Showing posts with label ARDESHIR MOHASSESS. Show all posts
Showing posts with label ARDESHIR MOHASSESS. Show all posts

Thursday, March 26, 2015

*4 BOOK OF ARDESHIR

ARDESHIR MOHASSESS in the BOOK OF ARDESHIR
سری دلقک های اردشیر ...کاریکاتوری از کاریکاتور که در چهره مردان سیاسی حلول می کند و کاریکاتوری از کاریکاتور کاریکاتور می سازد باز هم همه دنیا و مافیها دلقک اند .اجزای زخم و زجر با رنگ ها که زنده یا مرده , گرم و سرد , خاکستری و سیاه و سرخ و زرد تند هستند . شاه مفلوک و مریض ,نخست وزیر ملی که حنجره اش را برای من و تو دریده است . او خود را از قید حضور اشخاص رها کرده و حضور مدام تاریخ  را با لحنی غمزده یاد آوری می کند.با تردید و اعترا ض 
اردشیر دوره رباعیات خیام را از سال ۷۷ کار می کند و هالوکاست ادغام تراژدی و کمدی است . طرح های مینیاتوری که در حدود ۴۰۰ تایی هست و یک مجموعه کامل در سال ۸۷ کشیده است کارها تا ۹۰ در صد رنگی است پرواز اندیشه و خیال که سر خوشی و شادی او را در این اندوه می نمایاند . واکنشی افراطی که با هجوم حادثه افزون تر می شود و برای همین است که از ساعت پنج صبح تا نیمه های شب کار می کند 
در دوره کار های عبید , رندی و طنز عبید را با قلم نازک کشیده است .کار های عبید هم از ۷۷ آغاز شده و هر چند یکبار این وسوسه در او زنده می شود برای گفتن و باز گفتن 
کاباره چاتانوگای تهران آغاز تاثیری دیگر در کارهایش بوده و جست و خیز خطهای شاد و شوخ و شنگ و شیطان و رقص رنگ ها  و گردش نگاه که موج وار می آید و از سر می گذرد و همیشه زنده و تازنده است 
می رود و نامه پروین اعتصامی به مهکامه محصص را می آورد و به شوخی می گوید : می دانستی که پروین در این نامه نخستین کسی بوده که برایم مقدمه نوشته است 
سخن را به خانم سرور مهکامه محصص شاعر می کشاند : او که متولد ۱۲۹۱ شمسی لاهیجان و مدیر مدرسه آمریکایی رشت بود نخستین زنی است که بی حجاب سخنرانی کرده است . او در ۲۶ دیماه ۱۳۵۷ درگذشت 
سپس به سیرک و کاباره باز می گردد و حرف های دیگر . گویی می خواهد از فکر کردن به مادرش منصرف شود 
سیرک و کاباره در زمینه یی از نقاشی قهوه خانه ذهن مرا خیلی اشغال کرده ا ست 
رنگ ها را در همان تاریکی در محل می زدم 
گفت پارکینسون مرض خوشمزه یی ست 
من نمی خواستم در آمریکا بمانم اما آمدم و گیر افتادم . آمدم نیویورک بعد دوستان جمع شدند و کار هایی این سو و آن سو دست و پا کردند .نیو یورک تایمز هم مشتاق بود و برخی مجله های اروپایی مثل آفریقای جوان . دوستی هم آمد و آپارتمانی دست و پا کرد و این شد که ماندم 
از دهه ۴۰ که کارهای اردشیر در مطبوعات تهران چاپ شد امضای او به شهادت تاریخ پرداخت با نگاهی طنز آمیز که سوکنامه دوران ما را به طنز طرح می زد و از گذشته ها آغاز می کرد . از قاجار و پس از آن , از آدم هایی جدی با لباس های رسمی که وقتی کنار هم می گذاری شان به مضحکه یی بدل می شوند . از نقاشی قهوه خانه و پهلوان ها و پهلوان پنبه ها . از زنان و مردان و بچه ها ی کوچه و گذر و خیابان از صحنه هایی که نیز آشتی کلاسی سیزم بازاری و مدرنیزم روشنفکرانه است , که هر روز جلوی چشمان مان بود و در جان مان نقش می گرفت و یا که از یاد ما ن 
می رفت .
حالا او چهره خود را نیز به روی بوم آورده است با خط هایی خشن و نقطه هایی پر . که طنز نرم او را به خشونت می کشاند و خشونت بوم را به جای لطافت کاغذ انتخاب می کند و اما در همه حال آرام و روان می گوید 
PP 5-9
...




