Showing posts with label / FARAMARZ SOLEIMANI NIGHT OF POETRY. Show all posts
Showing posts with label / FARAMARZ SOLEIMANI NIGHT OF POETRY. Show all posts

Tuesday, December 2, 2014

FARAMARZ SOLEIMANI:OUTSIDE PIX & PAINTINGS

Faramarz Soleimani فرامرز سلیمانی 
میان عکس ها و نقش ها 
به دنبال خود گشتم 
بیرون ایستاده بودم 
تنها نگاهمان با هم تلا قی کرد 

Thursday, October 16, 2014

FSNP:WHISPERS IN THE NIGHT

 Whispers in the night
Let the night whispers
Birds of the lost

In the dark

 Zohreh Khaleghi

FlamingTorch Restaurant Collection & Z Gallerie

Tuesday, October 14, 2014

FSNP:4 GHAZALS OF MAH MEHR,GHAZAL-4


غزل چهارم
چهار غزل مهرماه
كسوف
آواز خموشانه ى ماه است
كه بر آسمان دل مى نشيند
و خموشى
به آواز مى آيد
و خموشى در كوچه ها
آوازى فمين سر مى دهد
كسوف
بر آسمان دل مى نشيند
.
امروز كه گلها را آب مى داديم
باران كرفت
Faramarz Soleimani : 4 Ghazals of Mehr Mah

FSNP:4 GHAZALS OF MAH MEHR,GHAZAL-3

غزل سوم
چهار غزل ماه مهر
4Ghazals of Mah Mehr
جهان كه سرشار عشق مى شود
ذهن جهان به شور مى بالد
كامليا به تولدى تازه مى شكفد
كامليا
تولدى تازه را
مى شكفد
Faramarz Soleimani 

FSNP:4 GHAZALS OF MAH MEHR-GHAZAL-2


چهار غزل ماه مهر
4Ghazals of Mah Mehr
غزل دوم
مهتابى را شبتاب ها به شور عاشقى روشن كرده اند
.
سيب و گلابى ى كال
انار مى شكفد
چشمك شبتاب در غروب
كلام عاشقى
به دعوتى
در خانه ى كوجكى
كه از تو سرشار مى شود
پنبه ها در باد مى رقصد و
برگان خسته ى درخت
Faramarz Soleimani

FSNP:4 Ghazals of Mah Mehr چهار غزل ماه مهر

4 Ghazals of Mah Mehr چهار غزل ماه مهر
غزل اول
جيغ كاكايى ها
روياى درخت عاشق را مى پريشد
بيشه عريان مى شود
در ساحل خلوت و خالى
سرها به خاك و
ريشه ها
در هوا
بيشه ى عريان
در ساحل خلوت و خالى مى دود
.
كوكوى كوچكى
در زمان گم شده است
كنار گل سپيد أبديت
FARAMARZ SOLEIMANI

FSNP:GHAZALAK-3

...

FSNP:GHAZALAK-2

Ghazalak-2غزلك دوم
فأرسى و انگليسى
پنجره به كهكشان مى گشايم
واژه ها در ابديت مى درخشد
مى دانم كه
وقت عشق است
I open the window to constellation
Words are glowing
In eternity
I know
It is the time of love

FSNP:GHAZALAK FARSI/ENGLISH

غزلكً فارسى و انگليسى
Ghazalak in Farsi / English
Paradise smashed
Under the foot of fire
And the world
Smashed
By love
Faramarz Soleimani
بهشت له مى شود
زير پاى آتش
و جهان
به عشق
له مى شود
١٢ اكتبر ٢٠١٤

