Friday, August 31, 2012

ON LITERATURE

ادبیات کار برد درست زبان است بدون در نظر گرفتن موضوع و یا دلایل بیان آن
اولین و ا 
نویسنده آمریکایی   

STORM ON THE CEILING OF MY HOUSE

توفان از سقف خانه مان 
چکه می کند 
شهر دریایی شده است 
که با ریشه ها و درختان 
در آغوش آب می غلتد 
به هر سو که می گردی 
بی خان و مان ها 
باتو می گردند 
تا توفانی دیگر 
که چکه می کند 
از سقف خانه ما ن
ترک های دیوار
میز شکسته
پرده ی پاره
قالی ی خیس
بوم گریان نقاشی
تندیسی  فرو افتان
کا شی های شکسته
آشپز خانه ی متروک
خاتون خسته
اتاق پیمان
خانه یی در شب
٣١ آگست ٢٠١٢ 

Thursday, August 30, 2012

BIG EASY IN BIG STORM باد وحشی ست

katrina became pregnant by Aegaeus,
Then she found a refuge
In New orleans.
Isaac was born
In the rubbles and flood.
Let's pump them back
To the sea of violent storm.
گفتم کاترینا که از اژیوس حامله شد \ به نیو اورلینز پناه برد \ و در میان ویرانه ها و سیل \ آیزک را زاد \ حالا باید همه شان را در دریای توفان های وحشی \ خالی کنیم
8.29.2012
On Katrina anniversari
with Hurricane Isaac

Wednesday, August 29, 2012

شاعر \ معصوم \ کافر

شاعر از واژه ی معصوم  و کا فر چه مراد دارد ؟
قصد او آیا عصیان  و شورش برای نو گرایی و نو آوری است ؟
یا برای  پاگشایی به جست و جوی نوری  و ناری ناگهانی آمده است؟
در واقع گرایی ،الهام شاعر از واقعیت بیرونی می اید  که  اگر نوری ناگهانی بتابد باز هم همچنان روایت رویت را در بر دارد و همین مرز میان واقعیت و فراواقعیت را می سازد امااین جا شاعر به تعریف عشق در حماسه ، رویا و کابوس می نشیند  مثل دوربین مضطربی  که نگران صحنه یی آرام است ، و که آرامش از آن رخت می بندد .یا صحنه یی آشفته که در متن ساکت یک تصویر می نشیند ،مثل همان صدای نا  نوشته .یا کابوس خنیا گری که گردن زدندش و ساز او را سوختند.خنیاگر که می میرد ،شاعر هم می میرد . و در اسف و افسوس می خواند: دریایت را موج بودم.
و در عصیان فریاد بر می آورد :مرا در سینه عشقی نیست...انکار عشق نیست این،دیگر انکار عاشق است.یعنی  که انکار شاعر است .
و این شاعر است که دیگر پیچیده گی های متن را با ریتمی دگرگون می کند که به سماعی شکسته می ماند یا همان موج دریا بر تن سند باد بحری که سند باد بری هم هست.مثل وجود حاضر  و غایب 
شاعر معصوم ،شاعر کا فر که در پی نو جویی است زمزمه ها را هایکو وا ر می نویسد تا از ان تصویر فریادی بلند فراهم آورد مثل دفتری که در واژه ها و عدد ها شکل می گیرد
مجید آیینی می گوید :
عشق نفرین کافران است
و کفر
لغت عاشقان
چشمان تو امان نمی دهد
شرم حضور ندارد او اصلن برای حضور آمده است.برای اثبات حضور..زیرا حضور شاعر خود تداعی نو جویی و نو آوری است و برای همین هم او می اید و با حضورش ، خدایگان را می شکند تا بتی بسازد .
شاعر/ معصوم /کا فر ، شاعر معصوم و کا فر و عصیانی و شورشی است که در پی نو آفرینی هاش ان بت را با واژه
 می سازد  و خواننده یی که به او دل می بنددفکر می کند که شاعر از عهده ی ساختن ان بت یا معشوق
به شا یسته گی بر آمده است .و تازه این که پایان راه نیست ..هنوز کفر های شاعر ادامه دارد
هنوز واژه های او تمام نشده است
-دکتر فرامرز سلیمانی -