دلقك ها و بازيكنان سيرك و صحنه هاى دربارى بيشتر پتانسيل حركت و قدرت را نشان مي دهد در استحاله يى رقص وار كه هردو جنبه هنرى و وولگر را با خود دارد. يك نوع سرگرمى لومپنى كه هنرمند نمى تواند از كنار آن رد شود بى آن كه گوشه چشمى به جد و به شوخى بدان داشته باشد

Faramarz Soleimani's photo.

Ardeshir Mohassess,clowns,private collection of Dr Mohammad Zamani
تراريختى و دگرسيمايى هدف هنرمند از طرح دلقك هاو سيرك بازهاى اوست كه در وارياسيون حركت ها و صحنه ها نقش مى زند اردشير با دسترسى و مطالعه كتابهاى هنر و به ويژه هنر رقص بايستي به اين كشف و آميزش رسيده باشد حس ها و حساسيت هاى اردشير تمايل 
عمده يى به اين آميزش هاى از فولكلور تا مدرن دارد كه عمدتن در سرى دلقك ها رخ مى نمايد
به نظر مى رسد كه تعداد زيادى از دلقك ها پيش رحيم أصغر زاده يا ورثه او آمانت باشد كه خوبست روزى يك جا فرآهم آيد زيرا كه اين مجموعه غنى يكى از اوج هاى هنر اردشير محصص است


خود کامه گان و دلقک ها نه تنها غیر مستقیم باعث رشد مردم هستند بل هنر و هنرمند هم همراه آنان می بالند . اردشیر محصص مثال خوبی برای رشد هنر و هنرمند در سایه خود کامه گی ست

Wednesday, March 25, 2015

3*THE BOOK OF ARDESHIR:ARDESHIR MOHASSESS SPECIAL

3*THE BOOK OF ARDESHIR
حدود روز تولدش بود که به سراغش رفتم بی مقدمه گفت و با لحنی کودکانه هم : من خیلی بستنی دوست داشتم و روزی هشت تا بستنی می خریدم یکروز بستنی فروش از من پرسید گویا شما خانواده بزرگی هستید گفتم بله ما هشت نفر هستیم ...مسافر آرام لحظه های آشوب مثل کودکی راست و مستقیم می نشیند و لبخندکی شیطان بر لبانش دارد و با صدایی پرنیانی زمزمه می کند : از دیر باز می خواستم رنگ و روغن کار کنم اول از آبرنگ شروع کردم و تازه در سال ۹۱ اولین تابلوی رنگ و روغن را کشیدم و گواش که یک گلابی بود . اول فکر می کردم گلابی کشیدن کار آسانی است ولی بعد فهمیدم باید مراحلی را طی کرد تا بدان رسید . خانمی با من مصاحبه می کرد و گفت نابینا شدن شما و چلاق شدن دستتان چه تاثیری در کار شما گذشته است ؟! و من کارها را نشانش دادم 
هنرمند مهاجر همیشه کوشش در توضیح علت ها و دلیل مهاجرتش دارد 
من از بچگی چشم هایم ضعیف بود و اگر به آمریکا نمی آمدم چشمانم را از دست می دادم زیرا خطر آب مروارید و کوری در کار بود و من با چشم راست فقط نور چراغ را می دیدم . مرا در نیویورک به موسسه پیشگیری نا بینایی فرستادند . دکتر اشمرلیت مر به یکی از چشم پزشکان آمریکایی معرفی کرد آنها مرا از عمل جراحی منع کردند و تنها عمل پیوند قرنیه را انجام دادند به مجله سیمرغ گفتم که من کور نشده ام و هنوز می توانم  ببینم و کار کنم البته همیشه با سرعت باید کار کنم اگر خیلی با فکر بکشم خراب می شود . این سالها خیلی پر کار شده ام با کشیدن و کولاژ و....
تابلوی مراسمی برای یک دلقک را آورد و کولاژ شاه و تاجگذاری را که کنار کولاژ دلقک آمده است و سیرک مادر ملکه را . کولاژ ها و فتو مونتاژ های اردشیر چسبانه های خلاقه یی ست که تاریخ سیاسی و دلقک بازی را کنار هم می گذارد و تاریخ دلقکی را می نگارد دسترسی او به بریده های روزنامه ها و مجله های قدیمی که خودش در طی سالیان جمع کرده است از طریق برادرش داریوش است که آن ها را برای کولاژ هایش می فرستد 
مردی با لباس پرچم سه رنگ و شبکلاه بزرگ و کفش سه رنگ که از روی آتش می پرد و دلقکی با اشعه گوناگون که از او بیرون می زند و بیشتر به طرح های جرقه و آتش بازی می ماند او تمام آدم ها و دنیا را دلقک و سیرک می بیند و در نهایت آن دلقک فراری 
از ۹ ساله گی کار چاپ کرده اول در سالنامه مدارس رشت ...در سال ۲۹ به تهران آمدیم و در توفیق و باختر امروز کار چاپ کردم .کاریکاتوری از سید ضیا کشیدم چون می خواست نخست وزیر شود و نشد ! و شبیه آن را در سال ۷۳ در نیویورک تایمز چاپ کردم . از شکست خورده های سیاسی در سال ۱۹۷۳ در موزه لوو ر  نمایشگاهی داشتم که نیویورک تایمز کارهای آن را تهیه کرده بود .
می گوید : یک دوره کارهای کاباره و کنسرت موسیقی سنتی دارد که حالا به صورت رنگی در آورده است  .حاجی فیروز کشیده و باریک که در رنج ها و غم هایش مثل مداد شده اما با دایره زنگی و آواز خسته اش می خواهد شادی بیافریند و او یکی از آن ها را به من داد 
PP2-4
-----


