انگشتان بر دل گیتار ها می آید و ترانه ی تعالی و والایی با آواز مرگ همراه شده است ء
مرگ بر شانه های شاعر می رود 
و آن که از مرگ می هراسد 
مرگ را بر شانه هایش می برد 
لورکا در پاره ی نخست شعر که فرنام " خونریزی و مرگ " را دارد مدام ساعت پنج عصر را همانند شیون و شور و فریادی مکرر می کند . بازی و مرگ ،بازی مرگ را مدام می دارد .یورش پلنگ به کبوتر .در میدان، تن و گاو می جنگند و در ادامه ی یکدیگر می آید و در می آمیزد .تن و مرگ ،گاو باز در ستیز با گاو .گاو در ستیز با گاوباز .ستیز با مرگ ،زخم که در پی می آید که مرگ در زخم آشیان و تخم می گذارد .لورکا قصد تسلا دارد و بیان او پیامبرانه است .
"خون ریخته" زندگی از کف رفته و ریخته است که شاعر تماشایش را بر نمی تابد .قدرت،نماد بی مرگی است و اسبان را در هم می شکند و رودها را رام می کند .گاو در اسطوره ی اسپانیایی ،مادر زمین را تصویر می کند که همه چیز از آن می آید و بدان باز می آید .پس مرگ حتا در حضور مرگ هم مرگ نیست .بیمرگی است.همه چیز در ادامه ی هم می آید و با هم دوا م می گیرد " اکنون خون از آواز خوانان بر می جهد و می خواند در تا لا ب ها و چمنزاران."م 
در "تخته بند تن " پاره یی دیگر از مرثیه برای ایگناسیو سانچز مخیاس لورکا شانه یی پیش می آید تا زمان را به پیش برد .
شانه یی عریان در میدانی عریان که مرگ آبدی را می نمایاند و ابدیت بی مرگی را نیز 
می خواهم که مرثیه یی چون رود را بازم دهند 
که گرده یی مهربان و کناره یی پر شب دارد 
تا تن ایگناسیو را به آن جا برم که گم شود 
بی شنیدن نفس های تند گاوها 
تن می سپرد به میدان گرد ماه 
که در جوانیش گاو ساکت غمینی را می نماید 
تن می سپرد به شب بی آواز ماهیان 
و بیشه زاران سپید دود منجمد 
نمی خواهم چهره اش را به دستمال بپوشاند 
تا که به مرگ خو کند 
در "روح غا یب" که پاره ی نهایی مرثیه لورکا برای دوست و برات خود شاعر است قدرت همچنان حضوری تازه دارد و غا یب است . یاد آور شادی و شجاعت و آگهی و شور و شکوه و زیبایی است و "شادی شجاع تو " تن در هجوم مرگ تندیس انسان و یادواره ی پیروزی او را می سازد و ستیز آبادی با مرگ مدام ادامه می گیرد تا چالش انسان را در برابر فنا بنمایاند .
برای لورکا در این سالهای پایانی زندگی جوانش ،ستیز با ستیز ناپذیر عمده شده است که قهرمان و شاعر در خون خود خفته است اما نمی میرد ... و این مرگ است که می میرد .
من آواز زیبایی ش را با کلام و سوگ می خوانم 
و نسیمی غمین را به یاد دارم در زیتون زاران
فدریکو گارسیا لورکا روز پنجم ژوئن ١٨٩٨ در فونته واکروس غرناطه شهر شعر و ادبیات زاده شد .او با رفتن به مادرید و ورود به دانشگاه به انتشار شعر هایش پرداخت
دفتر شعر ها ١٩٢١
ترانه ها ١٩٢٧
عاشقانه های کولی ١٩٢٨
آواز های ژ رف١٩٣١
مرثیه برای ایگناسیو سانچز مخیاس ١٩٣٥
مجله ادبی خروش
شاعر در نیو یورک ١٩٣٠
نمایشنامه های عروسی خون،یرما،خانه برناردو آلبا
دیوان نخلستان ١٩٣٦
گزینه شعر ها ١٩٣٥
مجموعه آثار لورکا در هشت جلد ١٩٤٢
مثل نیما ، مثل ویتمن،الیوت، مثل اونگا رتی،سفریس، نرودا و پاز ، فدریکو گارسیا لورکا نیز گذشته های میهن و زادبوم و فرهنگش را در شعر ش به تصویر های معاصر در آورد و عشق و بیزاری را نقش زد .
در آغاز جنگ های داخلی اسپانیا لورکا به غرناطه باز گشت و در روز ١٩ اوت ١٩٣٦ به دست فاشیست ها در تپه های فونته واکروس تیرباران شد .
...و گور لورکا هرگز پیدا نشد
دیدم مرا کشتند
چایخانه ها را گشتند گورستان ها و کلیسا ها  را
بشکه ها را گشودند و انبار ها را
به سه اسکلت دست بردند
که دندان های طلا شان را بردند
اما مرا نیافتند
مرا نیافتند
نه مرا نیافتند
از شعر لورکا پیش از این نیز ترجمه های دیگری از منابع فرانسه یا انگلیسی به چاپ رسیده است اما
فرامرز سلیمانی در مقدمه این کتاب یاد آور می شود که ترجمه مرثیه برای ایگناسیو سانچز مخیاس را یکبار در مجله ادبی ایران هنر  به سال ١٣٥٩ منتشر کرده که از روی تر جمه استفن اسپندر  کار شده بود و ترجمه حاضر با متن اصلی شعر به زبان اسپانیایی در مجموعه آثار کامل لورکا مقابله شده است .در کتاب مرثیه لورکا همراه با مقدمه و ترجمه فارسی شعر ،متن انگلیسی و اسپانیایی نیز چاپ شده است و از این نظر برای شاعران و مترجمان و علا قمندان به شعر لورکا و شعر اسپانیا و آمریکای لاتین فرصت تازه یی برای دریافت و مقابله فراهم آورده است .همچنین کتاب مرثیه برای لورکا طرح ها و حکاکی های ناصر اویسی،گرفته از شعر مرثیه برای ایگناسیو سانچز مخیاس ،١٩٧٤-٨٠ را با چاپ نفیس در بر دارد که برخی از آن ها بر روی جلد و حاشیه های آن هم مصور شده است . در بخش انگلیسی نیز افزون بر معرفی نامه فدریکو گارسیا لورکا عکس هایی از شاعر با شاعران حلقه ٢٨ و از جمله رافائل آلبرتی،و لوییس بونوئل سینما گر می یابیم.خلاصه زندگینامه فرامرز سلیمانی مترجم و مقدمه نویس کتاب و ناصر
 اویسی تصویرگر و طراح  آن نیز به فارسی و انگلیسی مکمل بخش های کتاب است .
کتاب مرثیه برای ایگناسیو سانچز مخیاس کاری است تازه و چشمگیر در زمینه نشر مهاجرت که انتشارات روزن نیوجرسی ان را به دوستداران کتاب ارایه داده است .از انتشارات روزن به جز مجموعه آثار  داستانی و گفتگو های ابراهیم گلستان و کتاب های شعر و قصه  مانند
از گلوی سرخ سهراب،گزینه شعر های ١٣٤٨  تا ١٣٦٩ فرامرز سلیمانی  نیز انتشار یافته است
نشانی ناشر
Rowzan, 40 Mountain Ave.,West Orange,Nj 07052
www.rowzan.com
Federico Garsia Lorca / Faramarz Soleimani:
Lament for Ignacio Sanchez Mejias
1379/2000
نقل از شهروند ،شماره ٦٠٨،جمعه ٢٦ امرداد ١٣٨٠/٢٠٠١


