Showing posts with label FLAMING SWORD. Show all posts
Showing posts with label FLAMING SWORD. Show all posts

Tuesday, January 6, 2015

FARAMARZ SOLEIMANI :INTERVIEW ON MANUCHEHR NEYESTANI

فرامرز سلیمانی 
منوچهر نیستانی:دو با مانع 
مقدمه و گزینش شعر ها 

«تف به این زندگی پوچ»
گفت‌و‌گو با دکتر فرامرز سلیمانی
محمد تنگستانی


فرامرز سلیمانی، شاعر و نویسنده‌ای‌ست که از سال‌های دور با شاعران دهه ۱۳۴۰ دمخور و محشور بوده است، چنانکه می‌توان گفت بخشی از تاریخ شفاهی ادبیات ایران در آن سال‌ها در منزل او رقم خورده. او با حلقه منوچهر نیستانی، نصرت رحمانی و منوچهر آتشی آمد و شد داشت و می‌گویند رفیق گرمابه و گلستان نیستانی بوده است. آقای سلیمانی در آمریکا در حال شیمی درمانی است و با وجود بیماری و درد ناشی از شیمی درمانی دعوت مرا به گفت‌و‌گو پذیرفت. 
این گفت‌و‌گو را با چگونگی آشنایی این دو شاعر با هم آغاز کردم.
فرامز سلیمانی پاسخ داد: «من و برادر منوچهر هر دو پزشک بودیم و در یک بیمارستان همکار بودیم و اتفاقاً ایشان هم اهل قلم بود و از این طریق من با منوچهر آشنا شدم و دوستی ما آغاز شد. »

ادامه این گفت‌و گو را می‌خوانید:

منوچهر نیستانی شاعری شهرستانی بود که تازه وارد تهران شده بود اما به سرعت به جامعه روشنفکری راه پیدا کرد و سرشناس شد. این اتفاق چگونه افتاد؟ 
منوچهر نیستانی تسلط بسیار زیادی به ادبیات کهن داشت. او از طریق غزل‌های نو و غزل‌واره‌‌هایش و با لحن سیاسی اجتماعی خاص خود توانست در ادبیات دهه چهل جایگاهی برای خود پیدا کند. البته در زمانی که در کرمان زندگی می‌کرد کتابی با نام «دیروز، خط فاصله» انتشار داده بود و بیان قوی و متکی به ادبیات کلاسیک خود را به جامعه ادبی آن زمان معرفی کرده بود. 