اردشير محصص جايى مى گويد: هرگز مستقيمن در أمور سياسى دستى نداشته و هيچ وقت عضو يك حزب سياسى نبوده ام اما هميشه مطالعات وسيعي كرده امور سیاسی را پی گیری کرده نشریات و کتابها را خوانده ام و به این کار ادامه خواهم داد ...در حقیقت رشته من علوم سیاسی است .از دانشگاه تهران فارغ التحصل شدم 
مصاحبه با اردشير محصص، ميراث ايران ، زمستان ١٣٧٧، مصاحبه از نگار احكامى


Faramarz Soleimani's photo.
Ardeshir Mohassess by David Levine

Saturday, March 21, 2015

1*THE BOOK OF ARDESHIR:MOJ MAGAZINE SPECIAL OF ARDESHIR MOHASSESS

Faramarz Soleimani : THE BOOK OF ARDESHIR:کتاب اردشیر
MOJ MAGAZINE SPECIAL OF ARDESHIR MOHASSESSویژه مجله موج ,اردشیر محصص
ARTIST OF THE YEAR  هنرمند سال
زندگینامه BIO
تقابل تضاد ها برای مبارزه و چالش با قدرت در طرح طنز و سیاست همراه با استقلال و اصالت در کارهای اردشیر محصص به چشم می خورد تاث یر نقاشی قهوه خانه و یا برخی آثار خارجی اما در کارهای نخستین هنرمند و آنگاه تاثیر برخی کارهای هنرمند در آثار هنر مندان ایرانی و خارجی مورد ذکر بوده است امابه هر تقدیر اردشیر همیشه هنرمند اصیل و تاثیر گزار ایرانی باقی مانده است
ویژه نامه های محدودی که برای اردشیر محصص تا کنون منتشر شده اند به بخش هایی از آثار و آرای او پرداخته اند اما هنوز جای بسیاری از این مقولات در نشریه های پارسی زبان خالی است که در این جا می کوشیم به آن ها بپردازی م
تا کتاب اردشیر بیش از یک ویژه نامه ی معمولی دفتر خام خاطرات و به صورت مرجع  و منبعی برای اردشیر شناسی باشد آن چنان که رسم ما در دفترهای ویژه مجله موج بوده است
اردشیر محصص , زاده ی رشت , که در لاهیجان و رشت بزرگ شد
هجدهم شهریور ۱۳۱۷ / نهم سپتامبر ۱۹۳۸
هجدهم مهر ۱۳۸۷ / نهم اکتبر ۲۰۰۸ نیو یورک
دبستان : لاهیجان و رشت
دبیرستان : تهران , فیروز بهرام و هدف و تمدن , دیپلم ادبی
دانشگاه: دانشکده حقوق دانشگاه تهران , رشته علوم سیاسی ۱۳۴۱/۱۹۶۲
او از ۱۳ سالگی کار هایش را در روزنامه فکاهی توفیق چاپ می کند , و این کارها را در تالار قند ریز تهران به سال ۱۳۴۶ ه نمایش در می آورد همچنین در بی ینال ۱ و ۲ و ۳ شرکت دارد