HURRICANE ابرتوفان

HURRICANE  ابرتوفان ،کو لا ک
این واژه که از سال میلادی ١٥٥٥  وارد زبان انگلیسی شده توسط اسپانیایی های پس از کریستف کلمب به اهالی
جزیره های کاراییب آموخته شده و در اصل از 
HURICAN 
اسپانیایی گرفته شده که در زبان فرانسه هم به صورت 
HURIKAN 
به کار می رودو به زبان های دیگر از جمله ترکی و  روسی و شاخه های آن رفته و تحریف شده است است  
توفان و کولاک به عنوان یک واژه عمومی نمی توا ند معنای آن را به نحو کامل برسا ند هر چند که موج بزرگ دریا را اطلاق می کند (دریا کولاک شد) اما کلمه تند باد و گرد باد به ماهیت 
CYCLON /TURMOIL
   نزدیکتر است که باز هم به عنوان یک واژه عا م عمل می کند و نه به معنای اختصاصی مورد نظر. 
ابر توفان را من به عنوان معادل این کلمه پیشنهاد می کنم 
باید در نظر دا شت که کلمه کولاک به مفهوم توفان برف یا برفباد هم به کار می رود که بیشتر در گردنه های کوهستانی مانند گردنه گدوک مازندران یا گردنه اسد اباد همدان و پیست های اسکی بویژه پیست شمشک در دامنه البرز  می توان شاهد  آن بودمانندآن که بگوییم: وقتی شمشک کولاک  شد پیست اسکی را تعطیل  کردند ).
این یاد دا شت به هنگام ابرتوفان آیزاک نیو آورلینز و با بهره از یاد دا شت هایم  بر حاشیه فرهنگ حیم نوشته شده است .با سپا س از دو ستم دکتر محمد باقر رحیم پرست برای یاد آوری واژه معادل کولاک ...
دکتر فرامرز سلیمانی -
HURRICANE KATRINA & ISAAC

Tuesday, August 28, 2012

ناپیدایی ی ناباور دوست - نثر A*SH*N*A:SIRUS RADMANESH

syrus radmanesh
سیروس رادمنش
بن آسیاب اول بهمن ١٣٣٤ - ١٧ شهریور١٣٨٧هفتگل
١٩٥٥-٢٠٠٨
بگذار نور پنجره این دیوار را بسوزاند
این صدای بال شب  بود
یا خود
نفس مردگان بودم؟
  گربه یی که می خزد
ضمیر شاه است
شاه کلمات
 در ملافه های زفاف
یا که هاله ی پر آب
-اه ای شبا هت تکرار
ای همه آب های زیر
نیلوفر ای مرداب
معشوقه ای عصر
.
در سال های آغازین دهه ی ١٣٥٠ و به دنبال بحران رویارویی و تقابل سنت و نو آوری در حوزه ی شعر امروز ایران بود که منوچهر آتشی  گفتمان تازه  یی را با عنوان موج ناب در مطبوعا ت ادبی گشود ، همراه ارایه ی آثاری تر و تازه و نو و با طراوت و زبانی فیگوراتیو و تصویری که خیالی ناب را در معماری غریب زیبایی عرضه می کرد .
 سیروس راد منش از جمله شاعران موج ناب بود که در پی حرکت های پسا نیمایی دیگری همچون موج نو و شعر حجم با آثارش در صفحات نشریاتی مانند تماشا ،جوان ،تلاش و...حضوری فعال یافت .
شاعران موج ناب کوشش در بریدن  از فضاهای زبانی شعر مفهوم گرا و قالب های شعر کلاسیک معاصر داشتند .حلقه ی نخستین موج ناب که بیشتر در مسجد سلیمان تشکل دا شت از کارهای هوشنگ چالنگی تاثیر گرفته بود که به شعر حجم وفادار بود ولی از امضا کنندگان بیانیه آن به شمار نمی رفت .هرمز علیپور در آن زمان شعر ناب را سردمداری و تیوریزه می کرد و حمید کریم پور یا آریا اریاپور ، سیروس رادمنش ،سید علی صالحی ،یار محمد اسد پور ،مرید میرقاید ، علی مقیمی ، رستم اله مرادی یا فرود شهیدی ،احمد علی پور و...در آن مشارکت داشتند که به شاخه مسجد سلیمان مشهور بودند.بنگرید به کتابم : شعر شهادت است ،برگ ١٢٥ و نمودار برگ ١٢٤ 
و همچنین بود فرامرز سلیمانی به عنوان شارح و همراه حرکت در دهه ٥٠ ، فیروزه میزانی ، مجید فروتن ،همایونتاج طبا طبا یی ،مهین خدیوی ، و آنگاه حسن اجتهادی ، کبرا سعیدی شهرزاد ،محمد حسین مدل ، محمد مهدی مصلحی ، محمد باقر کلاهی اهری ،محمد علی شکیبایی ،نعیم موسوی،تیمور ترنج ، آرش باران پور ،فرهاد پاک سرشت ،
،الف فرجام ، 
محمد رضا پویانفر یا م.بابک، جمشید چالنگی و برخی دیگر از شاعران جنوب و از جمله برخی از قصه نویسان را در این موج می توان نام برد . البته مجید فروتن،مهدی مصلحی ،تیمور ترنج، عدنان غریفی ،که به شعر مو جز و کوتاه تمایل داشتند ،از دوران موج نویی ها فعال بودند و شعر آنا ن در موج ناب و حرکت های دیگر ادامه یافت و یا خاموشی گرفت.
در این ز ما ن به یک اعتبار برخی کارهای شاعرانی همچون شاپور بنیاد،منصور برمکی و...نیز با شعر ناب پهلو 
می زد یا از آن آبشخور می گرفت .همچنان که موج ناب و حرکت های آوانگارد پیش و پس از آن بر شعر سیاسی و اجتماعی هم گهگاه تاثیر گذارده بود و ما در پرداخت های جداگانه به این موارد اشاره داشته ایم 
ازمقاله :معمآری غریب زیبایی 
بازنگری:تابستان ١٣٩١/٢٠١٢

