دست به تکرار دست شتافته بود
برای رسیدن تا تو
کوچه باغ اطلسی را باید می رفتم
برای رسیدن به کوچه باغ اطلسی
با تو
نام میهن من اطلسی بود
و خانه ام
قایقی سترگ
که در دریا و آسمان اتفاق افتاد
پس تا گرفتن دستان تو
کوچه باغ اطلسی را
در میهن اطلسی م
باید می رفتم
دست به تکرار دست شتافته بود
از شیپور های زرد و بنفش و سرخ
بامداد سر می زد
تا آواز ظهر اوج
در همین نزدیکی
که از گلوی خروسان عاشق
خوانده می شد
از خم راه که می رفتی
نه خم راه می ماند و نه رفتن
و درها و دربازه های تنها
و کوچه ها و خیابان تنها
بعد من ترانه ی اسپندی را برایت خواندم
در را که می خواستی ببندی
در را با نگاهم
گشوده داشتم
و در گشوده بود
وقتی از پیش نگاهم رفتی
و دستان مان
با هم و به دور از هم
در اوج عاشقی
١٥ مارچ ٢٠١٤
from Spiral#76
.
برای رسیدن تا تو
کوچه باغ اطلسی را باید می رفتم
برای رسیدن به کوچه باغ اطلسی
با تو
نام میهن من اطلسی بود
و خانه ام
قایقی سترگ
که در دریا و آسمان اتفاق افتاد
پس تا گرفتن دستان تو
کوچه باغ اطلسی را
در میهن اطلسی م
باید می رفتم
دست به تکرار دست شتافته بود
از شیپور های زرد و بنفش و سرخ
بامداد سر می زد
تا آواز ظهر اوج
در همین نزدیکی
که از گلوی خروسان عاشق
خوانده می شد
از خم راه که می رفتی
نه خم راه می ماند و نه رفتن
و درها و دربازه های تنها
و کوچه ها و خیابان تنها
بعد من ترانه ی اسپندی را برایت خواندم
در را که می خواستی ببندی
در را با نگاهم
گشوده داشتم
و در گشوده بود
وقتی از پیش نگاهم رفتی
و دستان مان
با هم و به دور از هم
در اوج عاشقی
١٥ مارچ ٢٠١٤
from Spiral#76
.