نخستين كار اردشير محصص در روزنامه توفيق روز پنج شنبه ٣٠ آبان ١٣٣٠ منتشر مي شود كه ١٣ سال و دو ماه و ١٤ روز از سن اردشير مى گذرد اما هم خود هنرمند و هم برخي از شارحان احوال او گفته اند كه نخستين كار او در ١٢ ساله گى منتشر شده است

از سال ۱۳۴۲ جلیل ضیا پور در باره اردشیر محصص می نویسد و آنگاه فریدون رهنما , احمد شاملو , خسرو
گلسرخی ,مرتضا ممیز ,رویین پاکباز , آیدین آغداشلو , وندی کویل , رمزی کلارک و دیگران در این باره رقم می زنند
اردشیر در سال ۱۹۷۲ به دعوت مجله آفریقای جوان به پاریس می رود و آنگاه در سال ۱۹۷۵ به نیویورک مهاجرت می کند و این آغاز همکاری او با نیو یورک تایمز و دیگر نشریات خارج است
کتاب ها
کاکتوس , به کوشش سیروس طاهباز , ویژه دفتر های زمانه , با مقدمه کریم امامی,, ۱۳۵۰
اردشیر و صورتک هایش , توس , ۱۳۵۰ , با مقدمه علی اصغر حاج سید جوادی
تشریفات , مروارید , ۱۳۵۰ , مقدمه آیدین آغداشلو
لحظه ها , به کوشش کامبیز فرخی , هلند , ۱۳۵۱.
جهان نو , ویژه نامه ۱۳۵۱,
وقایع اتفاقیه , امیر کبیر, ۱۳۵۱, مقدمه احمد شاملو
شناسنامه , طهوری , ۱۳۵۲
اردشیر و هوای توفانی , توس , ۱۳۵۲ , مقدمه علی اصغر حاج سید جوادی ,
طرح های آزاد , نمونه , ۱۳۵۲, مقدمه رضا پوهات
کافر نامه , بامداد , ۱۳۵۴,
دیباچه , مروارید , ۱۳۵۴,
تبریکات ,مروارید , ۱۳۵۴,
صورتک ها , با حرف های وندی کویل , کارولین بین , سن فرانسیسکو
کتاب هایی درباره اردشیر از اسماعیل خویی , جواد مجابی و ...
تاریخ مدار بسته , مقدمه رمزی کلارک , میج , واشینگتن دی سی , ۱۳۶۸
چگونه می توان یک ایرانی بود , برنار بارولت , ۱۹۸۸,
هولو کاست , طرح های سیرک و کتاب تعبیر مصور رویا , چاپ نشده
+ کتاب دکتر مصدق
زندگی در ایران , مقدمه برنارد رایلی , ۱۳۷۳, کتابخانه کنگره آمریکا و میج
اردشیر محصص , تاریخی کوتاه , میج ۱۹۹۴
ویژه نامه های بررسی کتاب و سیمرغ ۱۳۷۷ و ۱۳۷۸/۲۰۰۹ , چگونه می توان یک نابغه بود
ویژه نامه مجله موج ۲۰۱۴
اردشیر محصص , هنرمند سر کش , فیلم مستند بهمن مقصودلو , The Rebellious Artist
...

برخی کاریکاتوریست های ایرانی در ویکی پدیا و مجله موج
Some Major Iranian Cartoonists,By Moj Magazine and wikipedia

۱/۱/۱۳۹۴

Friday, March 6, 2015

*BAHMAN MAGHSOUDLOU:ARDESHIR MOHASSESS DOCUMENTARY


Bahman maghsoudlou:Ardeshir Mohassess,the Rebel Artist,Artiste Rebelle
بهمن مقصودلو : اردشیر محصص  , هنرمند سر کش