ناپیدایی ی ناباور دوست - شعر

برای : س . ر 
ناپیدایی ی ناب  دوست 
نا پیدا یی  ی نا باور دوست 
شب بود 
که بو ی شب بو آمد 
در غبار 
و  دود 
توفان که می توفید 
گرد باد می گردید 
و دوست 
بالای جهان گم بود 
تا او دست کشیدم 
تا دست دوست 
و دستانم 
در دستان غبار و دود می اسود 
پس ناباور و ناب 
از دوست دست کشیدم 
از دستان دوست 
نا باور  و 
ناب
.
ناباور و ناب
خواب خلاصه مان را
در آغوش توفان
خفتی
در راه که می رفتی
گفتی که توفان
خواب خلاصه مان را
هر روز
با خود آورده  بود
و واژه های توفانی
هنوز در راه پراکنده بود
موج که بازی نیست
شکوه خیزش آب است
در بلوغ آبی
.
در عنبر و عقیق تو را جستم
و عنبر
و عقیق
ناب و نایاب بود
جهان
جای جدال خارا بود و رنگ
و رایحه ی باغ
که در کوچ باغ رنگ می با خت
پشت پرچین
آوایی خفه خفته بود
آوای عشق بود
یا زوزه ی هراس و بیزاری
خواب هزار ساله بود این که ما می دیدیم
خواب هزارساله بود
.
قد ری در تنهایی
ساعتی که بازو انش را ما می چرخاندیم
در چرخه یی جذ امگون
حکایت راه رفته است این
یا که راه را
سیل حادثه
برده ست
توفان هنوز می توفد
و گرد باد
می
گردد
و تو که ناب و ناباور و نایابی
...

Monday, August 27, 2012

نامه ی دوست

نامه ی دوست 
از دست دوست 
تا توفان 
می اید 
توفان 
نامه ی دوست را 
از دست دوست 
می رباید 
نامه دوست 
در توفان 
می رقصد 
تا ما کجا نامه ی دوست را در دست دوست بیابیم 

DEATH-4

مرگ با ما می میرد 
پس مرگ هم رفتنی ست 
پس مرگ هم 
می میرد
Zohreh Khaleghi 

توفان

توفان که می شود امشب 
بیا که شبتاب شویم 
تا آسمان شهر را 
روشن کنیم به عشق 
توفان بهانه ی با همی ست 

# 2495: HURRICANE ISAAC

میان راهزنان و باد 
کتابخانه ام پرپر شد 
میان قاره های دوردست جهان 
حالا ابر توفان نو ارلینز 
از پنجره 
دفتر ها و کاغذ ها یم را نشانه رفته است 
8.27.2012

Sunday, August 26, 2012

DEATH-3

به تهدیدم اگر می شتابد 
گریبانش می درم چا ک چا ک 
تا آتش در دهانش می نشانم مذاب 
مرگ 
تنها حرکت مهره یی ست 
فرو افتاده 
بر نطعی شکسته و 
بی 
رنگ 

RUMIESQUE

باز رومی وا ر می گویم 
خود حال دلی  بود پریشان تر از این 
یا واقعه یی  بی سر و سا ما ن تر از این 
اندر عا لم که دید محنت زده یی 
سر گشته ی روزگار  حیرت تر از این ؟
و دامن حیرت گرفت و کشید 
غبار  عشق فرو ریخت 
و در غبار فرو شد 
به حیرانی و پریشانی 
رهگذران گفتند 
حالا طعم عاشقی را 
به تماشایی 
چه خوب چشید
قدر هاله ی ماه -