Saturday, October 11, 2014

FSNP:GHAZAL-12

غزل-١٢
از یک واریاسیون و ١٢ غزل ماه اکتبر 
:
 اختر ها و ز نبق در راهند 
یاس ها سر در آغوش هم زمزمه دارند 
و آسمان پریده رنگ پشت ماه 
این عطر یاس هاست 
یا که تو 
از راه می گذ ری 
وقتی که در لفاف مه می پیچی 
در اثیر رایحه یی 
کسوف به ماه رسید 
در برگان شب 
و ماه 
مثل ماگنولیایی 
به عریانی
 شکفت 
Faramarz Soleimani 

FSNP:GHAZAL-11

غزل-١١
با تو چراغ دریایی را به خانه می بریم 
تماشای نقاشی ها در خیابان خلوت و خالی 
نقاشی تنهایی ست 
و نقا ش تنها 
در وقت های به خود آمدن 
در خط ها و نقش ها 
گره می خورد 
زیرا نقاشی 
مغازله یی در تنهایی ست 
.
کاکایی ها در شد آمد شور 
کشتی ها در آیند و روند آبی 
.
و شعر نیز 
مغازله با تنهایی ست 
وقتی تنها روشنایی را در انتهای تالار می بینی 
و تا انتهای تالار 
تنها می روی 
در من موج می شکفد در تو موج می شکفد دریای اطلسی توفانی ست 
Faramarz Soleimani

FSNP:GHAZAL-10

غزل-١٠
شب نامه ی ما آواز عاشقی ست 
شبنامه ی عاشقی 
.
آنی و ناپایداری 
آبی ی دریا های نه متناهی 
و سنگ عاشقی 
که بر سینه ی زمین می نشیند و 
زمین نشانه ی دوران می شود 
نسیم می آید و عشق را 
از سنگ ها می روبد
تا سر مستی ی هوا
. 
شبنامه ی عاشقی 
شبنامه ی ما آواز عاشقی ست 
Faramarz Soleimani



FSNP:GHAZAL-9

غزل-٩
شب 
ماه را لای نخل ها یافتم 
و باغ شهر را 
با آن چراغان کردم 
گفتی برای من چه نوشتی 
گفتم هنوز چیزی ننوشتم 
و تو دانستی 
دفترم از نام تو سرشار ست 
ZK

FSNP:GHAZAL-8

غزل-٨

FSNP:GHAZAL-7

غزل-٧
سر کوهساری آتش افروختم 
و در دود و مه 
تو را یافتم 
آتش کوهساری دور بودی 
در آغوش دود 
و من 
در دو  مه 
گم شدم 
FARAMARZ SOLEIMANI 

FSNP:GHAZAL-6

غزل-٦
The sea is thirsty
دریا تشنه ست 
دریای تشنه 
از خاک ما می نوشد 
و دریا 
هنوز تشنه ست 
زیرا که عشق را پایانی نیست 
و عاشقی هم 
زمانه را به عشق می شود معیار زد 
زمانه تنها به معیار عشق 
عاشق می شود 
Faramarz Soleimani

FSNP:GHAZAL-5

غزل-٥
صدف ها و کف ها 
و موج 
پنهانی ی دریا 
به وقت عاشقی 
و صدف ها 
و کف ها 
که موج را 
با تو رفتم 
در دریای اطلسی 
Faramarz Soleimani 

FSNP:GHAZAL-4

غزل-٤
از خالی و خلوت آمدم 
تا با انگشتان نازکم 
تو را بر فرش زمین ببافم 
و زمین 
در تار و پود نازک تو 
بهاری بود 
و بود 

FSNP:غزل-2

غزل - ٢ 
پنهانی را هرگز نمی اندیشی که 
اتفاق می افتد تا که از پنهانی  
 آیدبه در آید  
و آن چنان اتفاقی بیافتد 
ان چنانی 

FSNP:غزل - ١

غزل-١
To love and love not
عشق هستی است و همبودی 
و نابودی 
بودن بی عشق است 
پس می چرخد و می چرخد 
که می چرخد و 
هم می چرخد 
اتفاق ساده نیست این 
اتفاق 
ساده نیست 
و آینه همچون برگان خزان 
در خیابان می روید