 نگاهی به فیلم اردشیر

رجاله‌های اردشیر و هدایت


نمای نهایی فیلم که دوربین درگورستانی خاموش در بروکلین بر بال پرنده ای به سنگ قبر نزدیک می شود، در هیئت  یکی  از گربه های مکرر محصص به امضای مشهور" اردشیر" می نگرد؛ خط سیاهی را از بروکلین به پرلاشز پیوند می دهد و تا متن روشنفکری معاصر ایران می برد. انگار این رجاله های قاتل صادق هدایت هستند که از قلم اردشیر محصص سر ریز می کنند و او را که درهنر معاصر ایران بیش ازهمه به خالق "بوف کور" شباهت دارد، درگورستان غریب دیگری به خاک می سپارند.
بوف، بر سنگ گور هدایت در پاریس، میهمانان همیشه پرلاشز را به شرابی خیامی دعوت می کند. گربه بر مزار محصص، تاریخ را همراه آدمک ها ، زنجیرها ، مشت های بسته و مردان عباپوش می دود و استبداد قاجاری را درگذر از خشونت دوران پهلوی به سبعیت زمان کنونی پیوند می زند.
اردشیر محصص ضد قدرت و ضد استبداد است، علیه بی رحمی وبی عدالتی. نیشتر بدست و هراس انگیز تاریخ صد ساله استبداد را ترسیم می کند. خط ممتدی که از کلاه قجری و تاج پهلوی به عمامه آخوندی می رسد. انگار کمال المک- هدایت- محصص درهم می آمیزند و زیر پوشش های متفاوت "سر" را عریان می سازند و به قلب خشونت و بیرحمی راه می برند. ناصرالدین شاه آن نقطه نشسته بر صندلی قدرت در تابلوی معروف کمال المک به هئیت تاج بزرگ واژگونی درمی آید که چون موش از تاریخ بیرون می شود و دمی دیگر در جامه " حاج آقا" ی صادق هدایت با چکمه های عظیم خونی بر می گردد.
تصویری چنان که در متن فیلمی  مستند از جوانی محصص د رتهران می آید و تا خلوت آپارتمان نابغه گرفتار پارکینسون درنیویورک ، چند دهه را در قابهای تصویر و موسیقی و روایت خلاصه می کند؛ دیگر در جهان بر ساخته بهمن مقصودلو از هنرمندان بزرگ ایران، شگفتی آور نیست. با موهای سپید در منظرزمان نشسته  و یک تنه سرنوشت " قبیله گمشده" را به تاریخ می سپارد. در فیلم های  زندگی احمد محمود و ایران درودی هم عصاره تاریخ در پریشانی نویسنده همسایه ها و تنهائئ ایران درودی در خیابان های خیس پاریس، ثبت شده بود.
در " اردشیر" این تجربه درونی می شود. هنر و خلاقیت اردشیر محصص که او را در کنار هدایت یگانه می کند، فراتر و ژرفتر از نقد بیرحمی و استبداد است که هم در تصاویر عریان است و هم راویان در فیلم به تکرار می گویند. فیلم، بی کلام، از طر یق مونتاژ آثاری که ازمیان هزاران کار محصص دست چین شده اند و ضرباهنگ موسیقی به درون می رود. با اردشیری آشنا می شویم که  جهان - درون هستی- را در مرزهای انسان ایرانی که می شناسد به سخره می گیرد. قلمش جراحی می کند. انفجاری و عصبی و توفانی – به تعبیر جواد مجابی-  درون "ما" را پیش چشمانمان می گذارد. مردانی که سر خودرا در دست دارند. انسانهایی با صورتهای حیوانی. زنانی با سرهای وارانه. انسان های هزار دست و بسیار سر. شکم های برآمده. اینها همه "ما"ئیم. البته تلخ است که باور کنیم و این"ما" همان رجاله ها ی هدایت است. هدایت، بوف را بر سر در تاریخ  می نشاند. "ما" را بصورت جغد نشان می دهد که خود را در پرده شب پنهان می کند. نگاهی است که در چند دهه پیشتر از محصص، سخت مدرن است و با نمادهای فرنگی بیشتر غرابت دارد. محصص، "ما" را بصورت گربه ای در می آورد که در رهگذار استبداد می دود و چنگ می زند و پس صورتک ها را آشکار می کند. دیدگاهی است سنتی که مثل گربه روی فرش ایرانی می دود و همان صورتک هایی را که هدایت را می ترساندند، بر متن کاغذ می ریزد. هدایت، " ما" را می نوشت. محصص، " ما" را می کشید. وهنر اصلی او درست همین جا بود. و فیلم، در تصویر جهان درونی با نگاه سینماست که از فیلم های پیشین کارگردانش پیشی می گیرد؛ و حالا مستند ساز یگانه ای را در سینمای مستند ایران جایگاه ویژه ای می دهد : ثبت هنرمند معاصر ایرانی.
در غربت و با دست خالی اگر نبود که این دست فیلم ها فراهم می آمد و کارگردان اجازه رفتن به میهن خود و زیستگاه سوژه هایش را داشت، می شد بر غیاب دوره دهه پنجاه آثار محصص در فیلم خرده گرفت. زمانی که اردشیر در کیهان بود و دو گونه اثر کاملا متفاوت خلق کرد. آثاری" انقلابی" بصورت تابلوهای چند متری و آمیخته از سیاهی و رنگ های تند. اردشیر در این دوران تحت تاثیر " جوچپ" دهه پنجاه، کاریزمای رحمان هاتفی و شور خسرو گلسرخی بود. همزمان در شماره شب های جمعه کیهان در صفحه ای داستانی- حادثه ای که فریدون گیلانی و نگارنده نویسندگانش بودیم، طرح هایی متناسب با موضوع داستانک های ما می زد.
باامکانات کنونی هم ، پاره های فیلم های مستند رنگی، هوشیاری سیاه و سفید فیلم را خدشه می زند . حضور یک خانم فیلمساز ایرانی و یک سیاستمدار آمریکائی با جامه هایی درخور"کوکتل پارتی" و نه یاد نامه اردشیر، حس را گم و فضا را دیگر می کند.
پرنده که معلوم نیست از مزار هدایت در پاریس آمده، یا به آنجا بر می گردد؛ از سنگ قبر اردشیر در بروکلین برمی خیزد و دوری می زند. دیگر، به خانه آخر کدام هنرمند فرو خواهد آمد که در جهان قدرش می دانند و بر صدرش می نشانند و درمیهن خود غریب است و از ترس رجاله ها ، راه گریز می گیرد تا در شهری غریب بمیرد و در گورستانی خاموش در خاک شود. و چه خوب بود، د ر پایان فیلم بجای مرد ملی – مصدق- این هدایت بود که همراه مادر اردشیر از کنگره نویسندگان ایران در دهه بیست می آمد و کنار بدیل خود می نشست.
23 آبان 1392- پاریس
روز 