درستایش بی پایان توفان

در ستایش بی پایان توفان 
کمی بر آبروی موج می نشینم
کمی بر یال با د 
چشمان ورزا 
همین نزدیکی  
پرسه می زند 
8.26

موج را می برم موج مرا می برد

موج را می برم 
یا که موج مرا با خود می برد 
تا که آغوش می گشایی 
قصد گریزم را 
پیش پای توفان 
پنهان می دارم 
مقصد همین نزدیکی ست
 در آب های کنجکاو خلیج 
و چشم  ورزا 
که هراس از توفان را 
ردای آبی بر تن کرده است 
موج را می برم 
موج مرا می برد 
8.26

خروس جنگی: براندازی قید وبندوقانون و قاعده

قید و بند و قانون و قاعده را قدرتمداران بر دست و پا ی آزاده گان و آزاده گی می گذارند تا آنان را در ید قدرت خود گیرند و زنده گی را از زنده گان سلب کنند هنرمند اما تن به این تحمیل  نمی دهد و از آنان سر باز می زند .
نیما براندازی قدرت و قید و بند را در شعر امروز ایران آغاز کردو هوشنگ ایرانی شاعرو ناقد،نخستین شاعر آوانگارد پسا نیمایی ،  با غلامحسین غریب  
 قصه نویس،شاعر  و موسیقیدان،،جلیل ضیا پور نقا ش،پدر نقش مدرن ایران ، و دیگران در نشریه ی خروس جنگی 
به انجام رساندند.
بگذار همه بشنوند...بگذار همه بدانند 
هوشنگ ایرانی -
همدان ١٣٠٤-١٣٥٢/

بگذار در این سرزمین گمنام این دیار در تاریکی نیست شده 
من آزادانه با هوس هایم زندگی کنم 
-غلامحسین غریب
تهران
 ١٣٠١-١٣٨٤

نقا ش با کلمات نقاشی می کند
همان طور که شاعر با رنگ و تصویر شعر می گوید 
جلیل ضیا  پور
 بندر انزلی ١٢٩٩-١٣٧٨ تهران 
از یک گفت و گو

FS:نقدی بر شعرهای کورش همه خانی


 · 

Saturday, August 25, 2012

وقار آفتاب

وقار آفتاب و آسمان دارد عشق 
وقتی رها می شود 
از وزن خاک 
(!و قافیه هم )

Z POEMPAINTING MULTILINGUAL

امروز هم دیروزی شد
انتظار را در آغوش کشیدن
حالا چه شعری را بنویسم؟....

ZOHREH KHALEGHI
Tr;FARAMARZ SOLEIMANI
ENGLISH:
Today too became of yesterday
To embrace the expectation
Then what poem should I write?
SPANISH:
Hoy tambien se convirti de ayer
Para abrazar la expectativa
?Entonces escribo que poema?
FRENCH:
Aujourd'hui aussi devenue d'hier
D'embrasser l'attente
Alors je devrai ecrire quel poeme?


DEATH-2

به پیوند و به انکار 
مرگ 
رابطه یی ست پیش از زادن 
که با ما می زید 
تا ما را می رباید 
بی که هنوز لحظه ها را بشناسد 
به زیر پو ست تشنه مان
یک رود خانه ی جاری
جاری ی مدام رودخانه یی
خاک را دیگر چه حاجت است
پس با پیوند ما
به انکار مرگ
COVINGTON
8.25.2012

INCIDENTALLY SURREAL WITH DALI IN PHILADELPHIA

It took me a few steps
to get up there to see him
But DA GENIUS
Was waiting on the steps
To welcome his fans.
I stepped on his mustache incidentally
Ouch!
I did not excuse myself 
and continued my way
To join the party.
Still Skylar screamed:
I wanna see Dali.
-April 2005

ZF:A GREEN PLANT

شعری از زهره خالقی با ترجمه ی فرامرز سلیمانی

نهالی سبز جوانه زد
در حدیث عشق.
وقت دیدار
ارمغان آورد
غزلی عاشقانه
که مرهمی ست
بر شعله ی نفس عاشق


A green plant is budding
in narrative of love
It brought a gift
A Love Ghazal
when meeting.
A healer
in the flame of lover's breath

Thursday, August 23, 2012

FARAHAIKUHA: DEATH

مرگ مارا عریان می رباید
پیش از آن که دامان بگشاید
و باد سفره ی مدام مرگ است

POSTCARD WITHOUT BORDERS:ROWAN OAK,OXFORD

WILLIAM FALKNER:Don't be a writer,Be writing
ویلیام فاکنر:نویسنده نباش ، نوشتن باش 