اغلب شاعران در آن زمان گرایش‌های حزبی داشتند. منوچهر نیستانی آن موقع در چه شرایطی بود و چه سابقه سیاسی داشت؟ 
نیستانی در آن زمان از هواداران و طرفداران حزب توده به شمار می‌رفت و پس از انقلاب که فعالیت هنرمندان توده‌ای از کانون نویسندگان ایران جدا شد و شورای هنرمندان و نویسندگان توده را فعال کردند نیستانی نیز به آن‌ها پیوست. حزب توده آن روز‌ها مانند هزاران حزب چپ در سراسر دنیا ارجحیت را به هنرمندان حزبی خود می‌داد. حزب توده در ایران هم هنرمند و نویسنده پرورش داده خود را بر‌تر می‌دانست و در خدمت آن‌ها بود. اما در آن زمان که نیستانی به انجمن هنرمندان و نویسندگان حزب توده رفت و آمد می‌کرد شعر او کاملاً در جامعه جا افتاده بود و کارنامه کاملی داشت. نیستانی نیازی به پروپوگاندا و یا تبلیغ حزبی نداشت، در واقع ادبیات حزبی در اختیار نیستانی بود تا اینکه نیستانی در اختیار ادبیات حزبی باشد. 
نصرت رحمانی و منوچهر نیستانی به یک حلقه ادبی تعلق داشتند. شعر رحمانی را جوانان دوست دارند. اما شعر نیستانی را فراموش کرده‌اند. علتش چیست؟
علت اینکه در حال حاضر شعر نصرت رحمانی خوب خوانده می‌شود و کم و بیش نسل‌ جوان با آن‌ ارتباط ‌برقرار ‌کرده، سادگی زبان و روال بیان شاعر است. هرچند که شعر او در زبان، قدرت و استحکام لازم را ندارد اما فضاهای تهران را در شعر سیاهش به خوبی بیان می‌کند و آن را به زبان قابل لمس امروزی به مخاطب عرضه می‌دارد. اما زبان منوچهر نیستانی بسیار نزدیک به زبان کهن است و همین باعث شده شعر او خیلی دور‌تر از خواست‌های مخاطب امروزی باشد که بیشتر به سمت ساده‌نویسی و حتی ساده‌انگاری می‌رود و راهی برای عرضه‌ منوچهر نیستانی باقی نمی‌گذارد. البته او شعر ساده و روان نیز در کارنامه خود دارد. 
آیا به نظر شما رویکرد به طنز و توجه به ادبیات کهن از ویژگی‌های برجسته شعر منوچهر نیستانی است؟ 
 عنوان «دو با مانع» عنوانی بود که خودش پیش ازرفتن‌اش، برای شعرهای منتشر نشده‌اش انتخاب کرده بود که بسیاری از آن‌ها در سال ۱۳۶۷ و هفت سال بعد از فوتش منتشر شد و دارای مشخصه‌های خاصی بودند: 
قالب اکثر شعر‌ها کلاسیک است و بسیار نزدیک است به پیش‌زمینه‌هایی که شاعر در آن زمان به آن وابستگی دارد و برجسته‌ترین کار‌های او را در غزل‌ها و غزل‌وار‌ها به وجود می‌آورد. غزل او غزلی است که محملی برای نوشته‌های عاشقانه‌ها و دغدغه‌های اجتماعی او به شمار می‌رود. غزلی که بیت‌ها را می‌شکند و پاره‌های وزن را بیشتر از حد مجاز تکرار می‌کند. اما غالباً از سبک سنتی که با آن آشنایی دارد پا را فرا‌تر نمی‌گذارد. سال‌های زیادی شاعرانی مانند منوچهر آتشی، هوشتگ ابتهاج و برخی دیگر از شاعران غزل اجتماعی می‌گفتند. در بین آن‌ها منوچهر نیستانی شاخص است.   
طنز چه سهمی داشته در شاخص شدن غزلیات نیستانی؟
طنز نیستانی گزنده و گریزناپذیر و تلخ است. ادعانامه‌ای پر از طنز و تفی به صورت زندگی پوچ که هیچ بر سر هیچ، ‌های و هویی است. همین طنز مهار شده‌ نیستانی رو به سورئالیسم باعث می‌شود که شعر او تا حدی در محتوا گنگ و نامفهوم بماند.  
چه ویژگی‌های دیگری در شعر او سراغ دارید؟
 در کتاب «دو با مانع» که گزیده‌ای از شعرهای چاپ نشده و برخی شعر‌های چاپ شده اوست، قدرت بیان و تناسب کلامی اشعار همراه با تبحر شاعر در شناخت وزن شعرش  به بیان مستقل او شکل می‌دهد.    
بسیاری بعد از چاپ کتاب «دو با مانع»، نیستانی را به عنوان شاعر دهه چهارم شعر امروز معرفی کردند، محمد حقوقی اما نیستانی را پیش از آن از شعرای دهه پنجم معرفی کرده بود. قوام گرفتن شعر نیستانی در دهه‌ای اتفاق افتاد که سبک‌های سیاسی در ایران به اوج خود رسیدند و کودتا باعث سرخوردگی روشنفکران شده بود. نیستانی هم مانند اخوان ثالث این سرخوردگی‌ها را در شعرش بیان می‌کند. برخی از این شاعران به سوی میخانه و افیون کشیده شدند. نیستانی یکی یکی از قربانیان این مهلکه بود. در این مهلکه او گاهی دلتنگ و سرخوش و گاهی هوشیار و خواب‌زده است. گاهی عصیان‌گر است و گاهی هم رام و مطیع و شوخ‌طبع. در سال‌های آخر زندگی‌اش در برخی از اشعار او یک جور پریشانی را هم می‌توان سراغ کرد: پرداختن مبالغه‌آمیز به طنز، بدون اندیشه و تنوع.
 در همان زمان شاعرانی مانند سیمین بهبهانی و حسین منزوی غزل می‌سرودند. نوآوری در غزل فارسی را مدیون نیستانی هستیم یا این شاعران؟  
منوچهر نیستانی در سال‌های دهه ۱۳۳۰ نوآوری‌هایش را شروع کرد. در «آهنگ دیگر» منوچهر آتشی این نوآوری‌ها را می‌بینیم. این نوآوری‌ها در قالب غزل بعد‌ها نیز مورد توجه دیگران قرار گرفت. برای مثال: اسماعیل خویی هم تجربه‌هایی در این عرصه‌ها داشته است. عباس صادقی پدرام و دیگران هم تلاش‌هایی کرده‌اند. پس نیستانی از نظر نوآوری در قالب غزل پیشروتر از سیمین بهبهانی و منزوی بوده است.   