Thursday, January 29, 2015

ARDESHIR MOHASSESS COUNTRY/MOHASSESS NAKED FOREVER

 Dr.Faramarz Soleimani
IT IS A COUNTRY HE LIVED
IT IS A REALM WE LIVE WITH HIM
IT IS ARDESHIR MOHASSESS COUNTRY
...And Mohassess is naked forever!

---
Obeid of Zakan started the whole game 
And Ardeshir of Gilan 
Caught the ball
And ran with the others 
On a rooftop with two open ends 
Sometimes I went to see him 
If still playing 
He was 
He opened the window 
of Fifth Avenue 
To the world 
And the window 
Was stil wide open 
His nakedness 
Of seeing the world naked 
When nakedness 
Brutally is naked 
In front of our eyes 
And the whole game 
Is played by us 
On rooftop.
Copyright 2009 Dr Faramarz Soleimani
International Library of Poetry

Wednesday, January 28, 2015

BOOK OF ARDESHIR,ENGLISH



Moj Magazine presents:
The Book of Ardeshir
Ardeshir Mohassess , the prominent Iranian artist,
cartoonist and caricaturist unveiled his nudes in an exhibition in lower manhattan, 1992 , with his model walking around to supplement the scene. In other occasion he drew Cabaret scenes in between his bitter drawing of contemporary and historic moments of brutality, in form of irony and satire
img:moj
Faramarz Soleimani Originality in Ardeshir Mohassess vivacious artistic carrier and storied life was the main element to bring about a new generation of cartoonisst and caricaturists of Iran now scattered all around the world of art. And creativity



  •  Before modern time in Iran started 1300/1921 ,satire presented itself mostly in form of words and especially in poetry and prose ,but Ardeshir Mohassess morphed it into drawing and laid it down as a challenge to social and historical orthodoxy,which was not popular among authorities but heavily favorite with people.



  •  Get your pitch forks ready
    Strike hard and
    True. You get them or they get you. 

    Amiri Baraka , 1934-2014
    S O S
    Poems 1961-2013
    Grove Press, 2014




    •  In pain and anguish ,as well as love and affections , these are the artists who always come with remedies and still keep the memories alive,and people as audience always prefer irony and satire to serious matters