"I wish I was home"
Once Faulkner said,
I wish writing the trees in my solitude
"I wish there is a difference between loneliness and solitude."
I wish I was green
In the sun
Shadows of trees
Are walking  everyday
Faulkner wants to be inside
But without A.C.
As it is helping the global warming.
Peace is what we love
From dawn to dusk to dawn
So we settled in Rowan Oak
One day he was standing in the balcony
When he flew to the sky
of YOKNAPATAWPHA
On the sandy walkway
The shadow of magnolia
-That was not
8.19.2012
YOKNAPATAWPHA COUNTRY
It Is Real!
from Postcard Without Borders

POSTCARD WITHOUT BORDERS: WITH ELVIS IN MEMPHIS

img: moj
با الویس در ممفیس:
سفر
تمامی ی در های بسته است
که در توفان می گشاید
و با زمین چرخ می زند
و تخم مرغ های بندیکت
در سفره ی باد
می لرزد
شهر در اشغال شاه الویس
می جنبد و می چرخد
پس از ٣٥ سال
و کالسکه ها
با گنبد های چراغان
طول خیابان اصلی را می پیماید
تا هرم نقره یی .
کادیلاک های الویس و استودیوی آفتاب
کاخ سپید الویس
گریس لند خانه ی شماره ی ٢ پس از کاخ سفید
گو رستان تپه ی بیشه ها
زمین گریس لند
خیابان تنها
هتل دل شکسته
ابر نقره یی
روح سپید الویس
عقاب سیاه
شاه هنوز این جا زندگی می کند
و افسانه ی حیات دو روزی نبود بیش ش
WE ALL SHOOK UP !
8.18.2012
GRACELAN,MEMPHIS,TENNESSEE


هزارویک شب شعر

هزار و یک شب شعر 
سالی  تازه 
حدیث می شود 
بر دیوار باد 
که عشق را بر پا می دارد 
به دست دوست 

Wednesday, August 22, 2012

WE ARE GOING

ما می رویم و شما می ما نید 
شما می روید و ما می ما نیم 
تنها بازی ی بی بازیگری 

POSTCARD WITHOUT BORDERS:2-MEMPHIS/OXFORD



Read read read.Read everything.-Trash,classics,good and bad...Then write.If it is good,you'll find out.If it's not ,throw it out of window.
b.New Albany,Mississippi,Sep 25 1897-
d. 6 July 1962,Oxford,Mississippi
from William Faulkner's Nun



























OXFORD,MISSISSIPPI,WILLIAM FAULKNER'S ROWAN OAK
Our excursion to Oxford , Mississippi with my old friend ,Said,started from Square Book in downtown,a landmark by its own right with a good collection of books of their native son,William Faulkner,although missing two precious volumes of his poems.Then we discovered Faulkner's house in a wood ,down S.Lamar to the Old Taylor Road,off the main road to downtown.Faulkner bought this house of 1840 Greek revival in 1930 and lived there with his family until his death at 1962.He named the house ROWAN OAK in 1931,for Rowan Tree ,a symbol of peace.Later the house was sold by the family to The University of Mississippi to be well preserved.This is where William Faulkner's most stories and novels have been written Some of his illustrated letters from Paris,His manuscripts and Nobel Prize of 1949 found recently in this place are put in auction by the family . Faulkner won The Nobel Prize in literature in 1949 ,as well as Paulitzer and National Book award in 1954 for his  book: A Fable ,and became the most read and studied author in the world after William Shakespeare.William Faulkner,s First novel SOLDIERS' PAY was written in New Orleans and published in 1926 with the help of Sherwood Anderson,a friend and co-worker in the literary magazine:The Double Dealer ,who lived in Pontalba apartment in 1924 and found a publisher for him.Next to this place in Pirate's Alley
 a k a Cabildo Alley is where William Faulkner lived from 1925 to 1926 and now the first floor of the building is a bookstore with some memorabilia of faulkner .A plaque outside on the wall says: Here in 1925 William Faukner,Nobel Laureate wrote his first novel ,Soldier's Pay"Later ,he also wrote MOSQITOS,1927 and letters to his mother in the same place,New Orleans.He also wrote a foreword to his roommate,William Spratlingwho compiled $1 sketches of the people of French Quarter and published under the title of Sherwood Anderson and other famour creole.(..)
This was the beginning of Faulkner's inspiration by people and places of south like Indians and slaves and their stories,some happening in the imaginary YOKNAPATAWPHA Country, to contribute to Southern Literature along with Tennessee Williams*,Truman Capote,Eudora Welty of Jackson,Mississippi ,among others.
Images,note and weblography by: F.S.