Monday, January 20, 2014

FLAMING SWORD:PURE POETRY AND...-8

شما جایگاه خاص ومحترمی در شعر ونقد ایران دارید ویقینن ویروس نقد و نوشتن رهایتان نخواهدکرد.....امانسل جوان ادبیات ایران بدنبال سرچشمه ها والگوهای اول میگردند از ان جا که دسترسی به اثارقدیم وحتاجدیدشما ندارند چه اقداماتی در جهت روشنایی بخشیدن به این جویندگان میتوانید انجام دهید حداقل چرا این اثار را تجدید چاپ نمیکنید
اماحافظ رند هم دل خوشی از این پیش قراولان و زوییلوس های قربانی نداشت و هم او گفت: هزارنقد به بازارکاینات آرند // یکی به سکه صاحب عیار ما نرسد...
اخه حافظ زیرک ترین شاعرهم بود اوقبل از اینکه شعراش دست منتقدا بیفته خودش تمیزشون داد
گوگل کارراآسان کرده و آب را به دست گوشه گیران رسانده . کافی است نام و نشانی شاعر و ناقدو نویسنده یی را به انگلیسی یا فارسی تایپ کنیدو به آثاراو دست یابید.راه های آسان ورایگان دیگری هم هست مانند....www.faramarzsoleimani.blogspot.com که تاکنون بیش از ۷۰۰۰ هفت هزارنمایه در آن جمع آوری شده و همچنان ادامه دارد.
مجله موج هم منبع دیگری است...www.mojmagazine.com
A*SH*N*A این عنوان در بلاگ فرامرز سلیمانی و پنجاه ماهواره آن به شعر پانصدشاعر وازجمله خود شما بانام فارسی و انگلیسی پرداخته ودرحال گسترش است.یک راه دستیابی آنست که نام خودتان و نام مرا با هم در گوگل بنویسید...
وای دکتر اینکارشما محشره......حتما من ازاولین نادانانی خواهم بود که جستجویتان میکنم اما خوشحالم که اولین30ساله ای هستم که بعداز10سال عاقبت پیدایتان کردم ...نه این که شما بلکه ما گم شده ایم........

FLAMING SWORD:PURE POETRY AND,,,-7

م منتقد هماره در هدف اتهامند از چخوف که منتقدان راخرمگس می نامید تا......نکند منتقدان ما پس از سالها به دلسردی و یأس رسیده اند
اگرنقدی نباشد پیشرفتی هم نخواهد بود....شمامنتقدان ..پیشقرولان قبیله وقافله علم و ادب اید
پیش قراولان
آه این دکترچخوف که درگندوکثافت آن جامعه می زیست لابدحق داشت.اما اگرامروزبود از هیچ کارانساندوستانه ای فروگذار نمیکرد و به صلیب سرخ جهانی یا دست کم به پزشکان بی مرزمی پیوست. گوته حافظ دوست هم یکبارگفت: سگ رابکشید! اوناقداست.درقرن چهارم زوییلوس ملانقطی که کتابهای غلط ننویسیم فریدون کار و فرزندخلف او ابوالحسن نجفی را گویا خوانده بودشروع کرد به ایرادهای دستوری گرفتن از هومر و و نقدروایتهای مصنوع او و حتا نوآوری هایش.آنگاه یونانی ها که نیک می دانستندشعروادبیات در فراروی از استانه هاونرم ها وغلط بنویسیم هاآفریده می شود، تاب زوییلوس ناقدرانیاوردند و اورا ازصخره هاپایین انداختند. حالاحکایت ماست

