Tuesday, November 6, 2012

NAKED YOGI جوکی ی عریان

فرامرز سلیمانی : جو کی ی عریان
I have seen Naked Yogi in my dreams.
It was years ago when
Shahrzad bringing one of
her older tales of 1001 nights
So I became undressed
in the middle of the night
FOR singing along with her
The World Is A Turning Planet Anxiously Turning Around Us
And we are 
a naked yogi
On a platform
 جهان سفینه ی سیاری ست که پر اضطراب می گردد گرد ما 
و ما 
جو کی ی عریانی  
بر تختگاه 
جوکی به صحنه می اید 
تخم عریانی می پاشد بر شبان  شگفت
Yogi enters the stage
Spreading the seed of nakedness
On the nights of awe 

گام به گام
 جوکی ی عریان 
راز ریاضت را 
بر لبان عشق عنوان می کند
Pace by pace
Naked Yogi
Bringing the mystery of hardship
On the lips of love
با پستان عریانش /در تنش 
عریان می خواند 
بر خاک قد می کشد جوکی 
دوباره بر خاک می شود 
With her naked breast on her body 
Singing naked
Surging on earth
On earth
Becoming again 

از تپه ماهور ها می گذرد  
جوکی ی عریان 
در دره ها آشیان می گیرد
Passing hills and moguls
Naked Yogi
Nestling in the valleys 
دست در دست  بازو به بازو  ساق بر ساق 
Hands in hands arms in arms forelegs in forelegs
تا که قفلی به آرامی 
گشوده می شود 
جوکی گشوده می شود 
To open
A lock in silence
Yogi is open
 شکل خمان می گیرد 
در خم جوکی 
گیسوی باد را که می پریشد
Shpes in curves
In the curve of Yogi
When spreading tresses of the wind
 شاخ خمیده در راست گونه گی ی باد 
شاخ کشیده ی تن 
شانه به شانه 
گیسو به گیسو 
به سایه ی عریان
a bent horn in the straight of the wind
A straightened horn of the body
Shoulder to shoulder
Tress to tress
To the naked shadow
 از گوشه ی نسیم 
رایحه ی باغ بر خاست 
برجی بلند شد 
در تن عریان جوکی 
باغی بلند شد
The scent of the garden reached
From the corner of the garden
A tower raised
A garden raised
In the body of Naked Yogi

 ساق بر ساق 
یک چشمه ی دیگر را سراسر می نوشد 
جوکی ی عریان 
و چشمه یی دیگر 
در جای پا ی عریانی ش 
می جوشد
Foreleg to foreleg
Naked Yogi
Drinking a whole of another spring
And another spring
On her naked trace

 جوکی ی عریان صحنه را مرتب می کند 
تا که می آشوبد وقت 
جوکی ی عریان به رویا می اید 
و رویا 
با جوکی 
عریان می خوابد
Naked Yogi makes up the stage
To tumultuous time
Dreams the Naked Yogi
And dreams Sleep naked
With Yogi
 جوانه می زند در باد 
جوکی ی عریان 
و باغ 
 می شود 
میان شانه ها و پستان هاش 
شانه به شانه 
طبق طبق
Budding in the wind
The Naked Yogi
To become a garden
between her breasts and shoulders
Shoulder to shoulder
Plate to plate

 وقت هاپیش
پای بیدی مجنون
باران عشق که می بارید 
جوکی ی عریان
به رویاش می خوابید
دریای وقت شکسته بود
Times ago
Under a weeping willow
When the rain of love was falling
Naked Yogi
Was sleeping in her dreams
The sea of time was broken
And time
Was the sea
جوکی ی عریانی
جهان سفینه ی سیاری ست که براضطراب ما می گردد
And we are
A naked Yogi
On a platform
The world is a turning planet turning on our angst

No comments:

Post a Comment