Monday, April 15, 2013

MBR:VOICES DE LA LUNA




 Voices de la Luna
A Quarterly Poetry & Arts Magazine
15 April 2013
Volume 5, Number 3
 A Conversation with Jim Lavilla-Havelin
Laurie Ann Guerrero, A San Antonio Original
“While Viewing a Late Renoir” by Joan Strauch Seifert
Loss of a Poet in the Dark Morning Hours

Poetry Heals and Arts Advance the Quality of Life
Please visit the website and subscribe to the magazine today
www.voicesdelaluna.com
Managing Editor:Mo H Saidi
Editor:James Adair
Graphic Editor:Ramin Samadni 

Wednesday, November 28, 2012

DREAMSCAPE OF HALLUCINATION رویازار اوهام

 پرداختن به بوف کور صادق هدایت و ملکوت دکتر بهرام صادقی برای یافتن ریشه های آفرینشی در نشانه های روانی ،تقلیل خلاقیت است به نشانه شناسی فرویدی و سلب ارزش از شعر و ادبیات .همچنان که این رفتار را با کارهای ادگار آلن پو ،لویس کارول و نیز روتکو ، دالی ، پیکاسو ،ماگریت ،اندی وارهول و دیگران هم می بینیم







Dr Oliver Sacks:
hallucination
Alfred A. Knopf 2012
سالها پیش کتابی می خواندم که به عنوان پایان نامه دکتری دانشکده پزشکی به برسی روانشناختی وف کور صادق هدایت پرداخته بود و مانند بسیاری دیگر از نقد های اثا ر هدایت در این کار در مانده بود افزون بر آن که بررسی کارهایی مثل بوف کور و یا ملکوت دکتر بهرام صادقی یا گاو دکتر غلامحسین ساعدی و یکلیای دکتر تقی مدرسی از طریق نشانه های عصبی و روانی ،تقلیل آفرینش هنری به نشانه شناسی است،همچنان که این مشکل را در رویکرد به کارهای مارک روتکو،سالوادر دا لی،پابلو پیکاسو،رنه ماگریت و اندی وارهول هم می شود دید.
کتاب تازه دکتر سکس،استاد دانشگاه نیو یورک با عنوان توهم در واقع همین توهم را در نوعی  نقد روانشناختی دنبال می کند که کوبیزم،
سو ر رالیزم و پاپ ارت یا انواع دیگر مدرنیزم به گونه یی توهم هنرمند را نشان می دهد تا هنر خلا ق او را و این .
نگاه نامعمول هنرمند است که ا ثر هنری را به وجود می آورد و در این رهگذر آفرینش و خلاقیت نادیده گرفته می شود هم چنان که هنرمند بیشتر به عنوان بیمار دیده می شود تا آفرینشگر هنری .
دکتر سکس با اشاره به توهمات بینایی،شنوایی ، بینایی و مانند ان و علائمی مانند دو بینی و چند بینی و یا کوچک بینی مشهود در آ لیس در شگفتز ار است که هنر و عناصر هنری  را می کو شد تبیین و تفسیر کند و از شناخت گسترده تر آن بدین سا ن سر باز می زند
بر رسی کتاب موج    

Saturday, July 21, 2012

MBR:بررسی کتاب موج

MBR has published nearly 1000 Book Reviews under more than 100 pen names
and at times anonymously
in a variety of publications
 in Iran and abroad
Most of these reviews will gradually appear
on this site and satellite weblogs.
F.S.