FLAMING SWORD:PURE WAVE AND...-6

ین ها تنها گوشه هایی از دردهای معاصرند اگرچه مرید ومراد دو برادر همزادی هستند که در طول سالهاشعرفارسی خندیده وخندانده اند..........
جوانان هم شکوه و گله دارندکه چرا در ایران نقدنیست؟!پنجاه شصت سال است که نقدنوشته می شود و شکایت می شنوی که نقدنیست.انکار می کنند برچسب نقدذوقی و نقد روزنامه یی یا برعکس نقدمدرسه یی و کلاسیک درسی و اموزشی می زنند اماخودشان را کمترمی بینی تجربه و انفاق کنند یاشاید می نویسند و منتشر نمی کنند ازناسزا و بدگویی می ترسند گویی آنهاکه نوشتندوفحش خوردند سزاوارومستحق بودند!

FLAMING SWORD : PURE POETRY AND ...-5

کاملن حق باشماست دکترجان اما بحث من خاصه در آثارشمانبود شما که با این و آنهما آثار تثبیت شده اید حتا اگر دیگر ننویسید بحث کلی و رایج اینروزهای ادبیات ایران است ...پخشهای ضعیف و احتکار در انبارهای انتشاراتی وناشرها با تیراژهای نازل و......
همین مناظره مبتذل ساده هاوپیچیده هاراببینید که بیشترشبیه یک خیمه شب بازی لوس است یکی به پیروی دیگرانی که پیشترازاوتجربیاتی کرده بودند به زبان بازی روی آورده و شعرزبانی پیچیده ی مغشوشش راتبلیغ می کند و آن یکی دنبال ساده گوهاراه افتادهاما باهم برخورد ناقدانه ندارندونبایدهم توقع داشت واز تحقیروتوهین به هم و همراهانشان ابا ندارند البته به قول صایب : زلف مشکین تو یک عمرتامل دارد //نتوان سرسری ازمعنی پیچیده گذشت...

FLAMING SWORD:PUR WAVE AND...-4

زیباست.....جناب سلیمانی پس چرا این صداها درسرزمین مادری آنطورها که شایسته ست بگوش ها نمیرسد
آنها که عاشق ترند می یابند. در این زمانه هم شاید گوشها را باید به کامپیوترواینترنت چسباند تا آواهای دورونزدیک را شنید.برخی کارهای خوبم.هم در نشریات وطنی مثل دوره ی اول نوشتا و عصرپنجشنبه و مانندآنهامنتشر شده که دیگربایدبغل گوش شماباشد ناشران بامعیارهای ادبی پیشروهنوزدرآنجاهستند
Chat Conversation End

FLAMING SWORD:PURE WAVE AND...-3

25 minutes ago
درود دکترجان اگر موافقید ادامه بدیم....بعداز غباب براهنی و نوری علا شما و لنگرودی ودیگران ....نقد معاصر دچار ایستایی شده چراشما حداقل از انجا رسالتتان را دنبال نمیکنید نوشتن که جغرافیا نمیشناسد مثلا من خودم خیلی دوست داشتم باتوجه به شناخت و درکتان از شعر مدرن ایران بخصوص شعرناب وشاعران مسجد سلیمان مجموعه شعرم را بررسی کنید اما12سال از این انتظار گذشته وهنوز.............
خب کفتم این هزار مقاله و یادداشت بیش از ظرفیت بسیاری ناقدان است که در۲۵ سال گذشته منتشرکردم افزون بر ده دوازده کتابی که ازمن منتشر شد و بازنشرها درایران و خارج وچاپی والکترونیک ، دست کم سه دفتر شعر پیش دوستان ایران که لابدجایشانخوب است یک مجموعه ی پنج جلدی هم هست که از آن شعری می خوانم: قصد آفتاب دارم //درحضور سنجاقک و پروانه//که دررکاب باد// قصد آفتاب دارد//رنگین کمان اگربگذارد//درپروای باران و//مه...
Chat Conversation End